حذف شاهان از کتابهای تاریخ مدارس

حتما شما هم این خبر رو شنیدین.

اون طور که بین مردم شایع شده، می خوان نام شاهان رو از کتابهای تاریخ حذف کنن.

خوب شما تا چه حد از این خبر، اطلاع دارین؟

اصلا آیا می خوان نام شاهان رو حذف کنن؟

به اصل خبر ارجاع می دم تا اول خود خبر رو با دقت بخونین: لینک در فارس نیوز به همراه توضیح مبسوطی در مورد قضیه.

 

اما واقعا این کار خوبه یا بد؟

یک سوال از شما دوست خواننده، فارغ از اینکه موافق دولت هستین یا مخالف.

 

به نظر شما، این مملکت و تمام افتخاراتش، فقط محصول تلاش شاهان مملکته؟ اصلا یک جور دیگه می پرسم. آیا در کسب افتخارات و موفقیت های ایران، بیشتر، پادشاهان ایران نقش داشته اند یا بیشتر، علما و دانشمندان و هنرمندان ایران؟

 

البته سوالم به این معنی نیست که کدوم بیشتر می تونن تاثیر بذارن! چون مشخصه که پادشاهان به لحاظ قدرت و امکاناتی که در اختیار دارن، بیشتر می تونن تاثیر گذار باشن. اما سوالم اینه که به نظر شما، در عمل، کدوم تونستن موفق تر ظاهر بشن؟

 

یادمه یک بار با پسر دکتر حسابی خدا بیامرز صحبت می کردم، یه حرف جالبی زد. می گفت به نظر شما چرا مردم ما، امیر کبیر رو با این همه خدماتی که برای علم و حتی ایجاد عدالت و آبادانی در این مملکت انجام داد، فراموش می کنن و عکس قاتل اون یا همون ناصر الدین شاه رو روی کاسه بشقابشون می زنن؟

 

پاسخ من اینه. چون مردم ما عادت کردن که کشورشون رو به شاهانش بشناسن تا به علمای اون. تا به خدمت گزارای اون.

به نظر شما، هلاکوخان، نام ایران رو بیشتر در دنیا مطرح کرده یا خواجه نصیر الدین طوسی؟

ما در کتابهای تاریخمون کدوم رو بیشتر یاد می گیریم؟ مدت زمان حکومت هلاکوخان رو حفظ می کنیم یا خواجه نصیر رو؟

آیا مردم دیگه هم اینطورین؟ آیا کسانی که از خارج، مملکت ما رو می بینن، اصلا ما رو به هلاکوخان می شناسن یا خواجه نصیر؟ نامگذاری ملاک نیست. اما کوهی از ماه رو به نام خواجه نصیر الدین طوسی نامگذاری می کنن نه هلاکوخان. اما ما برعکسیم.

اینکه می خوان سلسله های شاهنشاهی (و نه نام شاهان) رو از کتابها حذف کنن، نه به این معنیه که می خوان بگن ما اصلا شاه نداشتیم. بلکه می خوان دیدگاه مردم رو از بچگی اصلاح کنن.

 

اینکه در دید بچه ها از همون بچگی این واقعیت رو بذارن که عالم مملکت تو مثل امیرکبیر که کمترین هنرش ساخت دارالفنون به عنوان اولین دانشگاه در ایران بوده، خیلی باید برای تو مهم تر باشه تا ناصرالدین شاهی که بیشترین هنرش، ساختن حرم سرا بوده. تا اون که آخرش هم از حسادت، دستش به خون امیرکبیر آلوده شد.

 

اینکه هویت ملی تو، در شاهان مملکتت خلاصه نمی شه. کسانی که بعضا چشم تمام مردم یک شهر رو از کاسه در میاوردن یا پدرشون رو می کشتن تا به تاج و تخت برسن یا تمام پسرانشون رو تبعید می کردن تا مبادا بر علیه شون شورش کنن.

بلکه هویت ملی تو، عالم های مملکت تو هستن. شاعران. دانشمندان. فیلسوفان. هنرمندان.

 

کدوم یک از شما می تونه ده تا از محصولات علمی خواجه نصیر رو نام ببره؟ آیا شما می دونین که خواجه نصیر از چیزی مثل چتر نجات یا کایت برای فرار از یکی از دژ های شاهان استفاده کرده؟ آیا می دونین که علم نجوم در دنیا، چقدر مدیون پژوهش های ایشونه؟

 

آیا می دونین اشعار فردوسی در کتب درسی بچه های فرانسه تدریس می شه نه افکار سلطان محمود غزنوی؟! اما ما زندگی و تاریخ زندگی کدوم یک رو در کتاب تاریخ ایران می خونیم؟ کدوم رو در ذهن فرزندانمون به عنوان تاریخ مملکتش ثبت می کنیم؟!

 

باید یاد بگیریم که این قدر تحت تاثیر جو حرکت نکنیم و با دیدن یک کاریکاتور و یا یک جمله، جوش بیاریم. اصلا تا به حال از خودتون پرسیده بودین که تاریخ که هدفش، آشنایی با سرگذشت پیشینیانه. حالا کی گفته که پیشینیان ما یعنی شاهان؟! کی گفته که شاخصه های تاریخ ما، پادشاهان اون هستن؟ اگر کسی عرق ملی ش می خواد به جوش بیاد، باید قبل از این میومد که ایران در سلسله های شاهاش خلاصه می شد. نه حالا که یک حرکت فرهنگی می خواد برای اصلاح این اشکال انجام بشه. نام شاهان باید باشه چون بخشی از تاریخ ما هستن. اما نباید وزن و تاکید رو روی نام شاهان باشه. چون دانشمندان و عالمان مملکت ما مهم تر و تاثیر گذارتر و ماندگارتر بوده اند.

به این بهانه یا شایدم بی بهانه، دو بیت شعر:

یکی این:

 

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

و این یکی دیگه:

 

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

 

البته برای اینکه با نظر مخالفین هم آشنا بشین، به نظر خسرو معتضد، کارشناس تاریخ هم ارجاع می دم تا خودتون بخونین (لینک).

به نظر من که ایشون خیلی تند رفتن و نا پخته نظر دادن و دیگران رو به کم سوادی متهم کردن. در حالیکه این تصمیم، کاملا هوشمندانه و در جهت کمک به علم و فرهنگ این مملکت گرفته شده.

به نظرم، خوبه که ما سعی کنیم، برای این اقدام، راهکار ارائه بدیم تا باهاش الکی مخالفت کنیم. راهکاری که ما رو بهتر به این هدف خوب برسونه.

/ 14 نظر / 8 بازدید