﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>وبلاگ قریب</title>
    <description>بسم الله الرحمن الرحیم --- قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ  - ۵۰ سوره سبا --- بگو اگر گمراه شوم پس جز این نیست که از ناحیه خود گمراه می شوم و اگر هدایت یابم به سبب آنچه پروردگارم به من وحی می کند است. همانا او شنوا و نزدیک است.</description>
    <link>http://ggharibb.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>بنده</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 10 Oct 2011 11:30:36 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>مرگ استیو جابز</title>
      <description>&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;باید اول تکلیف خودمون رو با اصول خودمون روشن کنیم. برای ما فقط حرفه ای و موفق بودن فرد مهمه یا اینکه از این توانایی در چه راهی استفاده می کنه هم مهمه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;در مورد استیو جابز:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;بسیار ایده پرداز و تیز هوش بوده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;برخی از این تکنولوژی هایی که الان در دست همه هست، ایده ابتدایی اونها توسط این آقا ارائه شده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;اما یک نکته: ایشون مدیر عامل و موسس یکی از شرکت هایی است که بزرگترین خدمات رو به رژیم نحس و غاصب اسرائیل کرده. البته خودشون هم از گفتن این جمله ابایی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;حالا ما دیدگاهمون نسبت به کسی که در جبهه دشمن کار می کنه چیه؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;اصلا دیدگاه ما نسبت به معاویه چیه؟ معاویه، سیاست مدار بزرگی بوده. تازه نماز و روزه هم می خونده و می گرفته. بالاخره جامعه اسلامی رو مدیریت هم کرده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;اما فقط یک نکته: ایشون جبهه دار باطل بوده. مقابل حضرت علی علیه السلام.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;اصلا یک کم بالاتر فکر کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;نظر ما در مورد شیطون چیه؟ شیطون عبادت کننده بزرگی بوده. توانایی های زیادی داشته. هوش فراوانی هم داره. الان هم کل جبهه باطل رو خودش مدیریت می کنه. شوخی نیست. این همه نبوغ از خودش بروز می ده که بتونه هر کسی رو به طریقی به راهی بکشونه که می خواد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;فقط یک نکته: ایشون مقابل خدا وایساده. توی راه باطل. همین!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;نتیجه گیری با خودتون. اما به نظرم دو نکته رو باید در ذهنمون داشته باشیم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;اول اینکه در جبهه باطل، کسانی ممکنه وجود داشته باشند که نکات مثبت و یا خیلی مثبت متعددی داشته باشن (یادمه آقای قرائتی می گفت: چرا ما تصورمون از یزید یک آدم زشت و وحشت ناکه؟ چرا به خودمون نمی قبولونیم که یک آدم ممنه خیلی زیبا باشه اما امام حسین علیه السلام رو هم بکشه.). این نکات مثبت ممکنه خلی ممتاز باشه (مثلا در یک معیار، در دنیا اول باشه)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;دوم اینکه باید اولویت بندی اصول برامون کاملا مشخص باشه. یعنی بدونیم که برای ما در درجه اول اهمیت، کدوم معیاره. مثلا: من خلاق بودن بودن یک فرد برام خیلی مهمه. اما موافق یا مخالف حق بودن برام چقدر مهمه؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;این رو گفتم که همون بحث خاکستری بودن افراد رو یادآوری کنم. ممکنه افرادی با ویژگی های بسیار منحصر بفردی در ته ته بهشت باشن. مثل خود شیطان!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="LTR" align="right"&gt;انگیزه نوشتن این پست، پس از خوندن این مطلب ایجاد شد: &lt;a href="http://siren.blogfa.com/post-369.aspx"&gt;لینک&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/176</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=8108618</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-8108618</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Oct 2011 11:30:36 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>در جهت اصلاح</title>
      <description>&lt;p&gt;اگر شما از اون دسته آدم هایی هستید که فکر می کنید در جهت اصلاح اخلاق و فرهنگ خود و جامعه نمی شه کاری کرد، این نوشته رو نخونید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر فکر می کنید همه راه ها رفته شده و نتیجه ای نداشته، این نوشته برای شما نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر فکر می کنید ما برای ایجاد تغییر، خیلی کوچیکیم، اینجا رو نخونید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما برای خودم و بقیه، یک پیشنهاد جالب دارم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راستش خیلی وقته که با خودم فکر می کنم که ایرادات آدمیزاد در برخوردها و رفتارها، یعنی چیزهایی که باعث رنجش دیگران می شه، خیلی شفاف و روشنه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در طول تاریخ هم ثابته. یعنی وقتی آدم تاریخ رو می خونه می بینه که همون چیزهایی که قبلا سوء تفاهم و کدورت پیش می آورده، الان هم همون اثر رو داره و غیره...