قریب - الله اکبر، خامنه‌ای رهبر >> افسوس و صد افسوس

قریب - الله اکبر، خامنه‌ای رهبر
بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.
 
۱۳۸۸/۸/۱٥ :: ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ :: نويسنده : بنده

تو فکر بودم که خدا رو شکر که شرایط این قدر واضحه و برخی  اینطور گول می خورن. اگر کمی یا خیلی بیشتر، شرایط پیچیده بود چی می شد!
الان همون برخیا، می بینن که دشمن قسم خورده این مملکت، کشوری که سابقه دخالت هاش، سودجویی های یک جانبه اش، خیانت هاش و کلا ماهیت دشمن بودنش خیلی بیشتر از عمر پدران ماست، الان به این وضوح از یک جریانی توی مملکت حمایت می کنه؛ وقتی اینطور خوشحالیش رو می بینن، چطور می تونن خود رو به ندیدن بزنن و بی خیال گول این جریان رو بخورن و بپرن وسط جریان؛ جریانی که نمی دونن توسط چه کسی و به چه علت واقعی هدایت می شه، چه کسی سود اصلی رو می بره، چه... جه.... چه.....
خدا رو شکر که دشمن ما این قدر سیاست مدار نیست و یا اگر هست، الان مصلحت رو در این ندیده که خوشحالی خودش رو و حمایت خودش رو از یک جریان در مملکت مخفی کنه! فقط یک لحظه با خودتون فکر کنین که چی می شد اگه با جریانی طرف بودین که مخفیانه توسط این کشورهای دشمن سابقه دار حمایت می شدن و نه به صورت علنی!
اون وقت این عده ای که الان گول خوردن، چند نفر می شدن؟!

چطور می خواستین بهشون بفهمونین که دارن گول می خورن؟! اینکه چطور پای قماری نشستن که سر تمام مملکت و هستیشونه!
به اینا که فکر می کنم به این نتیجه می رسم که هنوز خیلی باید کار کنیم.
که درک سیاسی و اصولا عقلانی مردممون رو ببریم بالا. نه به خاطر همراه کردن اونها با خودمون. بلکه به خاطر خودشون و به خاطر فریب نخوردنشون.

بیایید با هم فکر کنیم. به یک راه. یا چند راه برای این هدف بزرگ. مطمئن باشید که این راه ها در جهت رضایت و ظهور مولامون خواهد بود.
چرا که این خاندان پاک هم در همه جا از این درد ضربه خورده اند!

-----------------------------------

کلام آخر با تو برادر یا خواهر من که پارچه سبزی به دستت بسته ای
باور کن که امروز چند بار بغضم را فرو خوردم
بغضی که فقط برای خود تو بود
برای دلسوزی و محبتی که به تو در دلم احساس می کردم
و ناراحتی از این که نادانسته احساسات خود را در بازی ای گذاشته ای که به ضرر تو و مملکتی است که آنرا دوست داری
باور کن که خیلی از این کسانی که در کنار تو فریاد می زنند و تو را به وجد می آورند
نه به عشق مملکتمان
نه به عشق ارزشهای مشترکمان
بلکه به کینه ای است که سی سال نسبت به این انقلاب و نظام داشته اند
به کینه ای دیرینه تر و قدیمی تر از عمر من و تو
حتی به کینه ای است که از دین من و تو در دل دارند
مطمئن باش که یکی در کنار تو
یا شاید در جلوی تو و جلوتر از تو
مزدوری است که بخشی از همان پول هایی که همان کشور دشمن  قدیمی مملکتت برای مبارزه با مملکتت
تصویب کرده را در جیب دارد و فریاد می زند
کاش کمی دقیق تر به هم صدایان خودت نگاه می کردی
با آنها صحبت می کردی
اینکه آیا واقعا درد تو را در دل دارند یا تنها چهره ها و شعار هایتان شبیه هم است
خطری بزرگ است در پس داشتن هم رزمانی با عقیده هایی به این اندازه ناشناخته و متفاوت از تو
پس مراقب باش
که احساساتت را
و نیرویت را
در سپردن مملکتت به دست دشمن آن خرج نکنی
دشمنت را بشناس
خوب بشناس
تاریخ مملکتت را بخوان
حتی از زبان خودشان
که به چه سان به چپاول مملکتت افتخار می کرده اند
چشم باز کن
که گاهی چشم ها وقتی باز می شوند که زمان گذشته است...
نه به خاطر من
نه حتی به خاطر مملکتت
به خاطر خودت و عمرت و کردارت در این زمان
مراقب باش
این را فقط با دلی پر از محبت تو گفتم
پس آنرا بی محبت مخوان.



 
درباره وبلاگ

بنده ای هستم از جمله بندگان خدای تعالی. نظراتی دارم؛ گاه غلط و گاه درست. می پویم و می جویم تا بیابم و بدانم و بدان کنم که بدانم. می نگارم آنچه را می اندیشم. و صد البته که از لطف او می جویم و می پویم که هر چه هست اوست و ما جمله بندگانی در پناه لطف او و جمله در ظلمات؛ جز آنچه او خواهد و دهد. که سمیع است و قریب. قریب تر از رگ گردن و بزرگ تر از آسمان ها و زمین.

پيوندها
RSS Feed