انتقاد یا تخریب

عجیب است عجیب!

مسعود ده نمکی را می گویم. خودش عجیب نیست. عکس العمل ها در مقابلش عجیب است.

البته شاید هم طبیعی باشد.

برخی حرصشان در آمده که چرا این فرد با این اعتقادات یک دفعه گیشه ها را از دیگران ربوده.

برخی انتقاداتی به ذهنشان می رسد و می گویند. به او یا کس دیگه کاری ندارند. آنها کار را نگاه می کنند و انتقاد می کنند. نه سازنده آنرا.

برخی دوستش دارند و می خواهند پیشرفت کند. انتقاد می کنند و می گویند تا رشد کند.

 

اما در مورد این شخص، منتقدین، عموما از قشر اول هستند. یعنی کسانی که حرصشان در آمده که چرا او... چرا فردی از این قشر، در میان هنرمندان رشد کرده... برای این منتقدین، گویی اصلا مهم نیست که فیلم های سینماهای ما، عموما بسیار هجو و سبک است. اصلا مهم نیست که چرا بسیاری از خانواده های اصیل ما، رویشان نمی شود که پایشان را داخل سینما بگذارند و بچه هایشان به تماشای دوست دختر دوست پسر بازی های چند هنرپیشه سبک و ادبیات سخیف بنشینند.

برای این منتقدین، تا کنون این فیلم ها دغدغه ای نبوده. برای آنها تنها این مهم است که نباید یک آدم ارزشی و با دغدغه های اسلامی وارد جمع کارگردانان شود.

برای آنها مهم نیست که کارگردان این مملکت، فساد را ترویج کند. بی ادبی را گسترش دهد. به اعتقادات اسلامی حمله کند. اینها اصلا مهم نیست.

اما نوبت که به یک کارگردان این تیپی می رسد، همه چیز برایشان مهم می شود. به یکباره دقیق می شوند. ایراد گیر می شوند. چیزهایی که قبلا هم بیشترش را در سینما و تلویزیون دیده بودند. اما صدایشان هم در نمی آمد.

مشکل جای دیگر است. مشکل کارگردان است. هزار انگ می زنند تا او را خسته کنند. می گویند پشتش گرم است. نو پا است. فلان است. بهمان است.

من مطمئنم که اگر کارگردان دیگری هم همین فیلم یا سریال ها را می ساخت، مجوز می گرفت. مشکل این است که بسیاری از کارگردانان ما، تا در فیلم شان چند بی حرمتی نگذارند، انگار فیلم کامل نشده است. بعد هم می گویند که چرا مجوز نمی دهند.

بی خیال...

مسعود جان، فیلمت را بساز. باز هم دغدغه ات محرومین باشد.

ما هم انتقاد می کنیم. اما انتقاد می کنیم تا رشد کنی.

تشویقت هم می کنیم و نقاط مثبت کارت را هم می گوییم تا آنها را تقویت کنی و دلگرم شوی.

خدا قوت

/ 10 نظر / 11 بازدید
ولدبیگی

سلام . به هرحال کسی که درد برای گفتن داره باید منتظر این برخوردها هم باشه .

دلاور شهرستانی

فیلمسازی با هدف جهانی کردن ارمان های انقلاب باید دوباره از مسجد شروع شود. امروز ما به این نتیجه رسیده ایم که از روشنفکرنماهای غرب گرا چیزی دست گیر ما نمی شود ژس باید حتی با یه هندی کم خودمان دست به کار شوبم. مسلما از چارچنگولی بهتر می شود!