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این جهت، برای اونکه حداقل رفتار خودم و نهایتا رفتار خانواده و دوستان و جامعه رو اصلاح کنم، به یک راه حل رسیدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بیاین یک دفترچه داشته باشیم. هر وقت که از کسی ناراحت شدیم و رفتار یا حرف کسی موجب رنجش ما شد، سعی کنیم یک قانون نسبتا کلی ازش استخراج کنیم و اون قانون رو در دفترچه بنویسیم. البته سعی کنیم تبصره هاش رو هم یادداشت کنیم. اگر شما جزء افرادی هستید که دست به نوشتنتون خوبه و حوصله هم دارید، می تونید در کنار این قانون، رفتار اون فردی که شما رو به این قانون رسوند رو هم بنویسید و زیرش تاریخ بزنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثلا من از طرز قضاوت یک فرد نسبت به خودم ناراحت می شم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با خودم فکر می کنم که اگر این فرد، اول دلیل فلان رفتار قبل من رو از خودم می پرسید و بعد از اون، قضاوت می کرد، این طور نمی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای خودم می نویسم، باید قبل از قضاوت، موضوع رو با فرد به نحوی مطرح کنیم و دلیل رفتارش رو از خودش بپرسیم و بعد قضاوت کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این میشه یک قانون طلایی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از یک مدت، می بینیم که اشکالات رفتاری به ظاهر متفاوت ما آدم ها، همه از قوانین نسبتا کلی معدودی موجب می شه و می شه به راحتی جلوی اونها رو گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یعنی حداقل با رعایت این قوانین، رفتار خود ما این ایرادات رو نخواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می دونین چرا این رو می گم؟ چون خیلی از افراد رو می بینیم که از مثلا خواهر شوهر خودشون می نالن و نسبت به رفتار اون خشمگین می شن. ولی بدون این که بدونن، با عروس خودشون همون رفتار رو دارن. مثلا ناراحتن که خواهر شوهرشون به اونها توجهی نکرده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می تونن این قانون رو در دفترچه خودشون بنویسن که عروس دوست داره در خانواده شوهر از خوبی هاش تعریف بشه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این خودش یک قانون طلاییه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس باید پیش دستی کنیم و قبل از اینکه اشکال رفتاری دیگران در ما هم به وجود بیاد و یا اگر هست، ریشه دار بشه، اون رو بر طرف کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافیه هر چند وقت این قوانین خودمون رو بخونیم و سعی کنیم به خاطر بسپریم و رفتار های خودمون رو با اون ها کنترل کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این مورد، حدیث زیاد داریم. مثل این که "آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند." یا اون جمله حضرت لقمان علیه السلام که "ادب از که آموختی؟ از بی ادبان"&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موفق باشید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دفترچه رو فراموش نکنید. یادتون باشه که اصلاح، با برنامه ریزی ممکنه. و صد البته اگر پیشنهادی برای بهتر کردن این دفترچه دارید، از پیشنهاد شما استقبال می شه!&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/175</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=8057756</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-8057756</guid>
      <pubDate>Sun, 02 Oct 2011 05:28:16 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟</title>
      <description>&lt;p dir="RTL"&gt;این روزها اخبار این سه هزار میلیارد تومان اختلاس خیلی نقل محافل شده است. عکس العمل افراد هم در مقابل این خبر تقریبا مشابه همدیگر است. همانطور که اخبار آقای شهرام جزایری باب شده بود. یا اخبار آقای کرباسچی و امثال آنها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;مشکلی که در این مساله وجود دارد این است که عموما مردم اشتباهات یکسانی در مورد این اخبار می کنند و به دو دلیل هم این اشتباه ها طبیعی است: اول اینکه اطلاع زیادی در زمینه نحوه کار و فعالیت امثال این آقایان ندارند. دوم اینکه این آقایان را با خودشان مقایسه می کنند و در نتیجه بیشتر ناراحت می شوند. پس بنده برای اینکه در تحلیل خودم این اشتباها و سوء تفاهمات پیش نیاید، از ابتدا می گویم که تحلیلم بر چه &lt;strong&gt;فرضیاتی&lt;/strong&gt; بنا شده است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;اول&lt;/strong&gt; اینکه من در مورد وام های کارخانجات و صاحبان صنایع و شرکت ها صحبت می کنم و نه وام های رایج مردم مانند وام مسکن. پس لطفا نگویید که در کشوری که ما برای یک وام پنج میلیون تومانی، باید این همه دوندگی کنیم و ضامن داشته باشیم و غیره، چگونه فردی این همه وام می گیرد و هیچی به هیچی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;دوم&lt;/strong&gt; اینکه موضع شخصی من هم مانند هر مسلمان و عاقل دیگری این است که باید با این افراد به شدید ترین نحو برخورد کنیم. اما نه فقط با آنها بلکه...!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;و حالا &lt;strong&gt;تحلیل&lt;/strong&gt;. بیایید به این فکر کنیم که چگونه این سه هزار میلیارد تومان، سه هزار میلیارد تومان شده است. یعنی گام های آن. کسانی که در صنعت هستند و یا کارخانه دار، به خوبی واقفند که در ایران، به راحتی می توان وام های بزرگ گرفت. و البته اکثرا اذعان دارند که این کار بدون سیبیل چرب کردن و یا همان رشوه عملا امکان چندانی ندارد. یعنی چه؟! یعنی باید مثلا سه تا پراید به فلان رئیس شعبه یا فلان فرد در بانک بدهی تا موافق کند که به شما وام دهند. طبیعی است که با این شرایط، بحث زمین یا کارخانه ای هم که باید برای ضمانت بازپرداخت، رهن بانک باشد، هم قابل حل است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;جالب این جاست که بسیاری از صاحبان صنایع ما هم به همین صورت وام ها گرفته اند و پرداخت کرده یا