وبلاگ قریب
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
 
۱۳۸۸/۸/٧ :: ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ :: نويسنده : بنده

خب شاید اولین سوالی که در ازدواج مطرح می شه اینه که چه جوری ازدواج کنیم.

دو راه پیش رو داریم:

 

١. ازدواج به صورت سنتی: البته شیوه های مختلفی در این دسته قرار می گیرند که ان شاء الله بعدا در مورد اون باید بیشتر صحبت کنیم. اما منظور از ازدواج سنتی، شیوه ایه که ابتدا با خواستگاری شروع بشه. به عبارتی، وقتی پسر به خواستگاری دختر می ره، هیچ کدوم از دو طرف، اجبار، بایاس ذهنی (یا همون ترجیح داشتن یا میل شدید به رسیدن این خواستگاری به مرحله سفره عقد) و این چیزها در خودشون احساس نکنن. همون طور که می دونیم، خواستگاری به صورت معنی رایج، به معنی اینه که پسری، می ره به خانه دختری که اطلاع مختصری از اون و خانواده اش داره تا شرایطی رو فراهم کنه که خودش و دختر مورد بحث، شناخت بیشتری نسبت به هم به دست بیارن و ببینن که برای ازدواج، مناسب هم هستن یا خیر.

 

٢. ازدواج غیر سنتی: این دسته هم شامل انواع و اقسام روش ها می شه. اما به صورت مشخص، عنصر مشترک در این دسته ازدواج ها اینه که دختر و پسر، ابتدا از خودشون شروع می کنن. به عبارتی، نقطه شروع، شناخت دو طرفه تا شناخت خانواده. در این گونه ازدواج ها، معمولا ابتدا دختر و پسر، همدیگر رو پسند می کنن و سپس به خانواده ها رجوع می کنن و خواستگاری و بقیه قضایا.

 

--------

به صورت مشخص، من ازدواج شیوه سنتی رو درست می دونم. اما چرا؟ دلیل نسبتا خوبی دارم. البته شاید دلایل دیگه ای هم باشه. اما اونی که به ذهن من می رسه، اینه:

 

در ایران و در جامعه ای که ما در اون زندگی می کنیم، با این فرهنگ و این تربیت درونی، خانواده، نقش زیادی در زندگی ما بازی می کنه. به عبارتی، در زندگی همه ما، کم و بیش، خانواده (به صورت حداقلی، منظورم مادر و پدر و خواهر و برادره. به صورت حداکثری، می تونه خانواده، شامل مادر بزرگ و پدر بزرگ و عمو و عمه و خاله و دایی و ... هم بشه.) در همه ارتباطات، روحیات، احساسات و زندگی روزمره ما و عواطف ما و احساس ما نسبت به زندگی مون تاثیر گذاره.

 

وقتی ازدواج سنتی رو به عنوان شیوه ازدواج انتخاب می کنیم، پسندیدن دختر و متقابلا پسر، از خانواده ها شروع می شه. یعنی معمولا، شما ابتدا خانواده رو می شناسید. وارد خانواده طرف مقابل می شوید. خوش و بش می کنید. پدر و مادر طرف مقابل و ... .

 

این دیدار خانواده طرف، اثر مثبت یا منفی خودش رو روی ذهن شما می گذاره. یعنی وقتی شما می خواید اولین صحبت خودتون رو با کاندید خودتون (دختر یا پسر) شروع کنید، در ذهنتون، اولین دیدار با پدر و مادر ایشون، تصویر مثبت یا منفی ای ایجاد کرده. و این تصویر، در تلقی شما از مناسب بودن یا نبودن طرفتون، خیلی اثر گذاره.

 

به عبارتی، شما ابتدا خانواده طرف رو می پسندید و اگر پسند شد، به سراغ پسند یا عدم پسند طرفتون می روید. (منظورم پسند نسبیه. ممکنه پسند کاملی نباشه)

خوب، حالا که چی؟ اصلا این خوبه یا بد؟

به نظر من خوبه. به دو دلیل.

