وبلاگ قریب
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
 
۱۳۸٧/٧/٢۳ :: ٥:۱٦ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

در ادامه با نوشته قبلی (لینک)، پیشنهادات خودم رو می گم.
به نظر من می تونه ساختار تصویب قوانین به این صورت باشه:
کارها به صورت تخصصی انجام بشه. به جای اینکه یک مجلس داشته باشیم و یک دولت که مجزا از هم باشند، یک ساختار و یک نهاد داشته باشیم.
برای هر حوزه تخصصی مثلا مهندسی برق یا عمران یک انجمن یا شورا داشته باشیم که از 100 نفر برتر این حوزه در کشور تشکیل شده باشه. برای تصویب یک قانون یا طرح، باید جنبه مهندسی برق آن در انجمن مهندسی برق تصویب بشه.
یک انجمن مدیریت هم داشته باشیم که شامل 100 نفر برتر در زمینه مدیریت کشور باشد.
این انجمن مدیریت باید بر اولویت انجام طرح ها در کشور نیز بر اساس اهمیت، مدیریت نماید.
به این ترتیب می توان تا حدودی اطمینان داشت که طرح ها به صورت کارشناسی در کشور انجام شود.

علاوه بر این، وظایف دیگری مانند نظارت بر صحت اجرای قوانین در شهرستانها و مطالبات مردمی و شکایات هم به نهاد های دیگری واگذار بشود (البته الان هم این نهادها وجود دارند ولی چون موازی کاری است، آنقدر قوی عمل نمی کنند. وقتی یک وظیفه را فقط یک نهاد باید انجام بدهد، خواه ناخواه این نهاد بیشتر تقویت می شود.)



۱۳۸٧/٧/٢۳ :: ٥:۱۱ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

تا حالا به ساختار تصویب قوانین تو کشور فکر کردین؟

شاید بی مناسبت هم نباشه. انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیکه. برای من این خیلی عجیبه که چرا این روال اصلا تخصصی نیست. یک بار تو ذهنتون مرور کنید. در یک حوزه انتخابی، چند نفر کاندید می شوند. مردم هم به یک تعداد از اینها رای می دهند. بعد این نماینده ها می آیند توی مجلس.

کارهای یک نماینده را دسته بندی می کنیم :

1. تصویب قوانین

2. رسیدگی به تصویب بودجه

3. تایید وزیران دولت

4. نظارت بر صحت اجرای قوانین توسط دولت

5. رسیدگی به درخواست های مردم حوزه انتخابی

متاسفانه با توجه به نحوه انتخاب نمایندگان مجلس و روال تصویب قوانین می بینیم که کار تخصصی چندانی روی قوانین انجام نمی شود. کارهای تخصصی روی قوانین را می توانیم در چند مورد بگنجانیم :

1. تشکیل کمیسیون های تخصصی

2. مرکز پژوهش های مجلس

در مورد کمیسیون های تخصصی مجلس، به دلیل اینکه هر نماینده با هر دانش و سابقه کاری بالاخره در یک کمیسیون خواهد بود، کار آنقدر ها هم تخصصی نخواهد بود. یعنی در تشکیل کمیسیون ها سعی می شود که هر نماینده به عضویت کمیسیونی در آید که دانش و سوابق کاری اش با آن کمیسیون هم خوانی داشته باشد. اما چون نمی شود که نماینده عضو هیچ کمیسیونی نباشد، کمیسیون ها زیاد هم تخصصی نیست. قوانین ابتدا در کمیسیون ها بررسی می شوند و سپس در صحن مجلس تصویب می شوند.

در مرکز پژوهش های مجلس هم کار های خوبی انجام می شود اما نتیجه کار آنها فقط گزارش هایی است که نمایندگان در تصویب قوانین می توانند از آنها استفاده بکنند یا نکنند.

از یک لحاظ دیگر هم این ساختار اشکال دارد. چون کارهای مختلف نمایندگان با هم سازگاری ندارد. از یک سو رسیدن با درددل ها و مشکلات مردم در حوزه انتخابی وقت زیادی از نمایندگان مخصوصا نمایندگان شهرستان ها می گیرد.