نکرده اند. بسیاری از کارآفرینانی که ما برای آنها به به و چه چه می کنیم، خودشان به همین صورت رشد کرده اند و توانسته اند صنعتی را بر پا کنند و البته اموالی هم جمع نمایند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;مشکل فقط اینجا نیست. بحث نحوه مصرف وام هم هست. باز هم اکثر افرادی که در صنعت هستند، به خوبی واقفند که این که وام دریافتی باید صرف تولید شود هم معمولا به روی کاغذ خلاصه می شود. عموما با فاکتور سازی یا سبیل کارشناس را چرب کردن، آن هم قابل حل است. معمولا بیشتر این وام ها صرف خرید ملک و زمین (در خوشبینانه ترین حالتها، خرید ملک و زمین کارخانه) می شود که ریسک صاحب صنعت محترم، تا حد امکان پایین بیاید و با این رشد قیمت املاک، صاحب صنعت سود قطعی زیادی کند و بقیه هم ماشین های سواری مدل بالا و ویلا ها و سفر ها و بقیه هم صرف دلالی های رایج برای سود کردن های بیشتر و نه توسعه تولید کارخانه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;بازهم مشکل فقط اینجا نیست. کیست که نداند که زمان بازپرداخت وام های کلان، معمولا فقط روی کاغذ است. مهم نیست که شما کار سود آوری کرده باشید یا خیر. در هر صورت بانک ها به همان دلایل سبیل چرب شده و غیره، نمی توانند وام های خود را با قاطعیت در زمان معین شده بازپس گیرند زیرا چیزی در دستشان نیست. خودشان می دانند که سند زمین یا ملک یا کارخانه ای که برای ضمانت دریافت شده، معمولا یک دهم مبلغ وام هم ارزش ندارد و در نتیجه روال بازپس گیری وام، تبدیل می شود به گدایی و نهایتا اگر وام دهنده خیلی شهامت داشته باشد و خودش در روال وام دهی موثر نبوده باشد، تبدیل می شود به تهدیدات تو خالی. هم وام دهنده این را می داند و هم وام گیرنده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;با این روال، شخص فوق با سه هزار میلیارد تومان اختلاس، عمده تقصیرش این است که کاری را که بسیاری از صاحبان صنایع دیگر یک یا دو بار انجام می دهند و از آنها برای صاحب صنعت بودن تجلیل می شود، صدها بار انجام داده است. بقیه اش هم می شود بازی سیاسی و حال گیری ها و ... . همه هم می دانند که بعد از مدتی بازهم یکی دیگر می آید و چهار هزار میلیارد تومان اختلاس می کند و می فهمند یا نمی فهمند و ادامه ماجرا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;راه حل:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;اول.&lt;/strong&gt; کلیه افرادی که در دادن وام، تعیین ارزش ضمانت بانکی و امور مربوط به وام، مسوولیتی دارند، باید با گزینش ویژه ای استخدام شوند و در حین کار نیز نظارت ویژه ای بر کار آنها صورت گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;دوم.&lt;/strong&gt; همه وام های کلان بانک ها (مثلا از 100 میلیون به بالا) در بانک مرکزی ثبت شود. در این ثبت، باید مواردی مانند مشخصات وام گیرنده اعم از مشخصات حقیقی و حقوق، مبلغ وام، ضمانت بانکی، نحوه بازپرداخت، میزان بازپرداخت تا کنون و نیز مورد مصرف مبلغ وام ثبت شود. بدین ترتیب علاوه بر کارشناسان و مسوولین در بانک وام دهنده، افرادی در بانک مرکزی نیز می توانند به تصادف، برخی از این وام ها و وضعیت لحظه ای بازپرداخت و مصرف وام را بازبینی و کنترل کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;سوم.&lt;/strong&gt; خلاء های قانونی موجود&amp;nbsp; در قانون یافته و بر طرف شود تا کسی نتواند از این خلاء ها سوء استفاده کند. این خلاء ها اکنون در قانون وجود دارد که نیاز به بررسی های جدی و دقیق این قوانین دارد و یک برادری و دلسوزی جمعی را بین مجلس و دولت می طلبد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;چهارم.&lt;/strong&gt; مجازات قانونی سنگینی برای افرادی که جرائم مالی بالای مثلا 100 میلیون مرتکب می شود تعیین گردد. مثلا اعدام. این موجب می شود که کسی به خود جرأت انجام این جرائم را ندهد. این نمی شود که نهایتا مثلا 10 سال برای فرد حبس تعیین شود. این طور، افراد با خیال راحت به سوء استفاده می پردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;نباید ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;اول.&lt;/strong&gt; سوء استفاده از این جریان و بهره برداری های سیاسی و جناحی از این اختلاس و عملا تبدیل کردن آن صرفا به چماقی برای حمله به یکدیگر و تسویه حساب های سیاسی. من اعتقاد دارم که این رخ دادن این مسائل، تا حد زیادی مستقل از دولت است. قدیم ها که دولت آقای خاتمی هم بود، از کارخانه داری در تهران می شنیدم که با دادن فلان مبلغ رشوه به برخی از شعبات بانک ها می توان وام گرفت (که البته خود آن فرد هم وامی گرفت &amp;ndash; البته از همان وام های صنعت). این مربوط به بدنه بانک ها است یعنی کارکنان امور وام. این کارکنان، در هر دولتی ثابت هستند. هزار تا دولت را هم عوض کنیم، همین افراد در حال کار و گردش کارها هستند. باید نظارت را بر کار بدنه این ساختار زیاد کرد. اما الان همه بیشتر یکدیگر را متهم می کنند به جای اینکه علت بروز این سوء استفاده یا اصطلاحا سوراخ های قایق را بر طرف کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;دوم.&lt;/strong&gt; نکوهش اینکه افرادی این چنین می توانند با این پول در کشور، فلان کنند و بهمان کنند. توجه شود که مشکل ما با نحوه پول در آوردن امثال این فرد است و نه دارایی وی. برای ما اگر دارایی فردی که میلیاردها تومان را به راه شرعی و قانونی کسب کرده باشد، کاملا محترم است. البته مانند اکثر جاهای دیگر، باید مکانیزم های مالیاتی به نحوی قوی باشد که همه افراد، اعم از قشر متوسط و غنی، به تناسب، مالیات درآمد خود را پرداخت نمایند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/174</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=7994988</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-7994988</guid>
