|
وبلاگ قریب
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
|
|
||
|
نامه ای از آقای حسن خمینی نوه امام خطاب به آقای ضرغامی رئیس صدا و سیما دیدم که لازم دیدم چند نکته را گوشزد کنم: ١. اصولا آقای حسن خمینی را نماینده صادقی از امام نمی دانم. چرا که ایشان در زمان فوت امام، آنقدر سنی نداشته اند که بخواهند خطوط سیاسی امام را برای ما بازگو کنند. نهایتا ایشان امام را عموما از آثار ایشان شناخته اند که ما هم می توانیم با بررسی آثار امام، همین کار را انجام دهیم. به نظرم ایشان زیادی دارند از رابطه نسبی خود با امام مایه می گذارند.
2. اینکه می فرمایند "چنانکه از منابع موثق شنیدهام"، می شود بحث کرد که آیا ایشان به صورت خوشبینانه، خواسته اند با بیان آنکه خود ندیده اند، صداقت داشته باشند و یا در حالت بدبینانه، خواسته اند جای فراری برای خود قرار دهند.
3. قبلا صدا و سیما، تنها بخشی از یک صحبت امام را پخش می کرد. آنهم صحبت هایی که به کسی بر نخورد و به نوعی، صحبت عمومی امام بود و آنهم به صورت خیلی محدود. اما چند وقتی است که صدا و سیما، هم بیشتر صحبت های امام را پخش می کند، هم طولانی تر و هم قبلش بیان می کند که در چه قضیه ای امام این صحبت را بیان نمودند. علاوه بر این، سعی می کند همه صحبت های امام را پخش کند و این قدر مراعات نکند که به فلانی بر نخورد و ...
4. اینکه می فرمایند، باید از نزدیکان امام دعوت کنید، بله من هم موافقم. اتفاقا کسانی مثل سعید قاسمی که بند به بند صحبت های امام را حفظ است و عمری با دستور امام زندگی و رفتار کرده، خیلی بیشتر نزدیک امام محسوب می شود تا فردی مثل سید حسن خمینی که نهایتا چند رفتار خانگی امام را دیده و دست مهربان امام را بر سر خود احساس کرده تا دیدگاه های سیاسی امام. اتفاقا من اعتقاد دارم که افرادی، سالها دیدگاه های امام را پنهان می کردند و البته مردم هم مقصرند که نه صحیفه می خوانند و نه خودشان به گفتار های امام رجوع می کنند.
5. حتما می دانید که آقای سید حسن خمینی، داماد آقای موسوی بجنوردی است که از بزرگان اصلاحات محسوب می شود. البته این تنها رابطه بیت امام با سران اصلاحات نیست و بسیاری از افراد بیت امام رحمت الله علیه، نسبت های فامیلی و دوستی قدیمی با سران اصلاحات دارند که بدین ترتیب، نمی توان به بی جناح و صادقانه روایت کردن آنها اعتماد نمود. حالا اینکه چرا اصلا اصلاحاتی شده اند، بحثی است که باید به جای خود به آن پرداخت.
--------------------- ارجاع به نامه آقای سید حسن خمینی : لینک ارجاع به پاسخ آقای ضرغامی : لینک ارجاع به پاسخی از سوی آقای شریعت مداری : لینک ارجاع به پاسخی از سوی یکی از افراد مرکز اسناد انقلاب اسلامی: لینک (این آخری رو حتما یک نگاهی بیندازید. مطالب جالبی را از امام در باره نهی بیت از دخالت در کارهای سیاسی، گفته است.) باز هم برنامه دیروز، امروز، فردا... این بار سعید قاسمی، این مجاهد دوست داشتنی... باز هم دعوای همیشگی دنیاطلبی و مبارزه... داغ دل بسیاری از ما دوباره تازه شد. داغ ناراحتی از راحت طلبی برخی مسوولین. داغ بی اخلاقی برخی مسوولین. جالب است که برخی مخالفین جوان تازه نفس و بعضا احساسی، به اشتباه زیر بیرق همین معدود مسوولین مرفه و سیاسی باز، ناراحتی های خود را از رفاه طلبی مسوولین نظام بیان می کنند! برادرم، خواهرم که امروز ناراحتی! باور کن همین ها که امروز از آنها اطاعت می کنی و فکر می کنی که آنها فرشته نجات تو و همراه تواند، همین ها بنیانگذار این فسادی هستند که می بینی و از آن ناراحتی. و باور کن که این رهبر ما سید علی که از او ناراحتی، همان مظلومی است که از دست همین مسوولین مرفه و منافق و امام دفن کن، سالهاست که خون دل می خورد و می جنگد.
