وبلاگ قریب
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
 
۱۳۸۸/٩/٢٢ :: ۸:٤٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

می خوام نقدی کنم به صحبت های آقای محسن کدیور در یک دانشگاه.

ایشون رو که می شناسید؟ اجتهاد گرفته از شیخ مخالف انقلاب، آقای منتظری و محکوم شده توسط دادگاه ویژه روحانیت و استاد مدعو گروه مطالعات دینی دانشگاه دوک امریکا.

در ادامه بخش هایی از صحبت های ایشان رو در کنار نقدی در باره این صحبت ها می آورم. برایم عجیب است که این تناقضات آشکار رو چگونه به ایشان گوشزد نکرده اند! آنهم در یک جمع علمی مانند دانشگاه.

==============================

کدیور: امروز بزرگترین مراجع تقلید و علمای دین، منتقد این حکومت هستند.

---------------------------

کاش منظورشون از "بزرگترین" رو هم می گفتن. احتمالا منظورشون آقای منتظری یا آقای صانعی بوده است. کسانی که در جامعه حوزوی ما، می توان گفت که هیچ جایگاه قابل افتخاری ندارند.

جدای از مسائل سیاسی، احکام ایشان در جامعه علمی حوزوی، روز به روز به مطالب فکاهی، نزدیک تر می شود. یادمان هست صحبت آقای منتظری را در باره مشکل نداشتن دست دادن خانم عبادی با نامحرم (حالا حجاب نداشتنشان به کنار)!

==============================

کدیور: کسی بر ما ولایت ندارد. معنی ولایت فقیه در کتب فقهی را همین آقایان نوشته اند. ولایت آنها مانند ولایت بر افراد مجنون است که نمی توانند امور خود را اداره کنند و پندارشان این است که مردم در حوزه عمومی رشید نیستند و نمی توانند مصلحت خود را تشخیص دهند و باید کسی باشد به جای آنها تصمیم بگیرد تا گول و فریب شیطان را نخورند.

---------------------------

نمی دانم ایشان معنی ولی فقیه را از کدام منبع مطالعه کرده اند که به این معنی رسیده اند. تا آنجا که من می دانم، ولایت فقط بر افراد مجنون نیست. اگر بخواهیم ولایت را این گونه برداشت کنیم، ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان حیاتشان بر حضرت علی علیه السلام چگونه تعریف می شود؟!

==============================

کدیور: می گویند ما مصلحت شما را بهتر از شما تشخیص می دهیم، ولی ما تشخیص داده ایم موسوی رئیس جمهورمان باشد، می گویند غلط کردی، درست این است که احمدی نژاد رئیس جمهور شما باشد. می گوییم مخالفیم، می گویند غلط کردی که مخالفید، گلوله نصیبتان می کنیم.

---------------------------

چند نکته:

1. به فرض اینکه آقای کدیور یا هم دیدگاه هایشان تشخیص داده باشند، موسوی رئیس جمهور باشد. آیا این کافی است؟! مگر غیر از این است که باید اکثریت رأی دهندگان این عقیده را داشته باشند.

2. ایشان فراموش کرده اند که آقای موسوی که مدعی رأی آوردن خودش بود، حتی از ارائه مدارک در برابر ادعای خویش هم سرباز زد و صرفا با دیکتاتوری تمام، انتظار داشت که صرفا به دلیل آنکه ایشان می گویند تقلب شده و تقلب هم آنقدر بوده که نتیجه را عوض کند، همه بی دلیل و مدرک، حرف ایشان را ملاک قرار دهند و باور کنند. یادمان نرفته آن باز شماری آراء را و آن لی لی به لا لا ی ایشان گذاشتن را و آن تمدید کردن های وقت ارائه مدرک و شکایت را و آن ناز کردن های آقای موسوی را!

3. آیا آنها صرفا گفتند!! که مخالفند؟! آیا ایشان، نام شکستن و سوزاندن و کتک زدن و فحش دادن را تنها گفتن اینکه مخالفند می نامند؟! پس اگر این طور باشد، همه اراذل و باج بگیران، باید جایزه گفتمان و ادبیات بگیرند! (با آنکه با این روال اعطای جایزه صلح نوبل، بعید نیست که کار به اینجا هم بکشد!)

4. در مورد اینکه چه کسی گلوله می زد و چه کسی کشت، هم باشد تا بعد... هرچند که قبلا هم در اینباره صحبت ها کرده ایم!

==============================

کدیور: بازی که در ایران شروع شده است، دقیقا این است که در حوزه عمومی، چه کسی حرف آخر را می زند، مردم می گویند ما، رهبر می گوید من.