      <pubDate>Thu, 22 Sep 2011 07:27:20 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>غیرت : گوهر کمیاب این عصر</title>
      <description>&lt;p&gt;مردم آخر الزمان، باید باهوش باشند. باید با بصیرت باشند. خیلی راحت و سریع راه کار های تکراری دشمن را تشخیص بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من به شما می گویم. هر فیلمی که غیرت مرد را مسخره کند یا کمرنگ کند، صد در صد صهیونیستی است. باید به جایی برسیم که همه مردم این را تشخیص بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمی گویم کارگردان آن جاسوس است. نه لزوما! شاید باشد شاید هم یک مزدور بی جیره و مواجب باشد. مهم این است که یک فیلم صهیونیستی ساخته.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مردم باید خیلی راحت ارتباط اینها را هضم کنند و بفهمند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله غیرت بی جا هم داریم. همانطور که مردم قرآن خوانی را داشتیم که حضرت علی علیه السلام را کشتند. خب ما بیاییم و قرآن را مسخره کنیم؟ نه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;---------&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صحبت های بالا، نقل قول آزادی بود از بخشی از صحبت های آقای پناهیان عزیز در دانشگاه امام صادق علیه السلام در دهه اول محرم امسال.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حتما شما هم انبوه احادیث و روایات و نیز سیره در مورد ستایش و تقویت غیرت مردان را دیده یا شنیده اید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال چه شده است که با فیلم ها، با رسانه ها و تبلیغات و گاهی با اظهار نظر چند نفر روشنفکر مآب ، به ما القاء کرده اند که غیرت بد است و برخی زنان ما به دنبال شوهر بی غیرت هستند که کمتر جلوی دست و پای آنها را بگیرد و برخی مردان ما، می ترسند از اینکه به آنها برچسب غیرتی زده شود، الله اعلم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین بس که:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیامبر (صلوات الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: "همانا غیرت نشانه ی ایمان است". (میزان الحکمه، ج7)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: "غیرت مرد ایمان است". (میزان الحکمه، ج7)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایشان همچنین می فرمایند: "ارزش مرد به قدر همت او و پاکدامنی او به قدر غیرت اوست".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: "همانا خداوند تعالی غیرتمند است و غیرت را دوست می دارد و به خاطر غیرتمندی است که فحش و زشتکاری آشکار و نهان را جرام فرموده است". (آثار الصادقین، ج16، ص134)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و صد البته که در هر چیزی در اسلام، باید از افراط و تفریط پرهیز کرد. اما اینکه حد اعتدال از دیدگاه اسلام کجاست را هم باید از سیره اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دین فهمید نه اینکه سلیقه ای رفتار کرد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام علی (علیه السلام) می فرمایند "غیرت بر دو گونه است؛ غیرت خوب و زیبایی که مرد با داشتن آن اهلش را اصلاح می کند" که اینگونه غیرت باعث اصلاح ناموس از بدحجابی و لاابالی گری می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و "غیرتی که با داشتن آن وارد آتش می گردد". غیرت اگر به افراط برسد موجب بدگمانی مرد به ناموسش می شود. حضرت علی (علیه السلام) امام حسن (علیه السلام) می فرمایند: "از اظهار غیرت بی جهت، اجتناب کن؛ زیرا این عمل موجب آن می گردد که زن را از صحت عمل به فساد بکشاند". همچنین می فرمایند "غیرت زیاد درباره ی ناموست به خرج مده که به رفتار بد منسوب گردی".&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما حد اعتدال در سیره چگونه است؟ خوب است که نگاهی به شیوه رفتار پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام بیندازیم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/173</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=5990499</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-5990499</guid>
      <pubDate>Wed, 22 Dec 2010 06:20:39 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مبارزه با قانون شکنی</title>
      <description>&lt;p&gt;گاهی که آدم توی خیابون می ره، با خودش می گه، کاش این قدر که پلیس، در مقابله با پارک ممنوع و خلاف های راهنمایی و رانندگی، جدی و کوشاست، در مقابل قانون شکنی های دیگه هم همین حساسیت رو داشت!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اشتباه نشه ها! اصلا منظورم این نیست که پلیس در مقابله با جرایم رانندگی، کوتاه بیاد. برعکس. می گم این کوشایی رو حفظ و بلکه تقویت کنه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img title="پلیس فقط برای راهنمایی و رانندگی و نه جرایم دیگر؟!" src="http://irupload.ir/images/3j7akoq48nc0avh0sy.jpg" alt="پلیس فقط برای راهنمایی و رانندگی و نه جرایم دیگر؟!" width="260" height="170" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما در موارد دیگه هم همین حساسیت رو داشته باشه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکیش همین حجاب. مگه در قانون مملکت ما، جزء وظایف شهروندان نیست که باید با حجاب اسلامی در محیط عمومی ظاهر بشن؟ پس چرا با قانون شکنان در این زمینه مقابله نمی شه؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیشب رفته بودم به یک پاساژ.