فخر فروشی یا امر به معروف

کلا فکر می کنم یک تفاوت بین آنچه در جامعه به عنوان تذکر، امر به معروف و نهی از منکر و یا نصیحت، مرسوم شده و آنچه که در آموزه های دینی خود به آن بر می خوریم، وجود دارد.

 

در آموزه های دینی ما، این امر، یک وظیفه است و نه یک فخر فروشی و یا نشانه کامل بودن خود شخص.

یک فرد، ممکن است که خودش دارای هزار و یک مشکل و ایراد باشد، اما خداوند او را موظف می کند که وقتی یک گناه یا اشکالی را دید، آنرا گوشزد کند. تنها و تنها برای انجام وظیفه الهی. تنها و تنها برای آنکه خداوند می گوید که برادر و یا خواهر دینی خودت را دوست بدار. جامعه ات را دوست بدار و از گمراهی و یا اشتباه آنها ناراحت باش و به خود بپیچ. کاری بکن.

از دیدگاه دینی، یک فرد، خود را باید در پایین ترین درجه در مقابل خدای متعال ببیند. باید خود را متهم اصلی بداند. احتمال بدهد که خود، بدترین خلق باشد. اما همه اینها مانع این نمی شود که امر به معروف و نهی از منکر نکند! اصلاح خود یک وظیفه است و اصلاح جامعه هم یک وظیفه دیگر.

البته این درست است که از نظر دین ما، انسان باید تلاش اصلی خود را معطوف خویشتن کند و اصلاح خود را مقدم بداند. اما این یک فرآیند همزمان است.

چنین فردی، امر به معروفش هم فروتنانه است. نهی از منکرش هم فروتنانه. در دفاع از حق، محکم می ایستد اما فروتنانه. از اصول و عقاید دینی کوتاه نمی آید اما از آبرو و شخصیت خودش، چرا.

بر همه مهربان است. مولایمان علی علیه السلام، حد هم که میزدند (به عنوان حاکم اسلامی)، با محبت به جامعه و تنها برای اصلاح آن بود.

به زعم حقیر، محبت، کلید اصلی خلقت و راه حل اصلی برای سیر الی المعبود است.

/ 3 نظر / 19 بازدید
ایزولد

چه عجب کم کم داشتیم نا امید می شدیما!! به نظر این جانب! امر به معروف و نهی از منکر اگرچه به جهت رسیدن به قرب الهی است اما ساختار خود را دارد.بدین معنی کسی می نواند امر به معروف و نهی از منکر کند که من باب رهانیدن دوست خود از شر جهنم او را از خود نرهاند یعنی باید به زمینه فرد هم توجه کرد و از در قلب او و حتی با ادبیات او وارد شد یعنی با(محبت)و صحیح وارد شد تا انشائالله موثر واقع شود. اینکه راه صحیح چیست خود قابله بحثه!

نوه آدم

دیدم کسی هنوز نظر نداده گفتم اولیش را من بزنم. [لبخند] در رابطه با موضوع مطرح شده، من صاحب نظر نیستم پس چیزی نمیگم! ولی خط آخر توجه ام را جلب کرده، برای من جای تامل داره. البته مخالف نیستم بلکه آگاهی نسبت به این مطلب ندارم. اگه استدلال شخصی دارید بیان کنید و اگر استناد میکنید ارجاع دهید تا شاید استفهام یا استنباط از موضوع صورت گیرد ! [خرخون]

نوه آدم

حدیثی از امام صادق دیدم که میگه: "الحب فرع المعرفة"‏ یعنی محبت، فرع و شاخه شناخت است منبع من: تو اینترنت این مشخص میکنه که این فرع میتونه ما را در اصل شناخت کمک کنه که البته بسیار مهم است