مبارزه با قانون شکنی

گاهی که آدم توی خیابون می ره، با خودش می گه، کاش این قدر که پلیس، در مقابله با پارک ممنوع و خلاف های راهنمایی و رانندگی، جدی و کوشاست، در مقابل قانون شکنی های دیگه هم همین حساسیت رو داشت!

اشتباه نشه ها! اصلا منظورم این نیست که پلیس در مقابله با جرایم رانندگی، کوتاه بیاد. برعکس. می گم این کوشایی رو حفظ و بلکه تقویت کنه.

 

پلیس فقط برای راهنمایی و رانندگی و نه جرایم دیگر؟!

اما در موارد دیگه هم همین حساسیت رو داشته باشه.

یکیش همین حجاب. مگه در قانون مملکت ما، جزء وظایف شهروندان نیست که باید با حجاب اسلامی در محیط عمومی ظاهر بشن؟ پس چرا با قانون شکنان در این زمینه مقابله نمی شه؟

دیشب رفته بودم به یک پاساژ.

مطمئنم اگه یکی از این به ظاهر آدم هایی که خیابون رو با اتاق خوابشون اشتباه گرفته بودن، هوس می کردن که همون نوار باریک و شل و ول به نام روسری رو کاملا از سرشون بر دارن، هیچ پلیسی نبود که به اونها بگه بالای چشمشون ابروست! در عوض خیابون پر بود از پلیس راهنمایی و رانندگی و قبض جریمه و ...

آخه اینقدر سهل انگاری؟!!

حالا نمی خوایم ایده آل نگاه کنیم.

آیا نباید یک نظارتی باشه؟ حد بی حجابی کجاست؟ یکی به ما بگه که ما هم بدونیم که اگه یک فرد از اون بدتر اومد، پلیس، قطعا جلوش رو می گیره.

الان ما می دونیم که غذا خوردن پشت فرمون، جرمه. اما پلیس، به این میزان تخطی از قانون، کاری نداره. اما اگه جرم بزرگ تر باشه، مثلا پارک ممنوع، پلیس جلوگیری می کنه.

همه ما می دونیم که داشتن پوششی کمتر از حداقل حجاب اسلامی (گردی صورت و دستان تا مچ) در محیط عمومی، جرمه. اما هیچ کدوم نمی دونیم که آستانه تحمل پلیس کجاست؟ اصلا آیا آستانه تحمل تعریف شده ای هم داره؟! یا فقط قراره عشقی و سلیقه ای و دوره ای عمل کنه و اصطلاحا هر موقع حسّش بود؟!

به خاطر همین هم هست که افراد متخطی از قانون، روز به روز پر رو تر می شن. روز به روز بدتر. روز به روز کثیف تر. هم پسرهاش، هم دخترهاش. اون یکی هر روز فاق شلوارش کوتاه تر می شه و بولیزش تنگ تر و یقه اش بازتر. اون یکی هم روز به روز مانتویش (منظور همان شبه بلوزش است) کوتاه تر و نازک تر و تنگ تر و روسری اش هم که هیچی! آرایش اش هم که روز به روز به فاحشه های فلان خیابان مسکو شبیه تر می شود. خب چه کسی قرار است مانع شود؟!!

من اصلا قصد بحث مذهبی و دینی ندارم. الان فقط بحثم قانونه. قانون مملکت. پلیس، وظیفه اش مقابله با قانون شکنیه. برای همین پول می گیره.

اصلا به اینکه اون قانون شکن هم، توی اون دنیا به خاطر بی حجابی هاش، چه عذابی خواهد دید، کاری ندارم. اونقدر بهش گفته شده که گوشش پره از ارشاد و نصیحت و لحن مهربون و جانم عزیزم و ... و خدای مهربون... از دوستی شنیدم که یکی از علما به تهران آمده بود، در همان پنج دقیقه اول که از ماشین پیاده شد، گفت: حرام است اگر کسی آیه های رحمت را برای این مردم بخواند (یعنی فقط باید این مردم را از عذاب خدا به سبب این گناهانشان و بی حیایی از خدا، ترساند).

من فقط الان به قانون شکنی این عده کار دارم. گیرم کلا بی حجاب باشن. وظیفه شونه که قانون رو رعایت کنن. همون طور که موظفن ماشینشون رو در جای پارک ممنوع، پارک نکنن.

/ 14 نظر / 15 بازدید