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مطمئنم اگه یکی از این به ظاهر آدم هایی که خیابون رو با اتاق خوابشون اشتباه گرفته بودن، هوس می کردن که همون نوار باریک و شل و ول به نام روسری رو کاملا از سرشون بر دارن، هیچ پلیسی نبود که به اونها بگه بالای چشمشون ابروست! در عوض خیابون پر بود از پلیس راهنمایی و رانندگی و قبض جریمه و ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آخه اینقدر سهل انگاری؟!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا نمی خوایم ایده آل نگاه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا نباید یک نظارتی باشه؟ حد بی حجابی کجاست؟ یکی به ما بگه که ما هم بدونیم که اگه یک فرد از اون بدتر اومد، پلیس، قطعا جلوش رو می گیره.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الان ما می دونیم که غذا خوردن پشت فرمون، جرمه. اما پلیس، به این میزان تخطی از قانون، کاری نداره. اما اگه جرم بزرگ تر باشه، مثلا پارک ممنوع، پلیس جلوگیری می کنه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه ما می دونیم که داشتن پوششی کمتر از حداقل حجاب اسلامی (گردی صورت و دستان تا مچ) در محیط عمومی، جرمه. اما هیچ کدوم نمی دونیم که آستانه تحمل پلیس کجاست؟ اصلا آیا آستانه تحمل تعریف شده ای هم داره؟! یا فقط قراره عشقی و سلیقه ای و دوره ای عمل کنه و اصطلاحا هر موقع حسّش بود؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به خاطر همین هم هست که افراد متخطی از قانون، روز به روز پر رو تر می شن. روز به روز بدتر. روز به روز کثیف تر. هم پسرهاش، هم دخترهاش. اون یکی هر روز فاق شلوارش کوتاه تر می شه و بولیزش تنگ تر و یقه اش بازتر. اون یکی هم روز به روز مانتویش (منظور همان شبه بلوزش است) کوتاه تر و نازک تر و تنگ تر و روسری اش هم که هیچی! آرایش اش هم که روز به روز به فاحشه های فلان خیابان مسکو شبیه تر می شود. خب چه کسی قرار است مانع شود؟!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من اصلا قصد بحث مذهبی و دینی ندارم. الان فقط بحثم قانونه. قانون مملکت. پلیس، وظیفه اش مقابله با قانون شکنیه. برای همین پول می گیره.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اصلا به اینکه اون قانون شکن هم، توی اون دنیا به خاطر بی حجابی هاش، چه عذابی خواهد دید، کاری ندارم. اونقدر بهش گفته شده که گوشش پره از ارشاد و نصیحت و لحن مهربون و جانم عزیزم و ... و خدای مهربون... از دوستی شنیدم که یکی از علما به تهران آمده بود، در همان پنج دقیقه اول که از ماشین پیاده شد، گفت: حرام است اگر کسی آیه های رحمت را برای این مردم بخواند (یعنی فقط باید این مردم را از عذاب خدا به سبب این گناهانشان و بی حیایی از خدا، ترساند).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من فقط الان به قانون شکنی این عده کار دارم. گیرم کلا بی حجاب باشن. وظیفه شونه که قانون رو رعایت کنن. همون طور که موظفن ماشینشون رو در جای پارک ممنوع، پارک نکنن.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/172</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=5811358</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-5811358</guid>
      <pubDate>Sat, 13 Nov 2010 05:36:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>معتاد کردن کودکان به آهنگ و موسیقی</title>
      <description>&lt;p&gt;نمی دونم تا به حال به برنامه های کودک تولیدی صدا و سیما در تلویزیون دقت کردید یا نه. منظورم محصولاتی مانند کارتون یا فیلم نیست. بلکه اون بخش از برنامه ها رو می گم که در اون، یک یا چند مجری به همراه یک یا چند عروسک و با حضور تعدادی کودک، برنامه اجرا می کنند. مانند برنامه های خاله شادونه و عمو پوررنگ و ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در کنار نکات مثبت و منفی ای که در این برنامه ها وجود داره، چند مساله خیلی مهم وجود داره که به نظر من در آینده، اثر خودش رو نشون خواهد داد (که البته ان شاء الله که این اثر برطرف بشه)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکیش اینه که در این برنامه ها، حجم زیادی از برنامه، توسط آهنگ و موسیقی و اون هم عموما موسیقی های طرب انگیز و به اصطلاح غلط رایج "شاد" پر می شه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حتی کار به جایی می رسه که بسیاری از آهنگ هایی که از نظر علما، موسیقی مجالس لهو و لعب شناخته شده و حتی در برنامه های بزرگسالان تلویزیون، اجازه پخش ندارند، تنها با تغییر متن اشعار و گنجاندن محتوای کودکانه، به خورد کودکان ما داده می شود. حال آنکه کودکان، قدرت تشخیص و تمایز خوب و بد به مراتب ضعیف تری نسبت به یک انسان بالغ دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این مساله، کم کم باعث خواهد شد که موسیقی و آهنگ و خصوصا این سبک از اون، با روح و جان کودکان ما آمیخته شده و به نوعی عادت تبدیل بشه. در این حالت، افرادی که به این شیوه در کودکی تربیت شده باشند، در آینده، شادی و خوشی را تنها و تنها با موسیقی و آهنگ خواهند دانست و ناخودآگاه، به غیر از این شیوه، احساس شادی و سرزندگی نخواهند کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی به خودمون نگاه می کنم، بیشتر به مشکلاتی که این شیوه غلط تربیتی ایجاد می کنه، می رسم. ما که در دوران کودکی خود، نه این برنامه ها رو دیدیم و نه با این آهنگ های جور واجور دمخور و مأنوس بودیم، الان عموما در بزرگسالی، اینهمه با ترک یا کمرنگ کردن موسیقی و خصوصا موسیقی حرام از زندگی خود، درگیریم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدا رحم کنه به حال کودکانی که دست پرورده این برنامه ها باشن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و اما راه کارهایی که می شه در مواجهه با این نقیصه داشت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;١. انتقاد جدی از مدیریت صدا و سیما و مسوولین تولید برنامه های کودک در رعایت الگوی اسلامی تربیت کودک و حداقل دستورات دین.