 

یکی اینکه به دلیلی که در قبل توضیح دادم، شما در آینده، با خانواده طرف مقابلتون خیلی در تماس خواهید داشت. چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم (به صورت رابطه همسر آینده تون با خانواده اش). خیلی مهمه که شما خانواده ای رو که این همه با اون در تماس خواهید بود، بپسندید یا نه. توجه کنید که ممکنه شما اصلا همدیگر رو نبینید. مثلا در یک شهر دیگه زندگی کنید. اما تماس و اثر گذاری، فقط حضوری نیست. گاهی یک مکالمه همسرتون با خانواده اش، خواسته یا نا خواسته در زندگی شما، نقش مهمی خواهد داشت. چه بخواید چه نخواید. چه قبلا در موردش با همسرتون صحبت کرده باشید چه نکرده باشید. اینو جدی بگیرید! حداقل در ایران، این تاثیر خانواده ها جدیه. به همین دلیل هم، خیلی مهم که اون رو قبلا پسند کرده باشید یا نه.

 

دومین دلیل که شاید خیلی مهم تر از قبلی هم باشه، اینه که اکثریت قریب به اتفاق افراد، برعکس اون طوری که فکر می کنن، در نیمه دوم زندگی شون (معمولا از سن ٢۵ تا سی سال به بعد)، به شدت به شخصیت پدر و مادرشون همگرا می شه. یعنی، برعکس تصویری که افراد، از خودشون دارن و فکر می کنن که خیلی متفاوت از خانواده شون هستن، بر عکس همه مخالفت هایی که در جوانی خود، با عقاید، رفتار و سبک زندگی خانواده شون دارن، در نیمه دوم زندگی شون، به شدت شبیه اونها می شن. اینو به راحتی می تونین با یک نگاه به اطراف خودتون، متوجه بشین. این پدیده، باز هم به دلیل نقش مخفی و قوی خانواده ها در افراده. بعدا نگید نگفتیا!

 

در ازدواج مدرن که معمولا با دوستی دختر و پسر با هم شروع می شه، افراد، وقتی با خانواده هم مواجه می شن که به طرفشون، دلبستگی پیدا کردن. به همین دلیل هم دلشون می خواد که واقعیت ها رو نبینن. یا عیب ها رو نمی بینن. یا اگر هم ببینن، اصرار درونی دارن که براشون مهم نیست و باهاش کنار میان. چون دلشون گیر کرده! و همین مساله، کار رو خراب می کنه. یعنی عملا فرد، خانواده طرف مقابلش رو پسند نمی کنه. بلکه نهایتا، اون رو ناچارا می پذیره!

(توجه کنید که ممکنه بگید در ازدواج مدرن، یک نکته مثبت وجود داره و اون هم شناخت خوب خود طرفتونه. اما بعدا باید در این مورد بیشتر صحبت کنیم. به جد، می گم که این طور نیست. در ازدواج مدرن، شناخت طرف، بیشتر نیست. بلکه عاطفی تره. عاطفه هم که می دونید نقش مهمش چیه. بسته شدن چشم به روی واقعیت. اضافه بر اینکه، شما به عنوان یک انسان مجرد، اشتیاق شدید به محبت و وجود یک همدم دارید. و این نیاز و اشتیاق شدید، کاملا مخل عقل و فکر کردن و انتخاب کردنه. بحث در این باره، ان شاء الله باشه تا بعد!)

اما این، تنها دلیل نیست. یک دلیل مهم دیگه هم در کاره.

 

در ازدواج سنتی، وقتی شما به خواستگاری می روید، خانواده شما هم همزمان با شما، به قضاوت در مورد طرف مقابل، خانواده اش و شرایط می پردازند (حتی شاید زودتر از شما! بعدا در مورد روال پیشنهادی برای ازدواج سنتی، ان شاء الله اشاره خواهیم کرد). این مساله، دو مزیت داره:

 

