وبلاگ قریب
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
 
۱۳۸۸/٤/۳ :: ٢:۱٩ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

بی مقدمه چند نکته و چند سوال...

لطفا تا آخر بخوانید...

چند تناقض در این ماجرا به چشم می خورد:

اول - در خبرها آمده که ندا با استاد و چند تن از همکلاسی هایش در تظاهرات شرکت کرده که از آنها جا می ماند.

اما کاسپین ماکان نامزد او در مصاحبه با بی بی سی گفته که او و استادش دور از درگیری ها و در ماشین در ترافیک مانده بودند که ندا از گرما و خستگی کلافه می شود و از ماشین پیاده می شود!

دوم - اگر صحبت نامزد او صحیح باشد، دو مطلب وجود دارد اول اینکه چگونه او با اینکه از درگیری ها دور بوده موتوری های ناشناس به او شلیک می کنند؟ آن هم به قلب او؟

و بعد اینکه این چه تناقضی است که نامزد ایشان می گوید او میگفت جانش را حاضر است برای این جریان بدهد اما دور از درگیری بوده؟

بعد هم در یک خبر می نویسند دانشجوی فلسفه در جای دیگر دانشجوی موسیقی...

فرض می کنیم این تناقضات پاسخ داده شوند. این سوال ها پیش می آید:

1. اصلا آیا جریان این ندا واقعی است؟ (ماجرای آن 5 کشته دانشگاه تهران که یادمان هست... همانی که تلویزیون با یکی از مرده ها! مصاحبه کرد!) موبایل همه ما پر است از کلیپ و فیلم که خیلی ها آنها را تکذیب می کنند (قضیه آقای خاتمی که یادمان هست...)

من فرض می کنم این جریان واقعی باشد.

سوال دوم : چه کسی ایشان را کشته است؟ آشوبگران یا نیروی انتظامی و بسیج؟

آیا واقعا این ثابت شده است که نیروی انتظامی یا بسیج او را کشته است؟ از کجا معلوم که آشوبگرانی که این شلوغی ها را ایجاد کرده اند او را نکشته باشند؟ (مخصوصا اگر صحبت نامزد ایشان را درست بدانیم این فرض که آشوبگران او را کشته باشند خیلی تقویت می شود چون بسیج چرا باید با کلت قلب کسی را که از ماشین صرفا برای خستگی در کردن پیاده شده است بشکافد؟! آنهم در مکانی دور از درگیری ها! در این حالت این فرض بسیار محتمل تر است که آشوبگران و اغتشاش گران خیابانی او را کشته باشند که اوضاع را شلوغ تر از آنچه هست بکنند.)

 

سوال دوم : حضور ایشان در آن موقعیت دو حالت دارد.

یک اینکه جزء تظاهر کنندگان باشند. در این حالت نیروی انتظامی روز قبل در تلویزیون و رسانه ها اعلام کرده بود که در این راه پیمایی های بدون مجوز شرکت نکنید و گرنه با شما مانند آشوبگر برخورد می شود. (توجه داریم که تا روز قبل از آن پلیس در مقابل این همه تخریب و هرج و مرج از سلاح گرم استفاده نکرده بود تا جایی که آشوبگران به مرکز بسیج حمله کردند که در آن اسلحه بود. این عدم استفاده از سلاح گرم در همان موقع بسیار مورد انتقاد مردمی بود که از پلیس انتظار داشتند امنیت را به کوچه و خیابان برگرداند.)

دو اینکه ایشان جزء مردم رهگذر بوده باشد. همه می دانیم که در استفاده از اسلحه گرم همیشه احتمال خطا وجود دارد. حتی تا آنجایی که من می دانم در همین مانور های آزمایشی که برگزار می شود به علت استفاده از سلاح گرم، تا پنج درصد تلفات در همه دنیا امری طبیعی به شمار می رود. بدیهی است که آنجا حلوا خیر نمی کرده اند. میدان درگیری بوده و این طبیعی است.

در این حالت دوم با فرض رهگذر بودن این فرد، این میدان درگیری دو جناح دارد. یکی نیروی انتظامی و بسیج و دیگری آشوبگران. نیروی انتظامی و بسیج مسوول کنترل آشوبها و سرکوب آشوبگران است. یک سوال دارم: آیا مسوولیت جان این فرد با کسی نیست که این میدان درگیری را به وجود آورده و به صورت غیر قانونی مردم را تشویق به حضور و اغتشاش کرده است؟ آیا کسی غیر از آقای میر حسین موسوی مسوول است؟

 

در پایان بگویم. همه ما از دیدن صحنه کشته شدن یک انسان ناراحت می شویم. در دنیا بسیاری از انسانها هر روزه کشته می شوند.

آیا چه بر سر ما آمده است که تعجب نمی کنیم وقتی می بینیم کشور هایی که در کشتار مردم غزه که چند صد نفر انسان از مرد و زن و بچه در میان دیوار هایی که حتی غذا و دارو از آنها عبور نمی کرد، توسط اسرائیل قربانی شدند، خم به ابرو نیاوردند و حتی یک قطع نامه هم تصویب نکردند، چرا اکنون برای کشته شدن یک تظاهر کننده، آن هم توسط کسی که معلوم نیست جزء آشوبگران نباشد، این گونه دایه مهربان تر از مادر شده اند؟

آیا تعجب نمی کنیم وقتی می بینیم کشور هایی که دوستان آنها در تمام دنیا و از جمله در همین خاور میانه خودمان جزء دیکتاتور ترین ها هستند (اکثر آنها حکومت های پادشاهی که حتی در آنها زنان شناسنامه هم ندارند!)، این گونه نگران انتخابات کشوری هستند که تقریبا هر دو سال یکبار یک انتخابات مهم در کشور خود برگزار می کنند؟

در انتها صحبتی با آقای موسوی : آیا به خاطر دارید پیراهن عثمان را که همان ها که خود، او را کشته بودند، خود، آنرا بر چوب زدند و به خون خواهی اش بر خواستند؟

----------------------------------------------

پ. ن. این رو بعد اضافه کردم که ببینید: لینک



 
درباره وبلاگ

بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین.

مطالب اخير
Top Message of The Day
حجاب
فیلم با هدف یا بی هدف
مرگ استیو جابز
در جهت اصلاح
در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟
غیرت : گوهر کمیاب این عصر
مبارزه با قانون شکنی
معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی
باز هم مخالفتی با خدا
عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها
چرا باید منتظر باشیم؟
مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی
اول یادگیری مطلب و سپس یادگیری تاریخچه
معرفی زمینه های مورد نیاز و سود آور به کارآفرینان
غر زدن، مد امروزه!
بانکداری اسلامی
مسلمانی
راضی کردن همه
قوه مقننه یا ... ؟
به اسم امام و به کام دشمن امام و انقلاب
عذر خواهی از برخی شعارها برای اطاعت از دستور رهبر عزیزمان
مجلس و ماجراهایش
اعتراض به مصوبه مجلس برای قانونی کردن وقف دانشگاه آزاد
آخرین تلاش های ناشیانه
آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند.
نامه تامل برانگیز حسین شریعت مداری به برخی مراجع
تاملی بر صحبت های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد حسن مصطفوی
یک چاره برای آسان شدن سختی ها بر انسان
چند نکته از حضرت شعیب علیه السلام

پيوندها
RSS Feed