تحصیل دکتری در ایران یا خارج از کشور؟

تا به حال برای خیلی از افراد، این سوال پیش اومده که آیا خوب کاری کردیم که موندیم یا اینکه باید میرفتیم خارج از کشور تحصیل می کردیم.


مواردی که به ذهنم رسید، این موارد بود که خوبه دوستان هم اگه موردی به ذهنشون می رسه بگن.

تحصیل در مقطع دکترا در ایران:

1. توقعات بالای علمی از دانشجویان دکتری به دلیل جا نیفتادن دکتری به دلیل نو پا بودن آن در ایران

2. سواد پایین اساتید که منجر به تعریف تز هایی با موضوعات بی خود می شود که کار رو دشوار می کنه (البته بخش عمده ای از اون به این دلیله که اساتید ما خودشون رو ملزم نمی کنن که سالیانه حداقل در یک کنفرانس خارجی اصلی مرتبط با تخصصشون شرکت کنند تا با موضوعات روز آشنا باشن)

3. مشکلات اداری و ضوابط سخت و ثابت دانشگاه که گاهی خیلی دردسر ساز می شه (البته نمی دونم با این از زیر کار در رفتن برخی از ما، اگه این ضوابط نبود، آیا خوب بود یا نه)

4. اشتهای بعضا زیاد برخی از دانشجویان دکتری که بیش از زندگی دانشجویی را در ایام دانشجویی می خواهند (بعضا حقوق های میلیونی) که منجر به وقت کافی نگذاشتن برای تز می شه.

5. عادت داشتن دانشجوها به تنبلی و درس نخوندن (البته برخی از این دانشجویان وقتی به خارج می رن، تحت تاثیر جو درس خوندن بقیه هم دوره ای هاشون در همون دانشگاه خارجی، درس می خونن اما در اینجا برعکسه. جو عمومی بچه ها درس نخوندنه)

6. مشغول شدن به کار در کنار تحصیل و کسب موقعیت شغلی و نیز سابقه کار

7. بودن در کنار خانواده

8. تعریف تز در جهتی که بتونه دردی از مملکت خود آدم دوا بکنه (البته این مورد برای اقلیت نادری از دوستان صدق می کنه - بقیه، موضوعی تعریف می کنن که بعضا به درد کسی نخواهد خورد. نه در ایران نه در خارج. اگر به تعداد ارجاعات به مقاله های اکثر دوستان قدیم نگاه کنین، این مطلب خیلی روشن خواهد بود.)

9. بحث مالی (البته این مشکل تنها برای برخی از دوستان وجود داره که یا نتونستن یا نخواستن جایی بورس بشن و یا نتونستن خوابگاه بگیرن و یا ...)

تحصیل در مقطع دکترا در خارج از کشور:

1. دوری از خانواده (البته این برای تنها برخی از دوستان وجود داره چون برخی دیگر، این عامل اذیتشون نمی کنه)

2. آب به آسیاب دیگران ریختن (البته این عامل برای برخی از دوستان وجود داره - برای برخی از دوستان که درگیر این قضیه هستند، مسائلی مانند همون که در کتاب نشت نشا بهش اشاره شده)

3. دوری از جوّ کاری ایران و عقب ماندن از سابقه کاری در ایران

4. سابقه کاری خارج و آشنا شدن با نحوه کار کردن شرکت های خارجی (البته این عامل برای برخی از دوستان وجود داره که در خارج در کنار تحصیل، کار پاره وقت ارزشمندی انجام می دن. نه کارهای سیاه)

5. زبان (البته این مشکل برای اقلیتی از دوستان وجود داره)

6. جو فرهنگی خارج از کشور (البته این برای برخی از دوستان مشکل بزرگی محسوب می شه و برای برخی حتی یک نکته مثبت قلمداد می شه. پس بسته به آدمش تفاوت می کنه که مشکل باشه یا مزیت)

7. بحث مالی (البته برای افرادی که میزان کمک مالی دانشگاه به اونها، کافی نیست)

البته خیلی از موارد دیگه رو هم می شه اضافه کرد که چون قرینه اش رو در بخش دیگر به عنوان عیب گفته بودم، لزومی به تکرارش نبود.

/ 2 نظر / 124 بازدید
گمنام

کتاب نشت نشا رو (به طور ناقص)خوندم.واقعا به نکته ی جالبی اشاره شد اینکه تناسبی بین اطلاعات ما با نیاز های کشورمون نیست(و این میتونه یکی از علل مهم عدم پیشرفت ما باشه)و اینکه خب بچه ها این همه جون می کنن اینا رو یاد بگیرن ووقتی می بینن اون ور آب بیشتر استفاده میشه کرد میرن اون ور آب. الحمدلله به مدد اساتید یونیک(عشق خارج)هم در طول تحصیل هیچ هدفی با مضمون پیشرفت کشورواسلامو..توصیف نمیشه که اونم نور علی نوره!!!!!!!!!!

درنا

سلام خوبین؟ سال نو مبارک ایشالله که سال سرشار از خیر و برکتی داشته باشین خیلی خوشحالم کردین از نظر ارزشمندتون هم سپاسگزارم ما رو هم دعا بفرمایین یاعلی