اول اینکه به دلیل اینکه خودشون رو در کار و در جریان و نیز تصمیم گیرنده و موثر می بینن، در زندگی، در جبهه زن و شوهر آینده قرار دارند و نه روبروی آنها! به عبارتی، نه تنها در بیشتر اوقات، در مقابل این زوج نمی ایستن، بلکه حتی گاهی، در جهت سازش آنها در مشکلات عمل می کنن و به نوعی، نقش مثبت نیز در بهبود روابط زن و شوهر خواهند داشت (معمولا). این عامل، باز هم به دلیل نقش مهم خانواده در جامعه ما، بسیار مهمه. اگر با یک فردی که ازدواج کرده، صحبت کنید، تجربیات زیادی داره از اینکه چقدر همراهی خانواده خود آدم باهاش در جریان زندگی در احساس خوشبختی موثره و برعکس کارشکنی آنها چقدر می تونه آدم رو از ادامه زندگی متنفر کنه (کم و زیاد داره اما نمی شه منکرش شد).

 

دوم اینکه شما در جریان ازدواج، دارید مهم ترین انتخاب زندگی تون رو انجام می دید. به همین دلیل، کمک فکری نیروهایی با تجربه مثل پدر و مادر خودتون، خیلی می تونه به شما کمک کنه. چون شما، آدم ها رو به خوبی نمی شناسید. هم در شناخت خانواده طرف مقابل و هم در شناخت خود طرفتون. فرض کنیم که شما پسرید. چقدر می تونید مادر طرفتون رو بشناسید؟ تقریبا خیلی کم. اما مادر شما چی؟ خیلی راحت و خیلی دقیق! در مورد پدرها هم همین رابطه صادقه. به علاوه اینکه مادر یا خواهر شما، از جنس طرفتون هستن. به همین دلیل هم خیلی راحت تر از شما می تونن با یک نگاه یا صحبت کوتاه، طرفتون رو شناسایی می کنن و این شناسایی، می تونه بعدا وقتی در منزل در این باره مذاکره می کنید، انبوهی از دانش رو که شاید شما هیچ وقت به این جدی ای اون رو به دست نمی آوردید، کسب کنید. البته این لازمه اش اینه که شما، ابتدا قبول کنید که پدر و مادر شما، صرف نظر از اینکه چیکاره هستن و کجا و در چه شرایطی زندگی می کنن، به دلیل تجربه شون، چیزهایی رو می فهمن که شما ممکنه از اون غافل باشین.

 

خب فکر کنم خیلی زیاد صحبت کردم. توصیه می کنم که مورد های بالا رو جمع بندی کنید و مورد بندی شده و خلاصه، روی اونها فکر کنید و ببینید در مورد هر کدوم، شما چی فکر می کنید. حتی در مورد هر کدوم، سعی کنید با اطرافیانتون صحبت کنید و نظر اونها رو بپرسین. برای ازدواج، هرچی وقت بذارید، بیهوده نیست. در جریان ازدواج، خودشناسی ای کسب می شه که در کنار دست آورد های دیگه، خیلی با ارزشه و یک عمر، براتون می مونه.

موفق باشید!



 
درباره وبلاگ

بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین.

مطالب اخير
Top Message of The Day
حجاب
فیلم با هدف یا بی هدف
مرگ استیو جابز
در جهت اصلاح
در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟
غیرت : گوهر کمیاب این عصر
مبارزه با قانون شکنی
معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی
باز هم مخالفتی با خدا
عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها
چرا باید منتظر باشیم؟
مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی
اول یادگیری مطلب و سپس یادگیری تاریخچه
معرفی زمینه های مورد نیاز و سود آور به کارآفرینان
غر زدن، مد امروزه!
بانکداری اسلامی
مسلمانی
راضی کردن همه
قوه مقننه یا ... ؟
به اسم امام و به کام دشمن امام و انقلاب
عذر خواهی از برخی شعارها برای اطاعت از دستور رهبر عزیزمان
مجلس و ماجراهایش
اعتراض به مصوبه مجلس برای قانونی کردن وقف دانشگاه آزاد
آخرین تلاش های ناشیانه
آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند.
نامه تامل برانگیز حسین شریعت مداری به برخی مراجع
تاملی بر صحبت های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد حسن مصطفوی
یک چاره برای آسان شدن سختی ها بر انسان
چند نکته از حضرت شعیب علیه السلام

پيوندها
RSS Feed