بانکداری اسلامی

بحث بانکداری اسلامی، بحث جالبیه که ذهن بسیاری از اقتصاددانان، از داخلی گرفته تا خارجی رو به خودش مشغول کرده.

روال موجود در بانک های داخلی به این صورت است: بانک ها در قالب دو نوع حساب قرض الحسنه و سپرده سرمایه گذاری، سرمایه های مردم را دریافت می کنند. از طرفی، عمده فعالیت های آنها در سه قالب وام های با بهره های آنچنانی و سرمایه گذاری های صنعتی و مسکن و نیز قرض الحسنه یا وام های با بهره های جزئی (که خیلی محدود است و به ندرت و یا در مبالغ جزئی قابل دریافت می باشد.)، می گنجد.

البته بانک ها شرایطی را در قرارداد های خود نوشته اند که آن را از نظر شرعی، بدون اشکال نماید. اما با این وجود تعدادی از علما، استفاده از سود آنها را جایز نمی شمارند و یا برای آن شرایطی می گذارند.

پول هایی که مردم به صورت قرض الحسنه در بانک قرار می دهند، عملا همان کارکرد سپرده گذاری را دارد. با این تفاوت که به جای آنکه به همه به میزان سرمایه آنها سود مشخص بدهند (مانند حساب سپرده سرمایه گذاری)، همان سود را به صورت تصادفی و در قالب طرح های امتیازی (یک امتیاز برای هر روز و هر چند هزار تومان)، به صورت جوایز وسوسه کننده به تعداد افراد محدودی از آنها بر می گردانند. (البته در این زمینه اگر کسی توضیحی دارد که نشان دهد من اشتباه می کنم، خوشحال می شم که تذکر دهد.)

یکی از مشکلات دیگری که در این زمینه می توان دید، این است که نرخ سود بانکی برای وام های دریافتی از بانک و سپرده های سرمایه گذاری با هم تفاوت زیادی می کنند. حال آنکه طبق آنچه که در وام های قرض الحسنه نیز مشهود است، نرخ کارمزد بانک، نزدیک چهار درصد است و طبیعتا، اختلاف نرخ سود در مورد وام (دریافتی) و سپرده (پرداختی)، باید با هم اختلافی در همین حدود داشته باشد.

مشکل دیگر این است که نرخ سود بانکی برای وام ها همیشه یکسان و ثابت است. در حالیکه در مواردی، فرد وام گیرنده، ضرر می کند ولی باید به بانک، سود پرداخت کند. علاوه بر این، گاهی در موارد سود آور (برای مثال خرید مسکن)، فرد سود زیادی می کند اما به بانک، سود کمی می دهد و در نتیجه بانک، عملا مغبون می شود.

اما چه باید کرد؟

من در این زمینه متخصص نیستم. اما در همون اندازه ای که از دین سرم می شه، ایده های ساده ای دارم که سعی می کنم در این جا اونها رو بیان کنم.

اول اینکه پول هایی که به عنوان قرض الحسنه از مردم دریافت می شه، در حساب های جداگانه ای نگهداری شود و تنها به عنوان وام قرض الحسنه به نیازمندان واگذار شود. تمامی جوایزی هم که در این زمینه داده می شود، بدیهی است که با این شیوه مصرف، قابل اعطا کردن نمی باشند و در نتیجه جوایزی هم در کار نخواهد بود. در این بخش، نیاز به بررسی ای برای تشخیص نیازمندان از میان متقاضیان این نوع وام خواهد بود.

دوم اینکه وام هایی با نرخ سود غیر مشخص ایجاد شوند. این وام ها باید به صورت مضاربه باشند. در نتیجه، باید سرمایه گذار (یعنی در اینجا بانک) و شخص عامل (یعنی کسی که وام می گیرد) در سود و زیان با هم شریک باشند. البته درصد این شراکت در سود و زیان، در همان ابتدا باید تعیین شود. برای اینکار، باید شخص عامل، طرحی را که می خواهد برای آن وام بگیرد را به بانک عرضه کند. سپس بانک، آن طرح را بررسی کارشناسی می کند و اگر آنرا سود آور تشخیص داد، با شریک شدن در آن موافقت می کند و درصد شراکت را نیز به صورت توافقی تعیین می کند. در طول اجرای طرح و به ثمر نشستن نیز، بر روی آن نظارت دارد (به عنوان شریک). در این صورت، در انتها فرد عامل، در صورت شکست خوردن طرح نیز، آنقدر متضرر نمی شود و تنها به میزان شراکت خود در طرح، ضرر می کند. در صورت موفق بودن طرح نیز، هر کدام از شریک ها به سود خود می رسند و کار، عادلانه و بر اساس مضاربه، خاتمه می یابد.

در این حالت، رقابتی بین بانک ها در یافتن طرح های خوب و جالب و سود آور، ایجاد می شود و افراد نیز به کار و تلاش ترغیب شده و نسبت به انتهای کار، استرس و اضطراب کمتری دارند.

/ 6 نظر / 14 بازدید
شب تاب

سلام قریب ممنون از لطفت باید یه جوری مطالب رو بیارم حالا ببینم چی میشه ممنون از لطف همیشگی شما خدافظ

طلبه

سلام اخوی وبلاگ بسیار کاملی داری به وبلاگ بنده هم سر بزن و ما را خوشحال کن.ما را از نظرات ارزشمندت بی بهره نگذار،برای مطلع شدن از آخرین تغییرات وبلاگ می توانی در خبر نامه عضو شوی!خیلی دوست داریم نظر شما را در نظر سنجی ببینیم. فی امان الله

گل رز

سلام دوست عزیز در مورد جوایز بانکها هم بنده از یک روحانی شنیدم که اشکال درش وجود داره در مورد وامها واقعا اطالعاتی ندارم ولی با توضیحات شما حتما محل اشکال هست انشالله بیشتر به این مسائل اقتصادی توجه بشه [گل]

دوستی از همین نزدیکی ها

سلام برادر به نظرم داستان بانکداری اسلامی یک گیر اساسی داره که با همه همایش هایی که برگزار شده است و همه قوانینی که وضع شده و همه کارهایی که شده باز هم همان است که بود! شاید حرف نزدن از بانکداری اسلامی که احتمالا چیزی ازش نم یدانیم و یا اصلا وجود خارجی نداره و همراه شدن با شیوهای مرسوم در دنیا بتونه تکلیف را تا حدی مشخص کنه شاید باید یک بام شد و یک هوا

سرباز صفر

بسم الله سلام تا جایی که می دونم بانکها فقط می تونند تا 15 درصد سپرده هاشون رو وام بدهند ... الان هم در قرار داد مضاربه برخی مراحل پیشنهادی شما طی می شود ، ولي اكثرا صوري است ... بانك ها سودي كه مي دهند علي الحساب است و اين يعني قطعي نيست ... و خيلي مسايل ديگر !!! اما در كل به نظرم اصل ماجرا در همون اجرا شدن صحيح قانون !!! به هر حال جالب بود كه شما در اين باب هم مي نويسيد ... ثبت الله اقدامكم ی ا ح ق م د د ن ا

وحید زایری

مشکل به نظر من بالاتر از این مسایله و مربوط میشه به حدود دخالت دین در جزئیات . یعنی باید دید خدا در چه مواردی تعیین صلاح دید را بر عهده تفکر انسان قرارا داده است .