در مواجه با اختلاس، چه باید کرد؟

این روزها اخبار این سه هزار میلیارد تومان اختلاس خیلی نقل محافل شده است. عکس العمل افراد هم در مقابل این خبر تقریبا مشابه همدیگر است. همانطور که اخبار آقای شهرام جزایری باب شده بود. یا اخبار آقای کرباسچی و امثال آنها.

مشکلی که در این مساله وجود دارد این است که عموما مردم اشتباهات یکسانی در مورد این اخبار می کنند و به دو دلیل هم این اشتباه ها طبیعی است: اول اینکه اطلاع زیادی در زمینه نحوه کار و فعالیت امثال این آقایان ندارند. دوم اینکه این آقایان را با خودشان مقایسه می کنند و در نتیجه بیشتر ناراحت می شوند. پس بنده برای اینکه در تحلیل خودم این اشتباها و سوء تفاهمات پیش نیاید، از ابتدا می گویم که تحلیلم بر چه فرضیاتی بنا شده است:

اول اینکه من در مورد وام های کارخانجات و صاحبان صنایع و شرکت ها صحبت می کنم و نه وام های رایج مردم مانند وام مسکن. پس لطفا نگویید که در کشوری که ما برای یک وام پنج میلیون تومانی، باید این همه دوندگی کنیم و ضامن داشته باشیم و غیره، چگونه فردی این همه وام می گیرد و هیچی به هیچی.

دوم اینکه موضع شخصی من هم مانند هر مسلمان و عاقل دیگری این است که باید با این افراد به شدید ترین نحو برخورد کنیم. اما نه فقط با آنها بلکه...!

و حالا تحلیل. بیایید به این فکر کنیم که چگونه این سه هزار میلیارد تومان، سه هزار میلیارد تومان شده است. یعنی گام های آن. کسانی که در صنعت هستند و یا کارخانه دار، به خوبی واقفند که در ایران، به راحتی می توان وام های بزرگ گرفت. و البته اکثرا اذعان دارند که این کار بدون سیبیل چرب کردن و یا همان رشوه عملا امکان چندانی ندارد. یعنی چه؟! یعنی باید مثلا سه تا پراید به فلان رئیس شعبه یا فلان فرد در بانک بدهی تا موافق کند که به شما وام دهند. طبیعی است که با این شرایط، بحث زمین یا کارخانه ای هم که باید برای ضمانت بازپرداخت، رهن بانک باشد، هم قابل حل است.

جالب این جاست که بسیاری از صاحبان صنایع ما هم به همین صورت وام ها گرفته اند و پرداخت کرده یا نکرده اند. بسیاری از کارآفرینانی که ما برای آنها به به و چه چه می کنیم، خودشان به همین صورت رشد کرده اند و توانسته اند صنعتی را بر پا کنند و البته اموالی هم جمع نمایند.

مشکل فقط اینجا نیست. بحث نحوه مصرف وام هم هست. باز هم اکثر افرادی که در صنعت هستند، به خوبی واقفند که این که وام دریافتی باید صرف تولید شود هم معمولا به روی کاغذ خلاصه می شود. عموما با فاکتور سازی یا سبیل کارشناس را چرب کردن، آن هم قابل حل است. معمولا بیشتر این وام ها صرف خرید ملک و زمین (در خوشبینانه ترین حالتها، خرید ملک و زمین کارخانه) می شود که ریسک صاحب صنعت محترم، تا حد امکان پایین بیاید و با این رشد قیمت املاک، صاحب صنعت سود قطعی زیادی کند و بقیه هم ماشین های سواری مدل بالا و ویلا ها و سفر ها و بقیه هم صرف دلالی های رایج برای سود کردن های بیشتر و نه توسعه تولید کارخانه.

بازهم مشکل فقط اینجا نیست. کیست که نداند که زمان بازپرداخت وام های کلان، معمولا فقط روی کاغذ است. مهم نیست که شما کار سود آوری کرده باشید یا خیر. در هر صورت بانک ها به همان دلایل سبیل چرب شده و غیره، نمی توانند وام های خود را با قاطعیت در زمان معین شده بازپس گیرند زیرا چیزی در دستشان نیست. خودشان می دانند که سند زمین یا ملک یا کارخانه ای که برای ضمانت دریافت شده، معمولا یک دهم مبلغ وام هم ارزش ندارد و در نتیجه روال بازپس گیری وام، تبدیل می شود به گدایی و نهایتا اگر وام دهنده خیلی شهامت داشته باشد و خودش در روال وام دهی موثر نبوده باشد، تبدیل می شود به تهدیدات تو خالی. هم وام دهنده این را می داند و هم وام گیرنده.