از یک طرف نظارت بر صحت اجرای قوانین توسط دولت به خوبی توسط نمایندگان به خوبی امکان پذیر نیست. زیرا اول اینکه چند نفر محدود هستند و نمی توانند به تمام کارها نظارت داشته باشند. ثانیا اینکه نماینده ها عموما اکثر وقت خود را به دلیل مشغله ها در تهران هستند.

در تصویب قوانین و نیز تصویب بودجه نیز عموما کار به صورت چانه زنی انجام می شود. یعنی هر نماینده (تازه در صورتی که نماینده توانا و دلسوزی برای حوزه انتخابی باشد و در باند بازی ها و سیاسی کاری ها زیاد درگیر نشده باشد) سعی می کند که بیشترین مقدار ممکن در بودجه را برای حوزه خود بگیرد. واضح است که این روال زیاد با یک روال تخصصی و حساب شده سازگاری ندارد.

باز هم در وظیفه تایید وزیران دولت می بینیم که به دلیل اینکه اکثر نمایندگان از تخصص کافی در حوزه ای که وزیری قرار است انتخاب شود برخوردار نیستند، انتخاب یا همان تایید صلاحیت به یک انتخاب سلیقه ای و شاید هم کمی نظری تبدیل می شود.

در کنار این ایرادات می توان به مزیات بومی بودن نمایندگان و شرکت دادن مردم همه نقاط کشور در تصمیم گیری ها و نیز تشکیل یک جمعیت با قدرت تصمیم گیری بالا به صورت مجزا از دولت اشاره کرد که فکر می کنم بتوان به گونه بهتری به این نکات مثبت هم رسید که مشکلات بالا را نیز نداشته باشد.

نا گفته نماند که به نظر من این ایراد کم و بیش به تمام کشور هایی که از ساختاری مشابه مجلس ما استفاده می کنند وارد است و اختصاص به کشور ما ندارد.



۱۳۸٧/٧/٢۳ :: ٥:۱٠ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

چند وقت پیش یک کاتالوگ به دستم رسید از چادر هایی که طرحهای یک طراح لباس اسلامی بود. خانم ... که قبلاَ چادر ایرانی یا چادر ملی رو طراحی کرده بود.

اینبار هم چند چادر (البته به اصطلاح خودش اما من بعداَ نظر خودم رو در مورد ابن اصطلاح می گم.) رو برای صنف های مختلف پیشنهاد داده بود از قبیل نظامی ها یا سازمان گردشگری و همین طور چند نوع چادر برای افرادی که می خوان در مهمونی ها و غیره از اون استفاده کنن.

 

و حالا تحلیل خودم: می دونین، من در عین حال که از ایجاد این طرح ها خوشم اومد اما چند مطلب رو هم فکر کردم که باید روش فکر بشه.

خیلی ها می دونن که امروزه مانتو و کلاَ پوشش مناسب اسلامی برای خانم ها، راحت تو جامعه پیدا نمیشه. عموما، یا خیلی تنگن یا کوتاه و یا نازک. یا با نحوه برش و دوخت خاص مانتو، برجستگی هایی از بدن، بیشتر به چشم میاد و کلا یک مشکلی از نظر اعتقادی و پوشش، دارن. به همین دلیل هم افرادی که با دغدغه دینی و یا عرفی به بازار می رن، خیلی می گردن و نهایتا مورد مناسبی پیدا نمی کنن.

من خودم بالشخصه این رو تجربه کردم و کسایی رو می شناسم که چون پوشش مناسبی برای بیرون پیدا نمی کنن، پس از کلی گشتن، برای اینکه خودشونو راحت کنن می رن سراغ یکی از همین نمونه های رایج مانتوی توی بازار که زیاد هم با اعتقاداتشون سازگار نیست!

خب از دست دادن حیا هم یک روال ذره ذره و تدریجی داره. یعنی به مرور برای افراد، قبح یک کار بد، از بین میره. به همین دلیل هم هست که می بینیم که روز به روز، حتی برخی افرادی که دغدغه اجرای دستورات دینی رو دارن، از لحاظ ظاهر و سطح پوشش، نزول پیدا می کنن.