عزیزم، دشمن را اشتباه گرفته ای. چشم باز کن.
پی نوشت: بیایید دوباره پیام امام را در مورد قطع نامه بخوانیم. توصیه های جالبی در مورد تضاد ذاتی مبارزه و رفاه طلبی دارد: لینک "بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحت طلبی ، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند." خیلی از ما، در روز به افرادی بر می خوریم که به محض مواجهه با کوچکترین ناملایمی در زندگی روزمره، به در و دیوار و همه سیستم، فحش و ناسزا می گن و همه رو مقصر می دونن الا خودشون. در همین راستا، در این جا (لینک)، چند توصیه دیدم که خوبه یک سر به اون بزنید. خلاصه و مفید گفته. کاش هر کدام از ما، سعی می کردیم، فارغ از همه سختی هایی که می بینیم، وظیفه خود را در جهان هستی، در مقابل پروردگار خود، به خوبی ایفا کنیم. صحبت های امشب آقای فلاحیان، وزیر اطلاعات دولت آقای هاشمی رفسنجانی در برنامه تلویزیونی دیروز، امروز، فردا، بهانه ای شد که صحبتی رو با عنوان اختلاف دیدگاه پیش بکشم.
ببینید دوستان، اگر بخواهیم افرادی را که فاسد هستند (اقتصادی، قدرت طلبی، ...) یا نیت سوءی در انقلاب دارند و منافقانه رفتار می کنند را از اکثریت مسوولین نظام که سالم هستند (به جدّ، به این اعتقاد دارم) جدا کنیم، باقیمانده افراد، یعنی همان سالم ها را می توان به این صورت توصیف کرد:
این اکثریت مسوولین ارشد نظام (توجه کنید، عرض کردم ارشد!)، هم به اسلام اعتقاد دارند؛ هم می خواهند که نظام موفق باشد؛ هم به آن عشق می ورزند و عمرشان را پای نظام و اسلام، خرج کرده اند. واقعا هم می خواهند که مسلمان زندگی کنند و سالم باشند.
اما این به معنی این نیست که همه مانند هم فکر می کنند. و حتی به این معنی که همه درست رفتار می کنند.
در بین آنها، طبیعتا اختلاف دیدگاه وجود دارد. همانطور که در صدر اسلام وجود داشت. هرچند تا زنده بودن وجود نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، عموما فرصت بروز نداشتند.
در این جا هم همین طور است. اختلاف دیدگاه وجود دارد. آقا هم در آن خطبه های مشهور نماز جمعه، به آن اشاره کردند. این اختلاف دیدگاه، خودش را به صورت های مختلف نشان می دهد و قبلا هم داده است. در عملکرد ها کاملا مشخص است؛ در مدیرانی که انتخاب می کنند؛ در نحوه زندگی و حتی اظهار نظر ها. و گاهی در عاقبت به خیر شدن ها! توجه کنیم که همه چیز، گام به گام است...
اینجا بحث اختلافات به دو قسم تقسیم می شود.
1. برخی با هم بر سر اصول اختلاف دارند. یعنی یکی می گوید "هدف وسیله را توجیه می کند" اما دیگری می گوید "خیر". در این گونه موارد، بحث و نتیجه گیری، سخت نیست. زیرا می توان با استفاده از سیره پیامبر و اهل بیت علیه و علیهم السلام، و گفتار آنها راه را تشخیص داد و بیان کرد که یک اصل، صحیح است یا غلط.
2. اما عموما، بحث بر سر درست یا غلط بودن اصول نیست. بحث بر سر اولویت هاست. بحث بر سر این است که افراد چه چیز را مهمتر از چیز دیگری می دانند. اینجا بحث خیلی دشوار است. اینجاست که آن یار صمیمی امام حسن علیه السلام، نابخردانه ایشان را به خاطر صلح خود شماتت کرد و یا خیلی اختلافاتی که در صدر اسلام، فراوان رخ داده است.
این بحث، تربیت دینی می خواهد؛ تهذیب نفس می خواهد؛ نداشتن حب دنیا، اخلاص، بصیرت، آگاهی و خیلی از ملزومات را می خواهد که انسان اولویت های خود را بر اساس دستورات دین، مرتب کند.
اینجاست که فلان منتقد، یک اشکال کوچک در نظام، مثلا ایرادی را که به ذهنش در رابطه با یارانه ها می رسد (و خیلی از اوقات، سلیقه ای و غیر مستدل است)، را بر می دارد و آنرا علم می کند ولی ولایت ستیزی فلان فرد را نمی بیند و در مقابل آن موضع آشکار و صریح نمی گیرد.