گمنام

البته به نظرم خیلی حیفه که هدف های خوب در قالب های ضعیف(ماست مالی)مطرح میشه .به نظرم این سریالش(برای من)دافعه اش بیشتر از جاذبه اشه. در ضمن من مخالفم که از لهجه های محلی جهت مسخره بازی استفاده شه.اتفاقی که داره در کشور ما باب میشه حتی آدمایی که از شهرستانندخودشون اعتراف می کنند که از لهجه ی محلیشون برای شوخی استفاده می کنند[عصبانی] انتقاد در جهت رشد!!!!! راستی جدیدا چقدر دیر آپ می کنید[منتظر] موفق باشید یا مهدی

س-ر

نظرت در وبلاگم و مطلبت رو خوندم رفیق. چندتا نکته به نظرم رسید که باید بگم: 1- خیلیا هستن که کارای بی ارزش می سازن و برای ساخت فیلما و سریالاشون نسخه ی "یه دختر خوش چهره+یه پسر شوخ+احمد پورمخبر+ یه داستان هندی" رو استفاده می کنن. اما اینکه چرا نسبت به ده نمکی این حس یا حرص وجود داره، دلیلش بر می گرده به طرز تفکر ده نمکی و ادعای "ارزش مداری"ش که عملا داره عکسش رو ثابت می کنه. فکر هم نمی کنم برای نمونه لازم باشه مثال بیارم. 2- من فکر می کنم فقط به این دلیل که ده نمکی اصولگراست یا بچه ی جنگه یا روزی دیدگاه های ارزشگرایانه داشته نباید چشم روی رفتار و گفتار و آثارش ببندیم. باید بپذیریم که همینجوری هم نظام برای ده نمکی و امثال هم هزینه می ده. حرف اینجاست که چرا آقای ده نمکی حاضر نیست برای ثبات و حیات نظام هزینه بده؟(راجع به این قضیه حاضرم بیشتر و بیشتر توضیح بدم) 3- برای من همه ی اونها که گفتی مهم هست. اما انتظارم از ده نمکی اصولگرای بچه حزب اللهی جنگ رفته اینه که وقتی رسانه هایی به این خوبی گیرش میاد، از چیزایی حرف بزنه که حرف دل ماست. نه برای اینکه هم اینور رو داشته باشه هم اونور رو، یکی ب

س-ر

سلام. اول در جواب پاسخ هاتون نظراتمو بگم: 1- اولا منظورم از "ارزش" در واژه ی ارزشمداری، ارزش های دینیه. در این زمینه حداقل می تونم بگم خیلی کمن کارگردان هایی که ادعای ارزشمداری داشته باشن. ثانیا همونطور که اشاره کردی، ده نمکی -چه بخوایم چه نخوایم و چه درست باشه و چه غلط- نماد جریان اصولگراییه. اینه که کار رو سخت می کنه و حساسیت رو بالا می بره. انتظار از تنها ظرفیت اصولگرایی در سینما خیلی بیشتر از فیلم های اخراجی ها و دارا و ندار و ... است.

س-ر

2- منظور من از هزینه ی نظام برای ده نمکی، هزینه ی مالی نیست. هزینه ی آبروییه. نه اینکه نظام بخواد، بلکه -بازم تاکید می کنم چه بخوایم چه نخوایم- ده نمکی با توجه به سابقه ش و به روزنامه هاش و ... متصل به جریان اصولگرایی و نظامه و هر حرکتی انجام بشه، خواه ناخواه "لطف نظام به ده نمکی" درنظر گرفته میشه. مثلا زمان پخش سریالش یا زمان اکران فیلمش، عبور از خط قرمزها و عدم سانسور اونا (مثل شوخی با "شربت شهادت" که گمون نمی کنم کسی غیر از ده نمکی جرات و فرصتشو داشت)، رفتار دوگانه در قبال مسائل که به نفع ده نمکی تموم میشه (مثل رقصیدن اکبر عبدی در دو فیلم، که در اولی فیلم توقیف و در دومی -مربوط به ده نمکی- اکران عمومی میشه و بعدها تو اخراجی ها2 و حتی سریال دارا و ندار ادامه این رقص پیدا می کنه) و ... اونوقت در قبال اینا ده نمکی چه هزینه ای برای نظام می کنه؟!