و باز هم خیلی ها می دونن که بسیاری از نمونه های مانتویی که ما در بازار می بینیم از روی الگوهای خارجی دوخته می شه و یا افرادی طرحش رو می دن که زیاد هم با دغدغه های مذهبی در مورد حجاب کاری ندارن.

و پر واضحه که خیلی خوبه که توی جامعه افرادی بیان و طرح هایی برای پوشش مذهبی ارائه کنن.

و بازم خیلی ها می دونن که تا یه طرحی میاد برای مبارزه با بدحجابی، همزمان با اون داد یک عده در میاد که آی بیاین و زیر ساختی عمل کنین و کار فرهنگی انجام بدین و ... و خیلی شاهکار کنیم، یک نماینده مجلس از طراحی های جدید حرف می زنه و ...

و باز هم دیدین که چند وقته نمایشگاه هایی برای معرفی طرح های جدید برای حجاب اسلامی ایجاد شده .

اینا رو میگم تا به یادتون بیاد که ما چقدر نیاز به طرح داریم. اون هم طرح های جدید برای سلایق متفاوت و نیز نیاز های متفاوت و همین طور برای میزان های مختلف از ایمان در افراد. این بخش رو دقت کنین: برای سطوح مختلف ایمان. اینو داشته باشین تا بعد.

اما فکر می کنم حالا که می خوایم یک حرکت جدید رو شروع کنیم خوبه که از همین حالا به زوایای مختلف و احتمالاَ مزیات و معایبش هم خوب فکر کنیم تا بعد یک مدت نگیم که ای بابا این حرکت هم که ما رو به اینجا رسوند و ...داد همه کارم ... به بد نامی کشید آخر!

اول خوبه به شرایط این پوشش ها فکر بشه.

خب اکثرمون ویژگی های یک پوشش اسلامی رو در جلوی نا محرم می دونیم.

چیزی که اکثر علما اعلام می کنن اینه : گردی صورت و دست از مچ.

خوب به عقیده من اصولاَ حجاب برای پوشیدن زینت ها اومده و به همین دلیل نمی تونیم صرفاَ یک لباس رو به این دلیل که بدن رو می پوشونه بهش بگیم حجاب اسلامی.

بلکه باید دقت کنیم که این لباس، خودش هم نباید زینت باشه و در این میان، حجاب چادر به دلیل اونکه اولاَ حجم بدن رو می پوشونه و بعدش از نظر رنگ هم زینت نیست و دلیلای دیگه، به عنوان حجاب برتر شناخته می شه.

من فکر می کنم این چیز هایی که در این بروشور دیدم بیشتر یک مانتوی پوشیده بود تا چادر!

به این معنی که این پوشش برای کسایی که الان مانتو می پوشن و دنبال یک چیز پوشیده تر و اسلامی تر میگردن که بهشون همون راحتی رو که توی مانتو دارن بده خیلی مناسبه و گزینه خوبی محسوب می شه.

اما باید دقت کنیم که همیشه یادمون باشه که این مدل ها بازهم به همون دلایلی که قبلاَ به عنوان مزایای چادر گفتم، زیاد هم با چادر انطباق نداره چون خیلی از این مدل ها خودشون زینت محسوب می شن (البته به عقیده من) و در مقابل چادر سنتی ما از حجاب کمتری برخوردارن.

به عبارتی، برای کسانی که الان هم چادری هستند، پوشیدن این طرح ها، یک نوع پایین اومدن از سطح پوشش قبلی شون محسوب می شه!

اما برای کسایی که نمی تونن با چادر سنتی، حجاب خودشونو خوب حفظ کنن و در کار و غیره می خوان به همین علت به مانتو رو بیارن، گزینه مناسب تری نسبت به خیلی از مانتوهای موجود محسوب می شه.(با اون که بعضی از مانتوها از این مدل ها انصافاَ حجابشون بیشتره!)

اما به نظر من هنوز هم نباید فراموش کنیم که چادر سنتی برای کسانی که می تونن با اون حجابشونو خوب حفظ کنن بهترین گزینست.