اینجاست که یک عالم وارسته، می بیند که او، از در دروازه رد نمی شود ولی از سوراخ سوزن رد می شود! یعنی یک عالم وارسته که اولویت هایش را درست مرتب کرده است، اولویت های آن منتقد را، به صورت فکاهی می بیند. چون می داند که او اهم و مهم نکرده است.
خیلی از اوقات هم، افراد، به جای بررسی ریشه ای قضایا، سر شاخه ها را می بینند. این هم یک آفت است. زیرا چون ریشه بر جا می ماند، سر شاخه ها دوباره پس از یک مدت رخ می نمایانند.
در مورد مصداق مشخص امشب که بحث آقای فلاحیان و آقای ده نمکی بود، شخصا اعتقاد دارم که ساده زیستی یک اصل ریشه ای و کلیدی است.
کسی که نتواند این را در خود، حل کند، احتمال زمین خوردنش بسیار بیشتر است. زیرا هرچه به دنیا بیشتر دست بیازیم، درگیر تر می شویم و جلوی آزاده اندیشی ما بیشتر گرفته می شود.
این است که خیلی از افراد امروز را می بینیم که نمی توانند صریح و شفاف موضع خود را مشخص کنند. کاری که در دوران فتنه باید انجام داد. باید صریح از باطل برائت جست. اما چون از عاقبت آن می ترسند و پایشان به زمین چسبیده، نمی توانند صراحت داشته باشند. هرچند حق را تشخیص دهند.
یادمان می آید عذر خواهی بسیاری از افراد را در عدم همراهی امام حسین علیه السلام.
پس از اولویت ها بترسیم. خیلی ها با همین اولویت ها، یزیدی شدند. وگرنه مسلمان بودند! حتی دوستدار اهل بیت علیهم السلام هم بودند! همه چیز گام به گام است...
گاهی همین میزان نبودن اولویت ها در روحمان، ما را بد جور زمین می زند. پس زودتر از آنکه موضع امتحان پیش آید، باید به فکر اصلاح خود باشیم. فاجبنا یا الله...
سبک بالان خرامیدند و رفتند با کمی تاخیر، دوباره بحث ازدواج ادامه می دهیم...
پس از خود شناسی که در پست قبلی در این شاخه در موردش توضیح دادیم، به گام بعدی می رسیم: پیدا کردن یک کاندید مناسب برای همسری در ابتدا باید توجه داشته باشیم که یافتن یک مورد مناسب به دو شیوه رخ می دهد:
اول: اتفاقی. در این حالت، شما برنامه ریزی خاصی برای یافتن، نکرده اید و در زندگی روزمره خود، خودتون یا خانواده، با یک مورد مناسب برای ازدواج مواجه می شوند. از اونجا که اصولا به شانس و اتفاق، اعتقاد ندارم، همه اینها رو مصلحت خداوند سبحان می دونم که البته این به معنی این نیست که هرکی جلوی راهمون سبز شد، باید باهاش ازدواج کنیم. بلکه باید با توجه به ملاک هامون، فرد رو به خوبی ارزیابی کنیم و عاقلانه تصمیم بگیریم.
دوم: در این حالت، شما می خواهید برای یافتن یک مورد خوب برای ازدواج، برنامه ریزی کنید. در این حالت حرف های بسیاری وجود داره. یک سری از این حرف ها برای دختر و پسر مشترکه و برخی ش هم فرق می کنه که جداگانه اونها رو بررسی می کنیم.
اما اون بخش مشترک که ربطی به جنسیت نداره اینه که دوستان! توجه داشته باشید که یک کانال (شیوه) مناسب برای معرفی مورد برای ازدواج، جلوی خیلی از زحمات و خطرات رو می گیره. به همین دلیل هم به شدت دنبال یک کانال مناسب و مطمئن باشید.
خیلی از کانال ها مانند دوستانی که خودشون در زندگی و رفتارشون اشتباهات زیادی دارند، کانال های مطمئنی محسوب نمی شوند و مورد هایی که معرفی کنند، احتمال اینکه مورد های مناسبی باشند، خیلی کمه. پس احتیاط کنید. اما بخش عمده صحبت، بسته به جنسیت فرق می کنه:
برای دختران:
خب واضحه که در جامعه ما، عموما پسر ها به خواستگاری دختر ها می روند.