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٢. به دست گرفتن بخش عمده مدیریت تربیت کودک توسط والدین و استفاده از تنها بخشی از برنامه های تلویزیون که حذف آن، خللی به کسب آگاهی و تربیت کودک وارد می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٣. کسب و طراحی یک الگو و استراتژی مشخص برای تربیت کودک منطبق بر اصول تربیتی اسلام و آیات و احادیث فراوان در این زمینه.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/171</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=5601723</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-5601723</guid>
      <pubDate>Wed, 22 Sep 2010 12:28:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>باز هم مخالفتی با خدا</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img title="حمایت از دین خدا" src="http://irupload.ir/images/ji6xxna6hf5n8jqquxs.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز هم معاویه ای دست از آستین در می آورد...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز هم یزیدی هوس تشت طلا می کند...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز هم ناقه ای به عناد کشته می شود...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز هم مخالفتی و جهلی و عنادی با خدای سبحان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز هم قابیلی متولد می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قابیل های این دوره و زمان، اما کت و شلوار پوشند. قابیل های این دوره و زمان، خود، نمی کشند. سفارش می دهند که برایشان بکشند. مانند قوم ثمود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قابیل های این دوره و زمان، حتی انکار می کنند. محکوم می کنند. در حالیکه می دانند. می خواهند که هابیل ها کشته شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قابیل های این دوره و زمان، برنامه ریزی می کنند. گام به گام. برنامه هایی یک ساله، پنج ساله، ده ساله، پنجاه ساله، صد ساله.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قابیل های این دوره و زمان، خود زنی می کنند. برج، منفجر می کنند. دوقلو، سه قلو، ... و آنرا به گردن هابیل ها می اندازند. که روزی هابیل ها را بکشند، به همان بهانه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قابیل های این دوره و زمان، حتی پاپ تعیین می کنند. اما پاپی که بر باب میل آنها حکم دهد. قابیل های این دوره و زمان، خود کتاب دارند. کتابی نه آسمانی که جهنمی. کتابی جهنمی با عنوانی بهشتی. حقوق بشر. با همان کتاب، خود را مبعوث می کنند و می کشند و می کشند و محکوم می کنند و سکوت می کنند و اجیر می کنند و ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قابیل های این دوره و زمان، هابیل ها را می کشند بی آنکه حتی فرزندان هابیل هم بفهمند که چه شده است. چرا که پای برنامه هایی می نشینند که قابیل ها برایشان ساخته اند. غذایی می خورند که "مِید این قابیل" پایش خورده است. به خوابی می روند که بالشتش را هم قابیل برایش ساخته است. اینجا قابیل آباد است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;----------&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فکر می کنید روز اولی است که قرآن آتش می زنند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا یادمان نیست آن روز که برج های دوقلوی خود را برای بدنام کردن مسلمانان ذبح کردند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا یادمان نیست کاریکاتورهای سریالی را برای عادی کردن توهین به پیامبرمان؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا یادمان نیست مظلوم نمایی هایی که همیشه و همیشه مسلمانان باید هزینه هایش را پرداخت می کردند؟ از هولوکاست خیالی یا واقعی که فلسطینیان هزینه اش را دادند تا برج دو قلویی که افغانستان قربانی آن شد. تا صدام، آن امریکا نشانده بعثی که مردم مظلوم عراق قربانی آن شدند. تا موشک های هسته ای رنگارنگ اسرائیل مجعول و بمب های هیروشیما کش که نیروگاه هسته ای ایران قربانی آن می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و امروز هم گامی دیگر. خود، به قرآن توهین می کنند و خود، تقبیح می کنند و خود، نچ نچ می کنند. چرا که فعلا فقط هدفشان این بود که آشکارا توهینی انجام شود. فعلا، همین برایشان کافی است. اما فقط فعلا.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا که هر کار آنها، غیرت مسلمین را ارزیابی می کند برای تصمیم در جلو رفتن یا عقب نشینی. مسلمان کشی، حجاب ستیزی، تمسخر سران مجاهد مسلمین در درون کشورهای مسلمان، کاریکاتور پیامبران الهی، ممنوع کردن ساخت مسجد، تصویر سازی های خشن و ساختگی از مسلمان در ذهن مردم دنیا، همه گام های یک پروژه اند: "خدا ستیزی"&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن روز که ساکت شدیم در مقابل کاریکاتورها، باید فکر این جایش را هم می کردیم. و اگر امروز هم ساکت باشیم، باید منتظر گام های بیشتر و بدتر باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که دشمن، کمرش را برای دشمنی، بسته است و مسلمین، در خواب ناز. گرفتار دعواهای ساختگی و عشق های ساختگی و رفاه های ساختگی و نشئگی های ساختگی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید بدانیم که اینها نه مسلمان، نه مسیحی، نه یهودی و نه ... نمی شناسند. دعوای آنها بر سر خداست. بر سر کسی غیر از خودشان که راه تعیین کند. امر و نهی کند. و قرن هاست که می تازند و تحریف می کنند و توهین می کنند و ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و هنوز هم علی علیه السلام، خوار در چشم و استخوان در گلو، در حسرت یارانی است که او را طلب کنند و در حمایت از دین خدا، کمر همت ببندند و هنوز هم مولایمان، خشمگین از این دستان آلوده به خون تمامی پاکان و صالحان، در انتظار سیصد و سیزده با غیرت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی ما نمی خوابیم. ما از دین خدا حمایت می کنیم. ما نمی خواهیم در زمره کوفیان قرار گیریم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/170</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=5568783</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-5568783</guid>