با این روال، شخص فوق با سه هزار میلیارد تومان اختلاس، عمده تقصیرش این است که کاری را که بسیاری از صاحبان صنایع دیگر یک یا دو بار انجام می دهند و از آنها برای صاحب صنعت بودن تجلیل می شود، صدها بار انجام داده است. بقیه اش هم می شود بازی سیاسی و حال گیری ها و ... . همه هم می دانند که بعد از مدتی بازهم یکی دیگر می آید و چهار هزار میلیارد تومان اختلاس می کند و می فهمند یا نمی فهمند و ادامه ماجرا.

راه حل:

اول. کلیه افرادی که در دادن وام، تعیین ارزش ضمانت بانکی و امور مربوط به وام، مسوولیتی دارند، باید با گزینش ویژه ای استخدام شوند و در حین کار نیز نظارت ویژه ای بر کار آنها صورت گیرد.

دوم. همه وام های کلان بانک ها (مثلا از 100 میلیون به بالا) در بانک مرکزی ثبت شود. در این ثبت، باید مواردی مانند مشخصات وام گیرنده اعم از مشخصات حقیقی و حقوق، مبلغ وام، ضمانت بانکی، نحوه بازپرداخت، میزان بازپرداخت تا کنون و نیز مورد مصرف مبلغ وام ثبت شود. بدین ترتیب علاوه بر کارشناسان و مسوولین در بانک وام دهنده، افرادی در بانک مرکزی نیز می توانند به تصادف، برخی از این وام ها و وضعیت لحظه ای بازپرداخت و مصرف وام را بازبینی و کنترل کنند.

سوم. خلاء های قانونی موجود  در قانون یافته و بر طرف شود تا کسی نتواند از این خلاء ها سوء استفاده کند. این خلاء ها اکنون در قانون وجود دارد که نیاز به بررسی های جدی و دقیق این قوانین دارد و یک برادری و دلسوزی جمعی را بین مجلس و دولت می طلبد.

چهارم. مجازات قانونی سنگینی برای افرادی که جرائم مالی بالای مثلا 100 میلیون مرتکب می شود تعیین گردد. مثلا اعدام. این موجب می شود که کسی به خود جرأت انجام این جرائم را ندهد. این نمی شود که نهایتا مثلا 10 سال برای فرد حبس تعیین شود. این طور، افراد با خیال راحت به سوء استفاده می پردازند.

نباید ها:

اول. سوء استفاده از این جریان و بهره برداری های سیاسی و جناحی از این اختلاس و عملا تبدیل کردن آن صرفا به چماقی برای حمله به یکدیگر و تسویه حساب های سیاسی. من اعتقاد دارم که این رخ دادن این مسائل، تا حد زیادی مستقل از دولت است. قدیم ها که دولت آقای خاتمی هم بود، از کارخانه داری در تهران می شنیدم که با دادن فلان مبلغ رشوه به برخی از شعبات بانک ها می توان وام گرفت (که البته خود آن فرد هم وامی گرفت – البته از همان وام های صنعت). این مربوط به بدنه بانک ها است یعنی کارکنان امور وام. این کارکنان، در هر دولتی ثابت هستند. هزار تا دولت را هم عوض کنیم، همین افراد در حال کار و گردش کارها هستند. باید نظارت را بر کار بدنه این ساختار زیاد کرد. اما الان همه بیشتر یکدیگر را متهم می کنند به جای اینکه علت بروز این سوء استفاده یا اصطلاحا سوراخ های قایق را بر طرف کنند.

دوم. نکوهش اینکه افرادی این چنین می توانند با این پول در کشور، فلان کنند و بهمان کنند. توجه شود که مشکل ما با نحوه پول در آوردن امثال این فرد است و نه دارایی وی. برای ما اگر دارایی فردی که میلیاردها تومان را به راه شرعی و قانونی کسب کرده باشد، کاملا محترم است. البته مانند اکثر جاهای دیگر، باید مکانیزم های مالیاتی به نحوی قوی باشد که همه افراد، اعم از قشر متوسط و غنی، به تناسب، مالیات درآمد خود را پرداخت نمایند.

/ 3 نظر / 23 بازدید
گل رز

سلام ممنون از حضورتون به علت کمبود وقت بعد میام و نوشته خوبتون رو میخونم فقط اومدم ازتون تشکر کنم که بهم سر زدید

گل رز

سلام همه مطلب رو خوندم اما مشکلات ما سر این جور اختلاسها خیلی ریشه ای تر هستش مخصوصا این سه هزار میلیارد که همه میدونن از کجا اب میخوره موفق باشید[گل]

زیر درخت بلوط

سلام. ضمن تسلیت ایام سوگواری اقا اباعبدالله الحسین(ع) با "آرزوی رضا کوچولو" بروزیم. به ما سر یزنید و در صورت امکان یاری مان کنید و خدا بهترین یاوران است یاحق