وبلاگ قریب
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
 

از امام خمینی حرفی شنیده ام به این مضامین که تا یک نفر فقیر در مرزهای کشورمان هست، نمی خواهم ریالی برای کار فرهنگی هزینه شود. (البته احتمالا منظور ایشان، این همایش ها و کتاب های گلاسه و ریخت و پاش هاست).


ناراضی هستم از این خرج هایی که صرف تجملات در شهر تهران می شود. یک چراغ وسط خیابان را در محله های بالای شهر بر می دارند و خوشگل ترش را می گذارند. در حالیکه چراغ قبلی را هم تازه گذاشته بودند و خوب هم کار می کرد.

نمی گویم پول ها را فلان مدیر بخورد و کار هم نکند. که کسی از کارش ایراد نگیرد.

اما می گویم باید در خرج بیت المال، مسلمان تر از اینها باشیم.

چرا ما باید منطقه ای کار کنیم؟ چرا شهرداری تهران، پولی را که از شهروندان تهرانی می گیرد، خرج سیل زدگان مسلمان پاکستانی نمی کند که از وبا نمیرند؟

گیرم که کراواتی های ایران زده و متحجر خاک پرست نگذارند.

حداقل خرج مرز نشینان و کپر نشینان کند. همه درآمدش را خرج آنها کند. همه درآمدش را. نه اینکه صدقه ای، فقط کمک کوچکی کند و با بقیه آن، تمام اتوبان هایمان را پر از گل کند. تا وقتی در کشور ما، کسی درد نان دارد، گل کنار اتوبان، از حرام بدتر است.

این پول شهر تهران نیست. پول اسلام است. حداقلش پول این مملکت است. هرچند که از شهروندان تهرانی کسب شده باشد.

مگر ما مسلمان نیستیم؟ چرا نباید راضی باشیم که آسفالت کوچه ما خراب باشد اما شهرداری یا دولت یا مسوولین بگویند که ما این پول را خرج ساختن خانه برای مردم فلان روستا کردیم؟

چرا باید منطقه ای خرج کنیم؟ منطقه ای کار کنیم؟ منطقه ای فکر کنیم؟ ما همه مسلمانیم. همه برادریم. این پول ها، عاقبت ما را خراب می کند. دین ما را خراب می کند. خانه خرابمان می کند.



 
درباره وبلاگ

بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین.

مطالب اخير
مرگ استیو جابز
در جهت اصلاح
در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟
غیرت : گوهر کمیاب این عصر
مبارزه با قانون شکنی
معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی
باز هم مخالفتی با خدا
عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها
چرا باید منتظر باشیم؟
مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی
اول یادگیری مطلب و سپس یادگیری تاریخچه
معرفی زمینه های مورد نیاز و سود آور به کارآفرینان
غر زدن، مد امروزه!
بانکداری اسلامی
مسلمانی
راضی کردن همه
قوه مقننه یا ... ؟
به اسم امام و به کام دشمن امام و انقلاب
عذر خواهی از برخی شعارها برای اطاعت از دستور رهبر عزیزمان
مجلس و ماجراهایش
اعتراض به مصوبه مجلس برای قانونی کردن وقف دانشگاه آزاد
آخرین تلاش های ناشیانه
آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند.
نامه تامل برانگیز حسین شریعت مداری به برخی مراجع
تاملی بر صحبت های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد حسن مصطفوی
یک چاره برای آسان شدن سختی ها بر انسان
چند نکته از حضرت شعیب علیه السلام
چرا برخی به سید حسن خمینی، سید حسن مصطفوی می گویند؟
مساجد ما و مساجد مورد پسند اسلام
بیسیم چی

پيوندها
RSS Feed