اگر شما، دختری هستید که خواستگار های مناسبی دارید، اصلا این پست برای شما نوشته نشده. پس با خیال آسوده، خدا رو شکر کنید و به مراحل بعد بپردازید.
اما اگر شما، دختری هستید که خواستگار نداره و یا خواستگاراتون، با ملاک هاتون جور در نمیاد، احتمالا تا دیرتر نشده، باید به فکر باشید. اما حالا چه کارهایی می تونید انجام بدید؟ من چند توصیه برای شما دارم:
اول: ببینید، ازدواج، یک انتخاب دو طرفه است. پس اگر شما مثلا می خواهید که همسر آینده شما مذهبی باشد و ...، باید با خودتون فکر کنید که یک پسر مذهبی، چه ملاک هایی برای همسر خود دارد. متقابلا، شما هم باید اینها را داشته باشید تا بتوان منتظر یک ازدواج مناسب با رعایت ملاک های دو طرف بود. پس ملاک های یک فرد نمونه و مناسب برای خودتون رو تصور کنید و سعی کنید که خودتون رو در جهت رسیدن به این ملاک ها، تغییر بدهید. زیرا شاید دلیل اینکه تا کنون چنین خواستگاری نداشته یا کمتر داشته اید، رفتار ها و اخلاقیات خودتون باشه که مورد پسند جامعه هدفتون قرار نگرفته! این بررسی می تونه به رشد شما ختم بشه. پس کمی در خودتون کنکاش کنید.
دوم: امروزه، شرایط زندگی مردم کمی تغییر کرده. افراد، ارتباطات کمتری نسبت به گذشته دارند و همین ارتباطات کم، مانع شناخت یکدیگر می شود. شناخت کمتر، یعنی جامعه آشنایان کوچکتر و در نتیجه خواستگاران محدودتر. در همین راستا، برای اونکه بتونین ازدواج خودتون رو با فردی که دارای ملاک های شما باشد، تسهیل کنید، باید ارتباطات خودتون رو با جامعه هدفتون بیشتر کنید. برای مثال، کمی هم از کتابخانه بیرون بیایید و در جمع های خانم ها شرکت داشته باشید. باور کنید که کمتر مادری برای یافتن یک همسر مناسب برای پسر خود، به کتابخانه مراجعه می کند و یا با علم غیب پی می برد که شما در تنهایی خود، مشغول انجام مطالعات هستید! و صد البته اعتدال در هر کار خوبی، مطلوب است. داشتن دوستان خوب و از جامعه هدفتون، می تونه به این قضیه کمک کنه.
برای پسران:
برای پسران، قضیه کمی راحت تر است. اما آفت های خودش را دارد! پس زیاد خوشحال نباشید.
اول: مورد اول رو که برای دختران گفتم، اینجا هم تکرار می کنم. اگر به دنبال همسری با ویژگی های مشخصی می گردید، باید خودتان را هم طوری بسازید که برای آن فرد، همسر مناسبی محسوب بشه و ملاک های او را داشته باشید. پس، خودسازی خودسازی خودسازی...!
دوم: دید خودتون را باز تر کنید. در اطراف شما، کانال های نسبتا مطمئنی برای یافتن یک همسر خوب، وجود دارد که نباید از آنها غافل بشوید. دفاتر نهاد در دانشگاه ها، معمولا مورد های خوبی رو می شناسند که می توانید خیلی از دغدغه های خود را حل شده بدانید. البته نباید از این نکته غافل شد که صرفا معرفی شدن یک مورد از طرف یک کانال مطمئن، دلیل بر مطمئن بودن آن مورد نیست. پس ظاهر بین نباشید. ازدواج، امری است که نیاز به دقت فراوان دارد. دفاتر بسیج، حوزه های علمیه خواهران و مکان هایی از این قبیل، معمولا کانال های خوبی به حساب میان که می شه از اونها استفاده کرد.
سوم: افراد مورد اعتماد و عاقل و با تجربه همین ابتدا بگویم که به هر کسی از دوستانتان اعتماد نکنید. خیلی از دوستان ما، معمولا از نظر تجربه، در حد خود ما هستند و بنابراین نمی توان زیاد به مورد هایی که از طرف آنها معرفی می شود، مطمئن بود. این توصیه رو جدی بگیرید! توصیه می کنم که افراد پرهیزکار و با تجربه رو در اولویت قرار بدهید. زیرا چنین فردی، کسی را به شما معرفی می کند که تا حدی نسبت به مناسب بودن وی اعتماد داشته باشد. زیرا تجربه در شناخت، بسیار موثر است. همچنین، فرد فوق، باید خیر خواه شما باشد. از این قضیه نیز اطمینان کسب کنید.
