وبلاگ قریب
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
 
۱۳۸۸/٧/٢٧ :: ۸:٤۳ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

باید همیشه یادمون باشه که این خداست که همه چیز ما رو رقم می زنه (یادمون نمیره که اعمال ما موثره اما کلیک نهایی با خداست.)

لا موثر فی الوجود الا الله (در عالم وجود، غیر از خدا هیچ موثری نیست)

باید یادمون باشه که او مهربان ترین به حال ما بنده هاشه. حتی مهربان تر از خودمون به حال خودمون.

به قولی حدیثی، هفتاد مرتبه مهربان تر از مادر...

باید همیشه یادمون باشه...

راستی... المومن بین یدی الله، کالمیت بین یدی الغسال (مومن در برابر خدا، مانند مرده است در برابر مرده شور) (منظور مطیع بودن و راضی بودن به رضای خدا است.)

حدیث بودا! جالب نیست؟ من که خیلی با این حدیث آروم می شم.

باید به خدا اعتماد داشته باشیم و مهمتر اینکه این اعتماد رو همیشه حفظ کنیم.

به حلاوت بخورم زهر که شاهد، ساقیست

به ارادت ببرم زخم که درمان هم از اوست

(سعدی - البته در جاهایی، ببرم درد هم گفته اند یا حتی بکشم درد!)

(فکر نمی کنم لازم به تذکر باشه که این منافاتی با تلاش انسان برای زندگی دنیا و آخرتش نداره و با حفظ همه اینها باید این متن رو خوند.)



۱۳۸۸/٧/٢٦ :: ۳:٢٧ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

به نظرم خیلی سخت و بی حجاب می یاد که آدم، روزمره های زندگی ش رو، احساسات قلبیش رو، چیزهایی که گاهی خیلی خصوصی هستن، بذاره توی وب و توی یک فضای کاملا پابلیک. که هرکسی، هرچقدر هم ناآشنا و غریبه بتونه با یک کلیک، به اون سرک بکشه.

نوشتن، برای آدم لازمه. اما زدن حرف های دل، یک دفتر شخصی توی کمد می خواد با یک خودکار یا مداد. که آدم بنویسه و بنویسه...

دنیا هم که دیجیتال بشیم، هیچ چیز مثل نوشتن روی کاغذ، آدم رو تخلیه نمی کنه. ذهن رو... دل رو... این رو اضافه کنید به حس خوندن همون نوشته ها با دست خط خود آدم، چند روز، چند ماه یا حتی چند سال بعد...

به نظرم زندگی شخصی و خصوصی آدم، ارزشمندتر از اونه که آدم اونو با نا آشناها قسمت کنه. با دوست، شاید...



۱۳۸۸/٧/٢٦ :: ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

کلا فکر می کنم یک تفاوت بین آنچه در جامعه به عنوان تذکر، امر به معروف و نهی از منکر و یا نصیحت، مرسوم شده و آنچه که در آموزه های دینی خود به آن بر می خوریم، وجود دارد.

 

در آموزه های دینی ما، این امر، یک وظیفه است و نه یک فخر فروشی و یا نشانه کامل بودن خود شخص.

یک فرد، ممکن است که خودش دارای هزار و یک مشکل و ایراد باشد، اما خداوند او را موظف می کند که وقتی یک گناه یا اشکالی را دید، آنرا گوشزد کند. تنها و تنها برای انجام وظیفه الهی. تنها و تنها برای آنکه خداوند می گوید که برادر و یا خواهر دینی خودت را دوست بدار. جامعه ات را دوست بدار و از گمراهی و یا اشتباه آنها ناراحت باش و به خود بپیچ. کاری بکن.

از دیدگاه دینی، یک فرد، خود را باید در پایین ترین درجه در مقابل خدای متعال ببیند. باید خود را متهم اصلی بداند. احتمال بدهد که خود، بدترین خلق باشد. اما همه اینها مانع این نمی شود که امر به معروف و نهی از منکر نکند! اصلاح خود یک وظیفه است و اصلاح جامعه هم یک وظیفه دیگر.