      <pubDate>Tue, 14 Sep 2010 03:20:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عمل اعتقادی و مخالف عرف: مشکل سوء تفاهم و راه حل ها</title>
      <description>&lt;p&gt;گاهی ما یک عملی را با توجه به اعتقاد خودمون می خوایم انجام بدیم که متوجه می شیم که در جامعه، دید خوبی نسبت به اون وجود نداره و ممکنه در مورد اون سوء برداشت بشه. یعنی افراد فکر دیگری نسبت به ما کنند و دلایل دیگه ای رو به این کار ما نسبت بدن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثلا می خوایم در مهمان کردن دیگران، پذیرایی ساده ای داشته باشیم و اسیر تجملات نشیم. اما مهمان فکر نکنه که ما اون رو تحویل نگرفتیم و ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه کار باید کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;١. اخلاص داشته باشیم. یعنی واقعا نیت خودمون رو خالص کنیم و هدفمون فقط کسب رضایت خدا باشه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٢. در دلمون به اون فرد مخلصانه محبت داشته باشیم و این محبت رو زیادتر هم بکنیم. علاوه بر این، محبت خودمون رو به فرد ابراز کنیم. به این ترتیب، فرد مطمئن می شود که ما به او علاقه داریم و محبتمون هم واقعی است و تنها تعارف و تملق نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٣. قبلا در مورد عقیده خودمون و دلیل هامون در خانواده و دوستان صحبت کنیم. بذاریم همه بدونن که مثلا ما پذیرایی ساده رو بیشتر می پسندیم و همین طور دلایل ما رو هم برای این پسندیدن، بدونن. البته اگر تا حالا هم این کار رو نکردین، نگران نباشین. این نکته نباید مانع کار درستتون بشه!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۴. سعی کنیم همیشه بر این کار درست، باقی بمونیم. یعنی این طور نباشه که گاهی این کار رو بکنیم و گاهی نکنیم. چون اینطوری، سوء تفاهم، تشدید می شه. چون فرد ممکنه با خودش فکر کنه که دلیل این رفتار ما، داشتن مشکلی با او بوده که با او رفتاری متفاوت از بقیه داشته ایم. پس باید سعی کنیم در انجام این کار درست، ثابت قدم باشیم و بلکه پیشرفت هم بکنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;5. همیشه به خودمون یادآوری کنیم که انجام کارهای پسندیده، سخته. مخصوصا  اینکه مسلما حرکت در خلاف جهت جریان در زمانیکه عموم مردم یک کار غلطی را  انجام می دن، انجام این کار رو سخت تر هم می کنه و همه این سختی ها، به اجر  این کار در نزد خدا اضافه می کنه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;6. از خدا هم بخوایم که ذهن افراد رو به نیت خیر ما واقف کنه و وسوسه ها  و افکار منفی که مسلما از القائات شیطان است و بین انسانهای مومن اختلاف  می اندازد (به بیان صریح آیه قرآن - ان الشیطان ینزغ بینهم - همانا شیطان  بین آنها فتنه و فساد می کند) رو از اونها دور کنه. همچنین از او بخوایم که  ما رو در انجام کارهایی که مورد رضای اوست، یاری بده و ثابت قدم کنه. تحمل  ما رو در مقابل زخم زبان ها و طعنه های احتمالی دیگران زیاد کنه و بر اجر  ما بیفزاید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یادمون هم باشه که توفیق از جانب خداست و اوست که باید اجازه بده که ما در انجام یک کار حسنه موفق بشیم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/169</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=5502123</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-5502123</guid>
      <pubDate>Fri, 27 Aug 2010 23:03:23 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چرا باید منتظر باشیم؟</title>
      <description>&lt;p&gt;شما رو نمی دونم. اما خودم گاهی که حدیثی مانند حدیث "&lt;strong&gt;افضل الاعمال، انتظار الفرج&lt;/strong&gt;" (بهترین اعمال، انتظار فرج است) رو می شنوم، در دلم نقصی می بینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقص از این لحاظ که دلم انتظار را درک نمی کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای انتظار، باید شناخت. &lt;strong&gt;اگر چیزی را نشناسیم، نمی توانیم منتظرش باشیم.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این حدیث، عملا انسان وادار می شود که فرج را از چند جنبه بشناسد. نه فقط &lt;strong&gt;شناخت&lt;/strong&gt;. بلکه &lt;strong&gt;شهود &lt;/strong&gt;کردن و در دل، کاملا درک کردن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;1. &lt;/strong&gt;شناخت &lt;strong&gt;کسی &lt;/strong&gt;که قرار است بیاید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;2. &lt;/strong&gt;شناخت ویژگی های عصری که قبل از آمدن او، وجود داشته است (&lt;strong&gt;آخرالزمان&lt;/strong&gt;).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;3. &lt;/strong&gt;شناخت ویژگی های عصری که با آمدن او، محقق می شود (&lt;strong&gt;جامعه مهدوی&lt;/strong&gt; علیه السلام).