تدفین شهدای گمنام در دانشگاه

به مناسبت تصمیم بر تدفین شهدا در دانشگاه امیر کبیر :

چند نقد را که از افرادی می شنیدم یا می خواندم موجب شد که نظر خودم را در این زمینه بدهم. تا خود بخوانید و قضاوت کنید...

١. تجربه تدفین شهدا در دانشگاه های مختلف نشان داده است که اینطور نشده است که هرکس بخواهد بیاید و بگوید می خواهم شهیدم را زیارت کنم. و حریم دانشگاه محفوظ مانده است و بهره برداری خاصی از این موضوع نشده است. این را مقایسه می کنم با کنسرت هایی که در دانشگاه های مختلف شخصا دیده ام که چگونه افراد بیرون از دانشگاه با سر و وضعی مخالف آنچه در دانشگاه مجاز دانسته شده است در آن شرکت داشته اند و همین افرادی که اکنون مخالفت می کنند استقبال کرده اند که مخالفت نکرده اند! که این نشان می دهد که این افراد مدافع حریم دانشگاه نیستند که فقط قصد مخالفت دارند.

اصولا اینکه ما دانشگاه را از جامعه جدا کنیم کار درستی نیست. زیرا منجر به پرورش محققینی می تواند بشود که از جامعه و فضای آن و نیز مشکلات آن که باید انگیزه همین تحقیق باشد دور گردند. مانند بسیاری از دانشگاه های مطرح جهان که به صورت آزاد و بدون حصار اداره می شوند. فکر می کنم این حصار سازی که برخی معتقد به آن هستند به نوعی تکبر نسبت به اقشار جامعه و خود برتر بینی ممکن است منجر شود. چون دانشگاه با بقیه مکان های مثلا دولتی و سازمانی تفاوت دارد زیرا قرار است در اینجا یاد بگیریم که چگونه مشکلات همین جامعه را برطرف کنیم نه آنکه از آن دور شویم و پیله ای به دور خود بتنیم. به همین دلیل به نظر من خوب است که حتی حفاظ های دانشگاه را برداریم و صرفا در داخل ساختمان های دانشگاه و کلاس های درس قوانین دانشگاه را بگذاریم و اجرا کنیم.

٢. دانشگاه های دولتی چون با پول بیت المال اداره می شوند از لحاظ قانونی متعلق به مردم و به سبب انتخاب دولت از طرف مردم تحت اختیار دولت است و هیچ فرد خاصی بدون داشتن مقام صاحب اختیار ( مثلا ریاست دانشگاه یا کسی که از طرف نظام صاحب اختیار این امر قرار داده شده باشد ) چه استاد باشد و چه دانشجو حقی در این زمینه ندارد. چون دانشجو صرفا کسی است که دولت به او اجازه داده شده است که تا حدی مشخص از بخشی از بیت المال استفاده کند. (البته از لحاظ قانونی گفتم - همانطور که دانشجو نمی تواند حتی یک ماژیک را از دانشگاه بدون اجازه خارج کند یا در دانشگاه بدون اجازه از یک ماژیک دانشگاه استفاده کند). و استاد هم کسی است که توسط دانشگاه استخدام شده است که به دانشجویان درس های مورد تصویب دانشگاه را آموزش دهد (همانطور که استاد حق ندارد از سیلابس عدول و تخطی کند و یا بدون اجازه و هماهنگی مسئولین دانشگاه کاری اضافه در دانشگاه انجام دهد - البته باز هم از لحاظ قانونی) و خلاصه فقط مسئولین دانشگاه حق تصمیم گیری دارند و اگر جایی هم نظر سنجی ای می کنند صرفا بنا به صلاحدید خودشان است. این بنا به اختیاری است که همین مردم جامعه به آنها در اداره جامعه از لحاظ قانونی داده اند.

٣. برخی می گویند که تدفین شهدا باعث می شود که بعدا به ما بگویید که فلان کار را کردید و حرمت شهدا را نگاه نداشتید.

نکته ای که این افراد باید در نظر بگیرند این است که دو حالت دارد : یا کاری که می خواهند بکنن از نظر دستورات خداوند متعال درست است یا خیر. اگر درست است که مشکلی نیست. اما اگر خلاف دستورات خداوند متعال است، صحیح آن است که حرمت خداوند را که از همه بزرگتر و برتر است نگه دارند و بنا به آیه قرآن "و الله احق ان تخشیه" (خداوند شایسته تر است که از او پروا کنی).