البته این درست است که از نظر دین ما، انسان باید تلاش اصلی خود را معطوف خویشتن کند و اصلاح خود را مقدم بداند. اما این یک فرآیند همزمان است.

چنین فردی، امر به معروفش هم فروتنانه است. نهی از منکرش هم فروتنانه. در دفاع از حق، محکم می ایستد اما فروتنانه. از اصول و عقاید دینی کوتاه نمی آید اما از آبرو و شخصیت خودش، چرا.

بر همه مهربان است. مولایمان علی علیه السلام، حد هم که میزدند (به عنوان حاکم اسلامی)، با محبت به جامعه و تنها برای اصلاح آن بود.

به زعم حقیر، محبت، کلید اصلی خلقت و راه حل اصلی برای سیر الی المعبود است.



۱۳۸۸/٧/۱٩ :: ۳:٤٥ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

من تعجب می کنم از تعجب کردن بعضیا از شنیدن خبر جایزه صلح نوبل گرفتن آقای اوباما!

خوب بعضی وقتا، بچه شر کلاس رو مبصر می کنن شاید ادب بشه! تعجب نداره که.

می گین اون موقعی که کاندیدش کرده بودن، فقط 2 هفته از ریاست جمهوریش گذشته بوده؟!خوب بابا جان اینا نوبلین ها! الکی که نیست! می دونستن که بعدا شر می شه!



۱۳۸۸/٧/۱٧ :: ۱:٤۸ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

عجب کاری کرده این استاد شیخ عباس قمی. روحش شاد!

حتما از سر کنجکاوی هم شده، گاهی این کتاب بزرگ رو یک ورقی بزنید. شاهکاره. اگر هم حوصله داشتید، از استادی، کسی، در باره تقوا و اخلاص این مرد بزرگ سوال کنید که ببینید الکی یک کتاب، اینقدر محبوب نمی شه.

یا در مورد این که چقدر بزرگان، این کتاب رو مهم و کلیدی می دونستند. مثل حضرت امام.

امروز، اعمال شب و روز جمعه رو نگاهی می کردم. ماندم در فضیلت ها و اعمال بعضا کوتاه ولی پر ثواب.



۱۳۸۸/٧/۱٤ :: ۱:۱۳ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

چرا ما می خوایم امام زمانمون، مهدی فاطمه، صاحب الزمان، بقیة الله فی ارضه که سلام و درود خدا بر او باد، زودتر ظهور کنن؟

تا حالا این سوال رو از خودتون کردین؟

 

انگیزه های ما می تونه متفاوت باشه. چیزی که به ذهنم می رسه رو به ترتیب اهمیت می گم. شما هم کمک کنین. آیا در این ترتیب، اشکالی به ذهنتون می رسه؟ البته بگم که اهمیت این دلیل ها به نظرم خیلی با هم تفاوت داره. مثلا مورد اول با بقیه، خیلی متفاوته و از همشون خیلی خیلی باید توی قلبمون مهم تر باشه.

 

١. راحت شدن ناراحتی و کرب و غم پیامبر و اهل بیت شریفشون علیهم السلام. خیلی واضحه که این نورهای الهی، تا نرسیدن ظهور، غمی دارند. خیلی جاها به این اشاره شده. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. دقت کنید که در اینجا گفته می شه فرجهم یعنی راحتی آنها. پس الان یک غمی دارند. البته جاهای دیگه ای هم هست. مثلا در آخرای دعای عهد که به خدا عرض می کنیم که با ظهور، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو شاد کن. (دلیل ناراحتی این بزرگواران و بزرگی ظلمی که به آنها شده و زخمی که بر دل آنها است، موضوعیه که خودش خیلی جای صحبت داره.). هرچی علاقه ما به این خاندان پاک که سلام و رحمت و درود خدای سبحان بر آنها باد بیشتر بشه، این دلیل هم در دل ما تقویت می شه.