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب است که قضیه به اینجا ختم نمی شود. &lt;strong&gt;تنها شناخت هم که انتظار نمی آورد&lt;/strong&gt;!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید از درون هم مهیا شد. یعنی درون خودمان را هم با این سه مولفه به نوعی &lt;strong&gt;پیوند&lt;/strong&gt; دهیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;الف. &lt;/strong&gt;(در رابطه با مولفه اول): خود را طوری با او (مولا و صاحبمان علیه السلام) پیوند دهیم که عمیقا از دوری او دلتنگ شویم. یعنی محبت خود را با او به نحوی تقویت کرده باشیم که دلتنگ و منتظر زیارتش باشیم. آنقدر پاک شویم که او را روح پاکی که باید به او متصل شد، بدانیم. مانند قطره ای که به دریا متصل می شود. چرا که او ولی خدا و حجت او بر مخلوقات است. و این به معنی &lt;strong&gt;پیوند عاطفی و خُلقی و روحی با آن حضرت&lt;/strong&gt; است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ب. &lt;/strong&gt;(در رابطه با مولفه دوم): آنقدر با آخرالزمان بیگانه شویم که روز به روز بی رغبت تر و &lt;strong&gt;دل آزرده&lt;/strong&gt; تر از آن باشیم. کسی که در عصر آخرالزمان، ناراحتی ای احساس نکند، بدیهی است که منتظر خاتمه آن دوران هم نخواهد بود. این کار هم با وصل شدن به دین خدا ممکن است. اینکه آنقدر پاک شویم که روح ما، از هر لحظه بودن در این عصر، &lt;strong&gt;احساس عذاب و ناراحتی&lt;/strong&gt; کند. به قول دعای عهد، بشود به این احساس او، "&lt;strong&gt;الغُمَّة&lt;/strong&gt;" گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ج. &lt;/strong&gt;(در رابطه با مولفه سوم): طوری آماده فعالیت در سازمان و ساز و کار جامعه مهدوی علیه السلام باشیم که در دل، مشتاق آن لحظات باشیم. دلتنگ پیکار و مجاهده در راه حق باشیم. دلتنگ تلاش در یک دولت کریمه با حداکثر توان. این دلتنگ بودن برای مجاهده، می طلبد که اکنون هم &lt;strong&gt;اهل مجاهده و تلاش&lt;/strong&gt; باشیم. یعنی در حال تلاش باشیم ولی با مشکلاتی مواجه باشیم که آرزوی آن حکومت را در سر داشته باشیم. به قولی، به مرزهای توانایی های این عصر رسیده باشیم که دلتنگ در نوردیدن این مرزها باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس &lt;strong&gt;هنوز خیلی کار داریم که باید انجام دهیم تا منتظر باشیم&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید همه، کمر همت ببندیم و این ماه پر برکت را برای نیت کردن در گام گذاشتن در این راه سخت، غنیمت بدانیم که انجام هر کار نیکی در این ماه به عون و کمک حق تعالی و نظر رحمت ویژه اش، آسان تر خواهد بود. که بدون کمک و نیروی او، هیچ کاری انجام نمی شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/168</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=5491967</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-5491967</guid>
      <pubDate>Wed, 25 Aug 2010 11:34:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی</title>
      <description>&lt;p&gt;از امام خمینی حرفی شنیده ام به این مضامین که تا یک نفر فقیر در مرزهای کشورمان هست، نمی خواهم ریالی برای کار فرهنگی هزینه شود. (البته احتمالا منظور ایشان، این همایش ها و کتاب های گلاسه و ریخت و پاش هاست).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;ناراضی هستم از این خرج هایی که صرف تجملات در شهر تهران می شود. یک چراغ وسط خیابان را در محله های بالای شهر بر می دارند و خوشگل ترش را می گذارند. در حالیکه چراغ قبلی را هم تازه گذاشته بودند و خوب هم کار می کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمی گویم پول ها را فلان مدیر بخورد و کار هم نکند. که کسی از کارش ایراد نگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما می گویم باید در خرج بیت المال، مسلمان تر از اینها باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا ما باید منطقه ای کار کنیم؟ چرا شهرداری تهران، پولی را که از شهروندان تهرانی می گیرد، خرج سیل زدگان مسلمان پاکستانی نمی کند که از وبا نمیرند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گیرم که کراواتی های ایران زده و متحجر خاک پرست نگذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حداقل خرج مرز نشینان و کپر نشینان کند. &lt;strong&gt;همه درآمدش را&lt;/strong&gt; خرج آنها کند. همه درآمدش را. نه اینکه صدقه ای، فقط کمک کوچکی کند و با بقیه آن، تمام اتوبان هایمان را پر از گل کند. تا وقتی در کشور ما، کسی درد نان دارد، گل کنار اتوبان، از حرام بدتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این پول شهر تهران نیست. پول اسلام است. حداقلش پول این مملکت است. هرچند که از شهروندان تهرانی کسب شده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مگر ما مسلمان نیستیم؟ چرا نباید راضی باشیم که آسفالت کوچه ما خراب باشد اما شهرداری یا دولت یا مسوولین بگویند که ما این پول را خرج ساختن خانه برای مردم فلان روستا کردیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا باید منطقه ای خرج کنیم؟ منطقه ای کار کنیم؟ منطقه ای فکر کنیم؟ ما همه مسلمانیم. همه برادریم. این پول ها، عاقبت ما را خراب می کند. دین ما را خراب می کند. خانه خرابمان می کند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ggharibb.persianblog.ir/post/167</link>
      <author>بنده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=86706&amp;postID=5476584</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-86706.post-5476584</guid>
      <pubDate>Sun, 22 Aug 2010 07:25:43 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
