مشکلی به نام تجملات. مشکلی به نام تحجر قوم گرایی

از امام خمینی حرفی شنیده ام به این مضامین که تا یک نفر فقیر در مرزهای کشورمان هست، نمی خواهم ریالی برای کار فرهنگی هزینه شود. (البته احتمالا منظور ایشان، این همایش ها و کتاب های گلاسه و ریخت و پاش هاست).


ناراضی هستم از این خرج هایی که صرف تجملات در شهر تهران می شود. یک چراغ وسط خیابان را در محله های بالای شهر بر می دارند و خوشگل ترش را می گذارند. در حالیکه چراغ قبلی را هم تازه گذاشته بودند و خوب هم کار می کرد.

نمی گویم پول ها را فلان مدیر بخورد و کار هم نکند. که کسی از کارش ایراد نگیرد.

اما می گویم باید در خرج بیت المال، مسلمان تر از اینها باشیم.

چرا ما باید منطقه ای کار کنیم؟ چرا شهرداری تهران، پولی را که از شهروندان تهرانی می گیرد، خرج سیل زدگان مسلمان پاکستانی نمی کند که از وبا نمیرند؟

گیرم که کراواتی های ایران زده و متحجر خاک پرست نگذارند.

حداقل خرج مرز نشینان و کپر نشینان کند. همه درآمدش را خرج آنها کند. همه درآمدش را. نه اینکه صدقه ای، فقط کمک کوچکی کند و با بقیه آن، تمام اتوبان هایمان را پر از گل کند. تا وقتی در کشور ما، کسی درد نان دارد، گل کنار اتوبان، از حرام بدتر است.

این پول شهر تهران نیست. پول اسلام است. حداقلش پول این مملکت است. هرچند که از شهروندان تهرانی کسب شده باشد.

مگر ما مسلمان نیستیم؟ چرا نباید راضی باشیم که آسفالت کوچه ما خراب باشد اما شهرداری یا دولت یا مسوولین بگویند که ما این پول را خرج ساختن خانه برای مردم فلان روستا کردیم؟

چرا باید منطقه ای خرج کنیم؟ منطقه ای کار کنیم؟ منطقه ای فکر کنیم؟ ما همه مسلمانیم. همه برادریم. این پول ها، عاقبت ما را خراب می کند. دین ما را خراب می کند. خانه خرابمان می کند.

/ 10 نظر / 10 بازدید