 

٢. اصلاح جهان. اینکه اوضاع جهان به اذن خدای متعال، درست می شه. حقوق مظلومین ستانده می شه. عدالت، گسترش دین خدای سبحان و محبتش در بین همه مردم، پیشرفت علم و بلوغ بشر. این دلیل هم، با اونکه به اهمیت دلیل بالا نیست اما خودش خیلی مهمه. قوی شدن این دلیل در دل، نشانه خوب تر شدن آدم و بالا رفتن سطح فکر و بینششه.

 

٣. علاقه ما به دیدن مولای خودمون و صاحب امر و ولی خدا در کائنات. اینکه بتونیم در رکاب مولامون ان شاء الله خدمت کنیم و به این ترتیب، محبت ایشون و در نتیجه محبت خداوند سبحان رو کسب کنیم. البته بخشی از این مطلب، اکنون هم شدنیه. یعنی اگه ما در نیت و کار و محبت خودمون صالح، کوشا و صادق باشیم، ایشان رو همین الان هم می تونیم ببینیم و همین الان هم در رکاب ایشون خواهیم بود. این دلیل، همون چیزیه که برخی علما عنوان می کنن که برای برخی، فرج همین الان هم رخ می ده.

 

حالا اینکه ما کجای کاریم، بماند! صلاح کار کجا و من خراب کجا ...

-----------------

به تذکر به جا و درست یکی از دوستان و استناد به یکی از پست های قدیم، این مورد رو هم اضافه می کنم که هدف ما از ظهور، باید آموختن و امر گرفتن و اطاعت از مولایمان باشد.

یعنی ظهور ایشان، میدان عملی را به روی ما باز می کند که می توانیم در این میدان و با بهره گیری از آن، ان شاء الله بار خود را بسته و سعادتمند بشویم و یا ممکن است نعوذ بالله با سرپیچی از اوامر ایشان، راه شقاوت را بپیماییم.

مانند همین زندگی که فرصتی است برای رشد و در عین حال سقوط. اما در مجموع، نعمت است چون می توان با استفاده از این فرصت، به تقرب پروردگار محبوب لا یزال رسید.



۱۳۸۸/٧/٩ :: ۸:٠٢ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

سخنانی از عزیزی گران قدر رو گوش می کردم. هرچی فکر کردم، دیدم هر چیزی بخوام از خودم بگم، بهتر از حرف های ایشان نیست. به همین دلیل هم گزیده هایی از این صحبت ها رو در ادامه می گم:

 

عمده خطر های داخلی ای که در طول تاریخ، جامعه مسلمین رو تهدید می کرده است، دو چیز بوده است:

1. جهالت عوام

2. رذالت خواص

 

در زمینه جهالت عوام، جامعه ما به حمد الله در وضعیت نسبتا خوبی است. این را از بیانات امام خمینی (ره) و نیز رهبر معظم انقلاب می توان متوجه شد. آنها در سخنان خود بارها فرموده اند که ملت ایران، اکنون از سطح خوبی از آگاهی سیاسی و بینش دینی است [البته کسی منکر ضعف ها هم نیست اما به نسبت مردم زمان صدر اسلام، به لطف خدا مردم خوبی داریم].

 

اما در زمینه رذالت خواص، مشکل خیلی پیچیده تر است. رذالت خواص هم باید از بین برود تا امام زمان که سلام و درود خدا بر او باد ظهور کنند.

 

در واقعه کربلا، دو دید را باید به موازات، دنبال کرد.

الف. توجه به مصیبت های وارده بر خاندان پاک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و رفتار این بزرگان در این امتحان الهی و نیز سخنان و توصیه های آنها و در نتیجه، حفظ و نگهداری یک رابطه عمیق عاطفی با این مظلومین همیشگی تاریخ.

 

مجالس عزاداری ما، در این زمینه، به لطف خدای سبحان، توجه دارند و باید هم داشته باشند.