=======================
در پایان، چند مورد دیگه رو که هر دو جنس باید به اونها دقت کنند، بیان می کنم.
اول اینکه ملاک های خودتون رو برای اون کانالی که از آن طریق اقدام می کنید، کاملا تشریح کنید. این باعث می شه که جلوی خیلی از تلاش های غیر لازم گرفته بشه.
دوم اینکه دعا و توسل را فراموش نکنید!
باور کنید که هرچه خیر به می رسد، فقط از جانب خداوند سبحان است. پس توکل تان بر او باشد و از او بخواهید که در این امر، شما را یاری دهد. خصوصا دعای قرآنی: "رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً" رو زیاد بخوانید. توجه داشته باشید که حضرت فاطمه علیها السلام فرمودند:« هر کس عبادت خالصانه خود را به سوی پروردگار، بالا بفرستد، خداوند هم بهترین مصلحتهای خود را به سوی او نازل میکند.»
پیامبر و اهل بیت ایشان علیه و علیهم السلام، بهترین کانال ها هستند برای رسیدن به آنچه خیر انسان در آن است. پس توسل و نزدیکی به این انوار الهی را در خود ملکه کنید. که علاوه بر کمک در رسیدن به هدف ازدواج مناسب، دارای برکات به مراتب بیشتری نیز هست. دوستانی که در رشته هایی مانند فیزیک یا برق درس می خونن، آیا ممکنه یک تحقیقی از اساتیدشون در مورد هارپ انجام بدن؟ خیلی دوست دارم بدونم که نظر اساتید این رشته ها در مورد این مساله چیه. آیا اصولا این قضیه رو محتمل می دونن یا نه. ارجاع به سایت اصلی : لینک ارجاع به مطلبی پیرامون مرتبط دانستن آن با پدیده های اخیر: لینک |
درباره وبلاگ
بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین. مطالب اخير
مرگ استیو جابز
در جهت اصلاح در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟ غیرت : گوهر کمیاب این عصر مبارزه با قانون شکنی معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی باز هم مخالفتی با خدا عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها چرا باید منتظر باشیم؟ مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی اول یادگیری مطلب و سپس یادگیری تاریخچه معرفی زمینه های مورد نیاز و سود آور به کارآفرینان غر زدن، مد امروزه! بانکداری اسلامی مسلمانی راضی کردن همه قوه مقننه یا ... ؟ به اسم امام و به کام دشمن امام و انقلاب عذر خواهی از برخی شعارها برای اطاعت از دستور رهبر عزیزمان مجلس و ماجراهایش اعتراض به مصوبه مجلس برای قانونی کردن وقف دانشگاه آزاد آخرین تلاش های ناشیانه آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند. نامه تامل برانگیز حسین شریعت مداری به برخی مراجع تاملی بر صحبت های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد حسن مصطفوی یک چاره برای آسان شدن سختی ها بر انسان چند نکته از حضرت شعیب علیه السلام چرا برخی به سید حسن خمینی، سید حسن مصطفوی می گویند؟ مساجد ما و مساجد مورد پسند اسلام بیسیم چی آرشيو وبلاگ
پيوندها
شریعت نبوی (صلی الله علیه و آله)
شهدای گمنام رشت طلبه قریب - نظرات ایده های طراحی صاعقه - محمد هادی کلانتریان مساله روش در همین نزدیکی صهیون پژوه نسیم وصل کلبه بارونی جزر و مد سایرن حرف ما سلوک غزه هامون گذرگاه خودنویس فرهنگ نور کودکان غزه دانش پژوه سپهر سهیل خاطرات جبهه برای همه مفیده سید ایمان ضیابری یک استکان چای داغ یک کف دست آسمان من نسکافه نمی خورم مهدیار دات بسیجی عبرت تقلب سبز کمربند ها را ببندید -------- لینک های مفید پرتال راسخون یاسین مدیا -------- پایگاه ها پایگاه اطلاع رسانی رهبری گفتگو - نشریه رهجو پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی استاذنا اندیشه قم ادامه وبلاگ ها ------- ذهن زیبا رئیس جمهور محبوب ملت فصل زرد دست نوشته های یک شیعه عدالت طلب نیشگون شب تاب - ولایت فقیه سین جیم های اخلاقی سی صد و سیزده بهشتی خط شکن امروزه اقتصاد خوان طرح مذهبی |
||
|
|
|||