س-ر

با بررسی اخراجی ها 1 و 2 می بینیم که تقریبا هیچ! تو کدوم قسمت از اخراجیهای 1 و 2 حرفی از امام یا رهبری یا ولایت فقیه زده می شه؟! (درصورتی که تو فیلم) آدمای با ظاهر مذهبی تو این فیلم یا ریاکارن (حاج آقا گرینف و برادر دختر مورد علاقه ی مجید سوزوکی) یا عجولن و زود قضاوت کن (2تا فرمانده جنگی) یا سابقه ی خرابی دارن (کریم سوسکه) یا از از خودشون نظری ندارن و فقط اهل سینه زدن و گریه و زارین(جماعت توی اتوبوس موقع اعزام) فقط یه پیرمرد اهل عرفانه و یه روحانی که منطقی و درستن. در مقابلش آدمای منطقی و درست و Bold شده ی فیلم، هیچ کدوم ظاهر مذهبی ندارن. حتی تو همین سریال دارا و ندار، می بینیم که نیروی انتظامی وقتی یه حاجی فیروز رو می گیره، خیلی بی منطق ازش می پرسه شعار داده یا سطل آشغال آتیش زده؟! یا مثلا روحانی وقتی فتحعل تو مسجد سخنرانی می کنه، بهش می گه آشوب کردی!! آیا واقعا منطق نظام اینه؟!

س-ر

3- اولا من از روی ظاهر ایشون قضاوت نکردم و کلمه ی "حزب اللهی" که گفتم ادعای ایشون بود. ثانیا قبول که خیلی از بحث فیلم و سریال روی فیلمنامه می چرخه اما بحث اینجاست، فیلمنامه ی اخراجیها رو که خود ایشون نوشته و در مورد این سریال هم ایشون می تونست یه فیلمنامه ی دیگه پیدا کنه. یه فیلمنامه که ارزشی تر باشه. من چهاردیواری رو مثال می زنم نه اینکه بگم بدون اشکال بوده اما به حجاب اکثریت خانمهای این سریال نگاه کن. به مفهوم "دروغ باعث دردسر می شه و وقتی راست بگی همه چیز درست می شه" که معادل "النجات فی الصدق"ـه تو این فیلمنامه نگاه کن. از نظر شوخی ها هم به نظر من خیلی مودبانه تر از دارا و ندار بود.

س-ر

ثالثا اتفاقا تفاوت نظر اصلی ما دقیقا همینجاست. من معتقدم ضرر کسی که در لباس ارزشمداری، ضد ارزشمداری عمل می کنه، خیلی بیشتره. رابعا اساسا نه علاقه ای دارم و نه قبول دارم رضا رشیدپور رو. ولی از امام علی این حدیث رو یادمه که "انظر الی ما قال فلا انظر الی من قال" و برای همین اون جمله که جمله ی صحیحی هم هست بیان کردم. و البته چون از خودم نبود، رفرنس دادم.

س-ر

بعلاوه ی اینا که گفتم شما رو به خوندن قسمتی از نوشته ی "حسین قدیانی" دعوت می کنم که رو به شهید آوینی می گه : "در دوربین تو خبری از "اخراجی ها" نبود. خبری از این "وراجی ها" نبود. "خمینی"، اخراجی ها را قبل از جنگ، آدم کرده بود. در دوربین آوینی، بندگی بسیجی ها بود ولی هرزگی اخراجی ها نبود. شوخی بود ولی هجو نبود. روایت فتح روایت مردان جنگ بود نه روایت آدم های منگ. روایت فتح روایت خون بازی بود نه روایت مسخره بازی. در جبهه شاید "لات" بود ولی هرگز خبری از این "لاطائلات" نبود. مهم ترین حسن روایت فتح این بود که بچه های جنگ را همان طور که بودند نشان می داد. آوینی در وصف جنگ نه دچار افراط شد نه تفریط. آوینی جنگ را نمایش نمی داد بلکه با جنگ، نیایش می کرد. آوینی، جنگ را فیلم خودش نمی کرد بلکه همان فیلم جنگ را پخش می کرد. دیدن روایت فتح، تو گویی مثل این می ماند که با چشم خود داشتیم "کربلای پنج" را می دیدیم..."