 

ب. توجه به یک سوی دیگر قضیه. یعنی دشمنی که در مقابل این خاندان پاک و برگزیدگان که سلام خدا بر آنها باد، ایستاد. شناخت اینکه این افراد، که هستند و چه ویژگی هایی دارند که حاضر شدند به این صورت، دست به این ظلم آشکار بزنند.

 

متاسفانه در این زمینه کوتاهی صورت می گیرد. در مجالس عزای ما، معمولا حداکثر دشمن را لعن می کنند و تمام! حال آنکه این بخش خیلی مهم تر است. [در روایات هم داریم که لعن کردن دشمنان از سلام و صلوات بر ائمه علیهم السلام لازم تر است و این همه تاکید شده است. لینک. در حدیثی از مولا علی علیه السلام داریم که ثواب لعن از صلوات بر محمد و آل محمد بیشتر است. و نیز داریم که مرد خیاطی دو پیراهن نزد حضرت امام صادق علیه السلام آورد و عرض کرد: من هنگام دوختن یکی از این دو پیراهن صلوات بر محمد و آل محمد می فرستادم، ولی هنگام دوختن پیراهن دیگر بر دشمنان محمد و آل محمد لعن می فرستادم. شما خود هر کدام را که بیشتر دوست دارید انتخاب کنید. حضرت امام صادق علیه السلام پیراهنی را که با ذکر لعن دوخته شده بود انتخاب فرمودند و اظهار داشتند: من این پیراهن را بیشتر دوست دارم. چرا؟] زیرا امام حسین علیه السلام که معلوم بود با ظلم نمی سازند. معلوم بود که از همه چیز خود می گذرند. پس این بخش قضیه که از ابتدا معلوم بود. پس چرا می گویند این واقعه را زنده بدارید؟ چون باید دشمن را بشناسیم. باید بدانیم که چه کسانی در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند.

 

در روایت روز عاشورا داریم که زینب کبری سلام الله علیها به عمر بن سعد لعنة الله علیه فرمودند: "عمر، وای بر تو، ابا عبدالله را می کشند و تو می نگری؟" واضح است که حضرت زینب سلام الله علیها دید سیاسی داشته اند و می دانسته اند که عمر بن سعد لعنة الله علیه فرمانده سپاه مقابل امام حسین علیه السلام است. اما این جمله، یک نکته را می رساند که خیلی اهمیت دارد و آن این است که "امام حسین علیه السلام را کسانی کشتند که حضرت زینب سلام الله علیها از آنها انتظار یاری داشت!" [مانند این شواهد در واقعه کربلا بسیار است. از جمله اینکه عمر بن سعد به کسی گفته بود که می ترسم این شمر، دست ما را به خون پسر رسول خدا آغشته کند.]

 

در حدیثی داریم که بنی امیه، ایمان را به مردم یاد می دادند ولی کفر را یاد نمی دادند. این خیلی خطرناک است. شناخت به تنهایی ایمان کافی نیست. بلکه باید کفر و نفاق را نیز به مردم معرفی کرد و شناساند تا از آن بر حذر باشند.

 

به صورت کلی اگر بخواهیم کوفه و کوفیان را معرفی کنیم، همه از کوفیان بی وفا سخن می گویند. اما چه شد که کوفه بی وفا شد؟ کوفه شهری بود، مملو از خواص. پر بود از نخبه های سیاسی. پر از سابقه دار ها. اگر به بیان امروز بخواهیم بگوییم، پر بود از وکیل ها. نماینده ها. وزیر ها. رئیس جمهور ها. جانبازها. چرا اینها بی وفا شدند؟ این همان نکته اصلی است.

 

[در سخنرانی دیگری، این عزیز فرموده بود که رمز بی وفایی کوفیان، عافیت طلبی بود. دنیادوستی بود. دل بستن به دنیا.]

 

این یعنی زنگ خطر. یعنی خواص جامعه ما باید مراقب باشند. امتحان آنها به مراتب سخت تر است. مهم تر است.

 

برای ظهور، باید خواص و نخبه های سیاسی امتحان پس داده شده داشته باشیم.