---------------------------

باز هم دو نکته:

1. آیا تعریف ایشان از مردم، تنها خودشان است؟! به عقیده ما و به استناد همان آراء و حتی این راه پیمایی هایی که راه افتاد، ایشان خیلی خیلی در اقلیتند. بعد از انتخابات، اگر سری به فیلم های راه پیمایی ها و تجمعات بیندازیم، می بینیم که اکثریت از آنِ چه گروهی بود. آنها چند تا خیابان را پر می کردند و طرفداران دولت چند تا را. مشکل سبز ها این بود که چون اکثرا راه پیمایی نیامده بودند و از اجتماعات این طرفی ها و کثرت آنها خبر نداشتند، تا خودشان یک خیابان را پر می کردند، فکر می کردند دیگر انقلاب کرده اند!

2. هر چند که بنا به قانون اساسی همین مملکت، رهبر حق دارد که در یک جا، بنا به مصلحتی که برای نظام تشخیص می دهد، یک امر حکومتی کند. اما بنده خدا این رهبر ما که همه جوره با اینها راه آمده! در مراسم ارتحال امام، قبل از انتخابات هم فرمودند که "بنده در این انتخابات یک رأى بیشتر ندارم، آن رأى را هم به نظرم میرسد که کسى به طور مشخص نمیداند، حالا ممکن است کسانى حدس بزنند. من به کسى نمیگویم، نگفته‏ام و نخواهم گفت به چه کسى رأى بدهید، به چه کسى رأى ندهید؛ رأى من مربوط به خود من است." لینک در عمل هم همین که اینها خود، این حرفها را می زنند و زدند و به خیابان ریختند (یادم هست که در روز بعد از انتخابات، نیروی انتظامی اصلا با آنها کاری نداشت. در ونک، جلوی چشم خودم پسره داشت نرده وسط خیابون رو می کند و در همین حال، به مامور پلیسی که داشت اتومبیل ها را در ترافیک ناشی از آتش زدن یک سطل آشغال در وسط خیابون هدایت می کرد، با محبت گفت: از همکاری شما ممنونم!)

==============================

کدیور: مردم بی دفاع هم صرفا می گویند ما می خواهیم به آن چیزی که در قانونمان نوشته شده است عمل کنیم و چیز بیشتری نمی خواهیم.

---------------------------

آیا واقعا مطالبات آقای کدیور و موسوی و کروبی، قانون است و چیز بیشتری نمی خواهند؟!

1. پس چرا وقتی گفته شد که مدارک خود برای ادعای خود مبنی بر رای آوردن خود را ارائه کنید، سر باز زدند؟! آیا واقعا در قانون نوشته شده که هرکس ادعایی داشت، بی مدرک و سند، باید از او قبول کرد؟! آن هم چنین ادعای بزرگی را ؟! (بماند که از مسوولین خود ستاد استان آقای موسوی شنیدم که می گفتند: ما خودمان چند دوره در زمان آقای خاتمی انتخابات برگزار کردیم و مطمئنم که تقلب در سطح بزرگ، به نحوی که بتواند نتیجه را تغییر دهد، در انتخابات ایران، غیر ممکن است.)

2. پس چرا وقتی گفتند اجتماع شما بدون مجوز است، باز هم اجتماع برگزار کردند؟!

3. آیا اطاعت از ولی فقیه جمهوری اسلامی، در قانون اساسی نیست؟! آیا ایشان، فقط یک صفحه از قانون این مرز و بوم را خوانده اند یا همه صفحات آنرا؟! پس چرا سر باز می زنند؟

4. ایشان که ولی فقیه را از عدالت خارج می دانند، آیا نمی دانند که در قانون این مملکت، مسوولیت تشخیص آن بر عهده شورای خبرگان رهبری است نه اینکه هر کس دلش خواست و دستور رهبری را مخالف سلیقه و هوای نفس خودش دید، بتواند چنین ادعایی بکند! در این صورت سنگ روی سنگ بند می شود؟!

==============================

کدیور: ما نه قائل هستیم که کسی از جانب خدا منصوب شده است و نه معتقدیم کسی بر ما ولایت دارد و نیز به ولایت مطلقه اعتقادی نداریم.

---------------------------

خب این بخش از صحبت های ایشان، کاملا واضح است. از ایشان خیلی ممنونم که آنچه سالها در دل پنهان می کردند، امروزه صریح می گویند!

