تعداد فرزندان: کم یا زیاد؟

شخصا در زمینه تعداد فرزند و ... با عدد دادن مخالفم و یه جورایی این تفکر رو شبه کمونیستی می دونم.

در آرمان های اسلامی هم جایی ندیده ام که اجبار یا توصیه اکید کرده باشند که افراد، تعداد خاصی بچه داشته باشند (چه کم و چه زیاد). یادمه که هرچقدر هم که می خواستن از امام خمینی رحمت الله علیه برای تعداد بچه، عدد بگیرن، امام عدد نمی دادن و می گفتن هر تعداد که می تونین اونها رو تربیت کنین.

فکر می کنم نمی شه برای همه یک نسخه پیچید. این اصلا درست نیست که ما بخواهیم برای یک خانواده ای که پدر و مادر اون خانواده، صبح زود تا آخر شب سر کارن، همون نسخه ای رو بپیچیم که برای یک خانواده که پدر، ظهر از سر کار برمی گردد و مادر هم خانه دار است، توصیه می کنیم.

تعداد فرزند، بستگی به خیلی پارامترها داره. از جمله اونها، آرمان ها و ایده های زوجین و انگیزه اونها از ازدواج کردن و همچنین روحیات و اخلاقیات اونها و نیز توانایی اونها در پدر و یا مادر بودن و همین طور، میزان وقت و انرژی ای داره که می تونن برای تربیت فرزندانشون بگذارن.
در درجه بعد از اهمیت، شاید بشه به میزان توانایی مالی اونها هم اشاره کرد.

یه زمانی یادمونه که می گفتن دو تا بچه کافیه. الان هم که صحبت بچه زیاد شده. البته من اصل صحبت ها رو نشنیده ام. اما متاسفم که امروزه خانواده ها این قدر کم برای تربیت بچه هاشون مطالعه می کنن و وقت می گذارن.

به نظرم خوبه که به جای صحبت در مورد تعداد بچه، چه از سوی مخالفین دولت و چه از سوی موافقین، بر روی تربیت بچه ها تاکید صورت بگیره. هم از نظر افزایش مطالعات والدین در مورد تربیت فرزند و هم از نظر صرف وقت بیشتر در خانواده برای تربیت.

هم چنین باید فرزندان خود را طوری تربیت کنیم که نیروی سازنده و مولد در جامعه باشند. نه صرفا مصرف کننده و به اصطلاح خودمانی، مفت خور! (شرمنده اما لغت بهتری نبود که بیانگر رفتار برخی از بچه های تربیت شده زیر دست پدر و مادرهای این دوره و زمونه باشه).


در نهایت می دونیم که آدم خوب، صد تاش هم کمه اما آدم بد، یکیش هم زیادیه.

/ 4 نظر / 33 بازدید