 

به همین دلیل هم اگر از خواص، فردی را دیدید که ولایی هم باشد. منیت هم نداشته باشد، پای او را ببوسید. زیرا داریم که فرماندهان حضرت مهدی سلام الله علیه و علی آبائه، کسانی هستند که مردمان، خاک پای آنها را توتیای چشمان خود می کنند.

 

کسانی که در زمان امیر مؤمنان علی که سلام و درود خدا بر او باد، حاضر نبودند برای آن حضرت بجنگند و این همه حضرت علی علیه السلام از دست این رفاه طلبی آنان گلایه و شکایت کرده که من امیر بودم و مأمور شدم، همین افراد بلکه چند برابر این افراد، شمشیر به دست گرفتند و پسر ایشان را شهید کردند. چه کسی آنها را به میدان آورد؟ همین خواص. این به میدان آوردن این جمع از مسلمین، از خواص جامعه بر می آید.

 

در کشتن حضرت مسلم علیه السلام، کسانی بودند که ابتدا از ایشان حمایت کردند و بعد به ایشان سنگ زدند. این کار از عوام بر نمی آید. چون عوام مقاومت می کند. این از کار سیاسی بر می آید. این از مصلحت طلبی بر می آید. این یعنی که این کار از خواص بر آمده است. خواصی که مصلحت سیاسی خود را به یکباره در سنگ زدن به این حضرت دیدند.

 

باید خواص جامعه مراقب باشند. مراقب باشند که ...

 

[یادمان هست که امام خمینی هم در صحبت هایشان، به سیاسیون می گفتند که این به خاطر این است که مناجات شعبانیه نمی خوانید. یعنی باید به تهذیب نفس توجه ویژه داشت.]

 

[جای دیگر همین عزیز در سخنرانی ای می فرمودند که باید استغفار، زیاد شود. یعنی افراد، خود را در برابر خدای متعال بشکنند. تا کبر درون پیدا نکنند. تا بدی در آنها ریشه نکند. استغفار این خاصیت را دارد. استغفار در مقابل همه کرده ها. حتی عبادات. چون ما در همه اعمال خود قصور و کاستی داریم. باید عذر خواهی کنیم از خالق خود.]

 

لینک: خبر این سخنرانی

--------------------------------------------------

چند سخن جالب از سران رژیم صهیونیستی در اینجا خوندم که خیلی جالب بود.

یک مطلب جالب هم در اینجا هست که اشاره به این دارد که اکثریت کیست.



۱۳۸۸/٧/٥ :: ٤:٢٥ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

در فیزیک، یکی از راه ها برای از بین بردن یک صدا این است که صدایی را با همان دامنه صدای اصلی ولی با فاز معکوس در فضا منتشر کنیم تا صدای اصلی را در خود محو کند. به این روش، در هنگامی که صدای اصلی نویز تلقی شود، حذف فعال نویز یا Active Noise Cancelling می گویند.

مشابه این روش فیزیکی، می دونیم که یکی از روش های قدیمی برای اینکه مردم به یک خبر یا حرف، توجه نکنند این است که حرف های زیادی را مشابه اون حرف ولی با معنا و مفهوم دیگری در جامعه در سطح وسیع منتشر کنیم.

از این روش، گویا این روزها خیلی زیاد استفاده می شه.

این روزها که می بینیم تئوریسین های بزرگ جناح اصلاح طلب مانند آقای حجاریان و نیز افراد رسانه ای این جناح مانند آقای ابطحی، از گذشته خود ابراز ندامت کرده و به صورت تئوریک، به نقد جریان به اصطلاح سبز می پردازند، طرفداران این جناح نیز در اقدامی متقابل، در وبلاگ هاشون، شروع به نوشتن اعتراف نامه هایی کرده اند که در آن، با تمسخر، مطالبی را به طنز بیان می کنند.

ما از قول آنها، تعبیر این اعتراف نامه ها را می گوییم: بیان اعتراض به دادگاهها؛

اما شما آنرا بخوانید: برگرداندن توجه مردم از متن اعترافات و نظرهای جدید محاکمه شوندگان و فعالین جناح اصلاح طلب و جدی نگرفتن آنها.