تعجبم در این است که با این وجود، چگونه رویشان می شود که ادعا کنند به قانون اساسی معتقدند و به آن پایبند!!! (رجوع کنید به اصول 5، 107، 110 و 111 قانون اساسی که اصل آخر، بیان می دارد که خبرگان رهبری مسوولیت تشخیص صلاحیت یا عدم صلاحیت رهبری را دارد لینک)

==============================

کدیور: اگر من آمدم در یک حزب کار تشکیلاتی کردم و قدرت را به شکل قانونی بدست گرفتم این ها خواهند گفت که ما می خواهیم قدرت را به شکل نرم به دست بگیریم، بله ما می خواهیم قدرت را با وضوح از شما بگیریم.

---------------------------

سوالی که پیش می آید این است که ایشان می خواهند قدرت را از چه کسی بگیرد؟ دولت یا نظام جمهوری اسلامی؟! آنچه در این جریانات واضح است این است که دیگر بحث بر سر دولت نیست. جایی که هدف واقع شده است، کل نظام و از جمله رهبری است. چرا که این همه توهین به امام، رهبر، شورای نگهبان، آرمان های انقلاب از قبیل دشمنی با اسرائیل و امریکا، معنی ای جز دشمنی با کل نظام را ندارد.

خیلی جالب است که باز هم ادعا می کنند که می خواهند قدرت را به شکل قانونی بدست بگیرند! آیا منظور ایشان از به شکل قانونی، امضا جمع کردن در پای برج ایفل در پاریس است؟! یا با پخش تبلیغات از کانال بی بی سی؟! یا با روزه خواری در خیابان های تهران در روز قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان؟! یا با آتش زدن و شیشه شکستن؟! یا با تبلیغ فلان رقاصه ایرانی فرار کرده از ایران؟!

آیا جدا ایشان قانون را این طور برای خود تفسیر می کنند؟! اگر این طور است که ایشان، قانونی که در زمان حاضر نوشته شده و بسیاری از نویسندگان آن، اکنون زنده اند را این طور تفسیر می کنند، وای به حال قرآنی که ایشان بخواهند برای آدم تفسیر کنند!

اینگونه است که آدم معنی اسلام امریکایی را می فهمد و می فهمد که اجتهاد گرفتن از دست آقای منتظری یا افتخار به استاد مدعو گروه مطالعات دینی دانشگاه دوک امریکا بودن یعنی چه.

این گونه است که آدم معنی اسلام بی ولایت را می فهمد. معنی خود رایی و خود کامگی به اسم اسلام را می فهمد.

یاد آن شعارمان افتادم.... مرگ بر اسلام امریکایی... مرگ بر وقتی که شیطان بزرگ، آدم را به گفتن الله اکبر بر پشت بام خانه ها فرمان دهد... بی ربط بود اما یاد آن داستان مولانا افتادم که شیطان، معاویه را از خواب بیدار می کند که نمازش را بخواند! ...

-----

البته این صحبت ها خیلی بخش های موهن تر و زشت تر هم داشت که من شرمم آمد که آنها را دوباره تکرار کنم. خواستید می توانید خودتان آنرا مطالعه کنید. این صحبت ها رو خیلی سخت می شه پیدا کرد. ارجاع به کل صحبت ها: لینک



 
درباره وبلاگ

بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین.

مطالب اخير
Top Message of The Day
حجاب
فیلم با هدف یا بی هدف
مرگ استیو جابز
در جهت اصلاح
در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟
غیرت : گوهر کمیاب این عصر
مبارزه با قانون شکنی
معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی
باز هم مخالفتی با خدا
عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها
چرا باید منتظر باشیم؟
مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی
اول یادگیری مطلب و سپس یادگیری تاریخچه
معرفی زمینه های مورد نیاز و سود آور به کارآفرینان
غر زدن، مد امروزه!
بانکداری اسلامی
مسلمانی
راضی کردن همه
قوه مقننه یا ... ؟
به اسم امام و به کام دشمن امام و انقلاب
عذر خواهی از برخی شعارها برای اطاعت از دستور رهبر عزیزمان
مجلس و ماجراهایش
اعتراض به مصوبه مجلس برای قانونی کردن وقف دانشگاه آزاد
آخرین تلاش های ناشیانه
آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند.
نامه تامل برانگیز حسین شریعت مداری به برخی مراجع
تاملی بر صحبت های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد حسن مصطفوی
یک چاره برای آسان شدن سختی ها بر انسان
چند نکته از حضرت شعیب علیه السلام

پيوندها
RSS Feed