یک نکته جانبی هم در مورد شهدای گمنام :

اینکه هر شهیدی پلاکی دارد که از آن طریق قابل شناسی است در کل درست است اما در مورد شهدای گمنام به آن دلیل که پلاک آنها همراه باقی مانده پیکرشان نبوده است قابل شناسایی نیستند. در ضمن خیلی از خانواده شهدا هستند که تا کنون به آنها حتی قطعی اعلام نشده است که فرزندشان شهید شده است یا خیر. یعنی هنوز پیکر آن فرد پیدا نشده است. چون در شرایط جنگی خیلی از اوقات امکان دفن شهدا در مکانی مشخص یا حتی صرفا دفن آنها نبوده است.

۴. فراموش نکنیم که شهدای گمنام هم هریک فرزندی از این مملکت هستند که تنها نامشان را نمی دانیم که به همین دلیل فکر نمی کنم تفاوتی در اصل قضیه و جایگاه آنان داشته باشد. پس ارج بگذاریم مقام کسانی را که خداوند آنها را اجر گذاشته است : "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون" (و کسانی را که در راه خدا کشته شدند را مرده نپندارید بلکه زندگانی هستند که نزد پروردگارشان روزی می گیرند). این را خطاب به کسانی می گویم که با بی احترامی می گویند دانشگاه را گورستان نکنید. شهیدان زنده اند و ارتباط با آنان ما را زنده می کند. آنهایی که شهیدی در دانشگاهشان دارند می دانند که چه ارتباط خوبی بین آنها و این شهدا برقرار می شود پس از مدتی. و چه لذتی دارد و چه صمیمیتی اینکه پیکر یک عزیز خدا را در کنارت داشته باشی. و جسم فیزیکی کم اثری در اسلام ندارد چه آنکه اگر نبود این اثر این همه سفارش نمی شد به حضور در کنار قبر ائمه اطهار (که درود و رحمت خدا بر آنان باد) و بیان نمی شد برکات این حضور.

با ربط یا بی ربط بد نیست سری بزنید به :

http://shahidegomnamerasht.blogfa.com/post-7.aspx

/ 4 نظر / 11 بازدید
حمید

در مورد فرایندی به نام جابجایی که فرایندی روانی است و در ناخود آگاه جای اهداف و اغراض را طوری عوض می کند که خود آگاه انسان اصلا چیزی نفهمد حتما شنیده اید مشابه همین روند در دفن اجساد در دانشگاه مشاهده می شود منتها گویا اولیای امور خود کاملا به اغراض پشت این کار واقفند. تاثیر حضور این اجساد در دانشگاه آن رابطه احساسی بین دانشجویان و ارواح شهدا نیست بلکه ظهور و حضور چکمه های سیاه در زیر چهره های روحانی و دعا خوان است. هر چیز اثر عینی دارد که صرفنظر کردن از اثر عینی آن چیز به قضاوتی اشتباه منجر می شود. مشابه این هتک حرمت به کشته شدگان در راه وطن در هیچ کشوری انجام نشده و ((دیگران)) در مورد اینگونه مسایل به مشکلی مثل مشکل دفن شهدا در دانشگاه های ما بر نخورده اند استفاده ابزاری سیاسی از این مسئله اظهر من الشمس است. موفق باشید.

سرما

در کشورهای دیگه سربازان متجاوز و بی رحم ارتش چه مرده و چه زنده دارای احترام و حرمت بالایی هستند به خاطر ملی گرایی یا هر چیز دیگه اما در کشور ما کسانی که برای دفاع از کشور و دین با نیت پاک جان خود را به خطر انداختند چه جایگاهی دارند؟! در زمان پست این مطلب جایگاه خوبی ندارند. گذشته بهتر بود آینده را نمی دانم. شاید به نظر بعضی این ها بهانه خوبی برای حمله به خودمان باشند! شاید بعضی دانشگاه را سنگر خود می دانند و نمی خواهند کسی به همین راحتی فتحش کند! شاید فرهنگ شهادت با فرهنگ عمومی دانشگاه ایجاد تناقض کند! شاید وقتی چشم به این قبرها می افتد در دل احساس شرم ایجاد کند! شاید ...

لیدی

سلام نظر شما را در پایگاه اطلاع رسانی امیر کبیر خواندم خود من هم تا حدودی در مورد این قضیه دچار شک بودم ولی خوب منطق شما پذیرفتنی است من را قانع کرد ممنون[گل]

علی

http://autac.persianblog.ir در باره تدفین شهدا در دانشگاه صنعتی امیر کبیر