آقازاده ها بر گوش وزیر دولت منتخب مردم هم سیلی می زنند.

هر چی می خوام بگم اینجا گفته: لینک

سید حسن، شما که اهل چک زدن هستی، یک دستی هم برای ما بچرخان. صورت ما در راه امام خمینی و امام خامنه ای، مدتهاست که سرخ شده. آماده ایم آماده.

تیرهای شما به رهبر را که به سینه خریده ایم. سیلی که دیگه چیزی نیست. خصوصا که در راه دفاع از راه و آرمان امام خمینی باشد.

 

{ این پست در رابطه با اقدام زشت سید حسن در مراسم روز 14 خرداد 89 در مرقد امام راحل رحمت الله علیه است.

گفتنی است قبل از روز مراسم، به آقای احمدی‌نژاد اعلام ‌شد که شما از ساعت 11:30 تا 12:30 به مدت یک ساعت مدت سخنرانی دارید، پس از آن در روز سخنرانی، انصاری در پاویون محل سخنرانی به طرف احمدی‌نژاد رفت و به وی گفت که شما باید سخنرانی کنید.

قرار بود طبق اعلام قبلی احمدی‌نژاد به مدت یک ساعت سخنرانی کند اما هنوز نیم ساعت از سخنرانی محمود احمدی‌نژاد نگذشته بود که ناگهان آقای انصاری به طرف احمدی‌نژاد رفت و اعلام کرد که زمان شما به اتمام رسیده و این حرکت را دو یا سه بار تکرار می‌کند و احمدی‌نژاد هم به عمل انصاری اعتراض کرده و تذکر می‌دهد. ناگفته نماند که حضور انصاری در فاصله ای نزدیک به سخنران جلسه یعنی آقای احمدی نژاد و آن هم نزدیک به وی، اقدامی توهین آمیز به سخنران محسوب می شد.

 

رفتار اهانت آمیز انصاری نسبت به آقای احمدی  نژاد


پس از این موضوع آقای نجار وزیر کشور نیز برگه‌ای را به احمدی‌نژاد داد که شما طبق برنامه 30 دقیقه دیگر وقت سخنرانی دارید.

با توجه به اینکه در این مراسمات، تمامی بخش ها از مدت ها قبل تعیین و تنظیم می شود، حدس زده می شود که این اقدام، یک اقدام از پیش طراحی شده توسط سید حسن مصطفوی برای توهین به رئیس جمهور منتخب ملت باشد.

لازم به ذکر است که بر خلاف رویه معمول که سید حسن به عنوان نماینده بیت امام و به عنوان خوش آمد گویی، قبل از همه سخنرانان، سخن رانی کوتاهی می کرد، برای توهین و سبک شمردن آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور منتخب ملت، سخنرانی خود را به بعد از سخن رانی ایشان و قبل از سخنرانی رهبری معظم، منتقل کرده بود.

 همچنین در طی یک درگیری لفظی بین انصاری و نجار، انصاری یک کشیده محکم زیر گوش نجار زد و سیدحسن نیز به کمک انصاری آمده و او هم دو کشیده زیر گوش وزیر کشور زد و در ادامه نیز فردی با لگد ضربه‌ای را به سردار نجار وارد آورد. گویا نجار، آن روز سید حسن را سید حسن مصطفوی خطاب کرده است.

لینک به خبری کوتاه در این زمینه }

 

در جهت تکمیل این پست، خوبه که این مطلب رو بخونید

{به یاد ندارم در عصر قاجار و پهلوی هم شاهزاده‌ای آن اندازه قدرت داشته که وزیری را، آن هم وزیر کشور را، مورد ضرب و شتم قرار داده باشد. چه رسد به اینکه پیشکارش چنین کرده باشد!} ارجاع به کل متن: لینک

/ 3 نظر / 20 بازدید
هدیه تولد خورشید

سلام. یه کاری به نام «هدیه تولد خورشید» شروع شده. قراره وبلاگ نویس ها امسال زودتر به استقبال نیمه شعبان برن. و با هم داریم تدارک یه هدیه ی کوچیک برای امام زمان رو می بینیم. تا توی روز نیمه شعبان به عنوان هدیه تولد به ایشون تقدیم کنیم. برای همراه شدن با این گروه کار خاصی لازم نیست. فقط لطفا متن کامل رو در آدرس داده شده بخونید و اگه دوست داشتید، بسم الله. این حرکت از پنجم رجب یعنی سه روز دیگه شروع می شه.

حمید داودآبادی

همه تون دعوتید عروسی! دستم دراز، سرم بلند، روم سفید، خون سرد، راحت و با افتخار، فقط از روی نداری و ناچاری! برای ازدواج جانبازی عزیز، پسری گل و پاک، بعضی ها آستین بالا زدند و هر طوری که بود، رضایت آقا داماد رو به دست آوردند و موفق شدند در عملیاتی سخت و دیر هنگام، ایشون رو به امر مقدس ازدواج راضی کنند. حالا شما عزیزان، هر کدوم که می تونید و تمایل دارید برای تامین مقدمات زندگی این عزیز هدیه ای تقدیم نمایید، کافی است به این شماره حساب کمک هاتون رو واریز کنید: بانک ملی شماره حساب سیبا 0305245108007 به نام حمید داودآبادی منم این کار رو هم سر خود دارم انجام می دم. چون کار دیگه ای از دستم برنمیاد. اگه اون بفهمه که کارم زاره. کله ام رو می کنه. راستی: قول میدم بدون اخذ هرگونه کارمزد، پورسانت، سود و ... یه چیزی هم بذارم روش و بدم یه نفر دیگه تا همه رو یه جا بهش هدیه کنه. اگه دوست داشتید، فیش واریزی رو برام به این نشانی بفرستید: تهران – صندوق پستی 114 – 17445 davodabadi@gmail.com www.davodabadi.persianblog.ir

گل رز

سلام تو زندگی نامه شهید بزرگوار رجایی تو یه جلسه مهم جناب اقای بنی صدر شروع به فحاشی میکنه و شهید سکوت میکنند کارش به جایی میرسه که اقای رفسنجایی که اونوقتها پرچمدار انقلاب بود خطاب به بنی صدر میگه این از شان شما به دوره اقا !!!!!! حالا بعد از سالها تاریخ تکرار میشود و اینبار به جای فحاشی کار به کتک کاری رسیده خدا یه ما رحم کنه ببخشید شاید زیاد با موضوع مرتبط نبود و ارتباطش بیجاست شما به بزرگواری خودتون ببخشید[گل]