و صد البته خیلی از این طرفداران، نادانسته، تنها به عنوان یک بازی وبلاگی به نوشتن این اعتراف نامه های طنز می پردازند ولی در عمل، چنین اثری از این کار آنها بر می آید که در خور توجه بیشتر است.



۱۳۸۸/٧/٥ :: ۸:۱٢ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

اصولا ما از خیلی چیزا غفلت می کنیم. خیلی از این چیزا مهمن و خیلی هاشون هم نه!

اصلا از پست های همین وبلاگ شروع می کنیم. شما چند تا از پست های این وبلاگ رو نخوندین یا بهش فکر نکردین؟

امروز که نگاه می کردم، دیدم که به بعضی شون انصافا ظلم شده. البته ایده ای که برای سرویس دهنده های وبلاگ داشتم رو که یادتونه؟ لینک از پست هایی که فکر می کنم خوبه بیشتر بهشون توجه بشه، می تونم اینا رو نام ببرم :

http://ggharibb.persianblog.ir/post/66

http://ggharibb.persianblog.ir/post/62

http://ggharibb.persianblog.ir/post/57

http://ggharibb.persianblog.ir/post/47

http://ggharibb.persianblog.ir/post/26

http://ggharibb.persianblog.ir/post/25

http://ggharibb.persianblog.ir/post/22

http://ggharibb.persianblog.ir/post/18

http://ggharibb.persianblog.ir/post/15

http://ggharibb.persianblog.ir/post/6

و آخریش هم :

http://ggharibb.persianblog.ir/post/4

 

البته می دونم که زیاد شد اما این ها از مطالبی هستن که برای خودم خیلی مهم بوده اند. شاید برای شما هم باشن.

--------------------------------------

بدون ربط، یاد اون حدیث افتادم به این مضمون که

خداوند رضایتش را در طاعت پنهان کرده، تا مردم به همه طاعات روی آورند، غضبش را در میان معاصی پنهان نموده، تا همه از آن بپرهیزند، دوستانش را در میان مردم مخفی کرده، تا همه او را احترام کنند. اجابت را در میان ادعیه پنهان ساخته، تا همه دعا خوانند، اسم اعظم را در میان اسماء خود مخفی ساخته، تا همه اسامی او را بزرگ شمارند و مرگ را پنهان کرد، تا بندگانش در همه حال آماده باشند، شب قدر را نیز مخفی نمود تا راهی برای آمرزش بندگانش باشد.

کاش که غفلت نکنیم

در پناه خدا.



 
درباره وبلاگ

بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین.

مطالب اخير
مرگ استیو جابز
در جهت اصلاح
در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟
غیرت : گوهر کمیاب این عصر
مبارزه با قانون شکنی
معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی
باز هم مخالفتی با خدا
عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها
چرا باید منتظر باشیم؟
مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی
اول یادگیری مطلب و سپس یادگیری تاریخچه
معرفی زمینه های مورد نیاز و سود آور به کارآفرینان
غر زدن، مد امروزه!
بانکداری اسلامی
مسلمانی
راضی کردن همه
قوه مقننه یا ... ؟
به اسم امام و به کام دشمن امام و انقلاب
عذر خواهی از برخی شعارها برای اطاعت از دستور رهبر عزیزمان
مجلس و ماجراهایش
اعتراض به مصوبه مجلس برای قانونی کردن وقف دانشگاه آزاد
آخرین تلاش های ناشیانه
آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند.
نامه تامل برانگیز حسین شریعت مداری به برخی مراجع
تاملی بر صحبت های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد حسن مصطفوی
یک چاره برای آسان شدن سختی ها بر انسان
چند نکته از حضرت شعیب علیه السلام
چرا برخی به سید حسن خمینی، سید حسن مصطفوی می گویند؟
مساجد ما و مساجد مورد پسند اسلام
بیسیم چی

پيوندها
RSS Feed