و خوبه که این مطلب رو در نمایشگاه هامون و یا بروشور هامون فراموش نکنیم و روزی نیاد که چادر سنتی (که به نظر من از بسیاری از این مدل های جدید، از لحاظ دارا بودن ویژگی های یک حجاب اسلامی، بهتره)، در مقابل این مدل های جدید، از یاد بره!



۱۳۸٧/٧/٢۳ :: ٢:٠٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

توی ذهنم این سوال شکل گرفته بود که چرا حضرت پیامبر (ص) و ائمه (س) زیاد در زمینه مثلا اختراع یک وسیله جدید که موجب راحتی زندگی مردم بشه فعالیت نکرده اند.

البته خیلی حدیث و توصیه از ایشان دیدم که در مورد پزشکی و سلامت بدن بوده ولی علم مهندسی کنونی و معادل اون در گذشته چی؟

این به ذهنم رسید که شاید دلیلش این بوده باشه که خداوند علوم انسانی را پایه ای تر و ریشه ای تر از علوم مهندسی به معنی کنونی می داند. بر خلاف آنچه که آدمی در عصر صنعتی به آن معتقد بوده است. ولی داریم که بسیاری از شاگردان ائمه و یا شاگردان شاگردان ایشان دانشمند در علوم مهندسی بوده اند و این جایگاه خود را از شاگردی ائمه می دانند. به نظرم به همین دلیل ایده ای که اکنون در جهان رایج شده که علوم انسانی را در اولویت قرار می دهند درست است.

فکر می کنم که پیامبران تا مردم خیلی از مشکلات خودشون رو حل نکرده اند و در روابط انسانی و جهان بینی مشکل دارند، اصلا نیازی به مطرح کردن مسائل مهندسی و پیشرفت در این زمینه ندیده اند. البته در مورد سد فلزی بین قوم یأجوج و مأجوج و یا زره ساختن حضرت داود (س) در قرآن شنیده و دیده ایم. اما اصلاح جهان بینی و روابط انسانی و اخلاق رو بسیار ضروری تر دیده اند. اگر احادیث مربوط به عصر ظهور حضرت مهدی (عج) رو بخونیم می بینیم که در عصر ایشان پیشرفت تکنولوژی و علم بسیار زیاد خواهد بود (ان شاء الله). که آن هم احتمالا بعد از رسیدن به مسائل اجتماعی و فرهنگی خواهد بود.

این مطلب به نظرم بسیار جای کار داره.

(بخوانید پیرامون جنبش نرم افزاری)




۱۳۸٧/٧/٢۳ :: ۱:۳۱ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ

(۵۰) سوره سبا

خوب، من اومدم...



 
درباره وبلاگ

بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین.

مطالب اخير
مرگ استیو جابز
در جهت اصلاح
در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟
غیرت : گوهر کمیاب این عصر
مبارزه با قانون شکنی
معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی
باز هم مخالفتی با خدا
عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها
چرا باید منتظر باشیم؟
مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی
اول یادگیری مطلب و سپس یادگیری تاریخچه
معرفی زمینه های مورد نیاز و سود آور به کارآفرینان
غر زدن، مد امروزه!
بانکداری اسلامی
مسلمانی
راضی کردن همه
قوه مقننه یا ... ؟
به اسم امام و به کام دشمن امام و انقلاب
عذر خواهی از برخی شعارها برای اطاعت از دستور رهبر عزیزمان
مجلس و ماجراهایش
اعتراض به مصوبه مجلس برای قانونی کردن وقف دانشگاه آزاد
آخرین تلاش های ناشیانه
آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند.
نامه تامل برانگیز حسین شریعت مداری به برخی مراجع
تاملی بر صحبت های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد حسن مصطفوی
یک چاره برای آسان شدن سختی ها بر انسان
چند نکته از حضرت شعیب علیه السلام
چرا برخی به سید حسن خمینی، سید حسن مصطفوی می گویند؟
مساجد ما و مساجد مورد پسند اسلام
بیسیم چی

پيوندها
RSS Feed