مرگ استیو جابز

باید اول تکلیف خودمون رو با اصول خودمون روشن کنیم. برای ما فقط حرفه ای و موفق بودن فرد مهمه یا اینکه از این توانایی در چه راهی استفاده می کنه هم مهمه.

در مورد استیو جابز:

بسیار ایده پرداز و تیز هوش بوده.

برخی از این تکنولوژی هایی که الان در دست همه هست، ایده ابتدایی اونها توسط این آقا ارائه شده.

اما یک نکته: ایشون مدیر عامل و موسس یکی از شرکت هایی است که بزرگترین خدمات رو به رژیم نحس و غاصب اسرائیل کرده. البته خودشون هم از گفتن این جمله ابایی ندارند.

حالا ما دیدگاهمون نسبت به کسی که در جبهه دشمن کار می کنه چیه؟

اصلا دیدگاه ما نسبت به معاویه چیه؟ معاویه، سیاست مدار بزرگی بوده. تازه نماز و روزه هم می خونده و می گرفته. بالاخره جامعه اسلامی رو مدیریت هم کرده.

اما فقط یک نکته: ایشون جبهه دار باطل بوده. مقابل حضرت علی علیه السلام.

اصلا یک کم بالاتر فکر کنیم.

نظر ما در مورد شیطون چیه؟ شیطون عبادت کننده بزرگی بوده. توانایی های زیادی داشته. هوش فراوانی هم داره. الان هم کل جبهه باطل رو خودش مدیریت می کنه. شوخی نیست. این همه نبوغ از خودش بروز می ده که بتونه هر کسی رو به طریقی به راهی بکشونه که می خواد.

فقط یک نکته: ایشون مقابل خدا وایساده. توی راه باطل. همین!

نتیجه گیری با خودتون. اما به نظرم دو نکته رو باید در ذهنمون داشته باشیم:

اول اینکه در جبهه باطل، کسانی ممکنه وجود داشته باشند که نکات مثبت و یا خیلی مثبت متعددی داشته باشن (یادمه آقای قرائتی می گفت: چرا ما تصورمون از یزید یک آدم زشت و وحشت ناکه؟ چرا به خودمون نمی قبولونیم که یک آدم ممنه خیلی زیبا باشه اما امام حسین علیه السلام رو هم بکشه.). این نکات مثبت ممکنه خلی ممتاز باشه (مثلا در یک معیار، در دنیا اول باشه)

دوم اینکه باید اولویت بندی اصول برامون کاملا مشخص باشه. یعنی بدونیم که برای ما در درجه اول اهمیت، کدوم معیاره. مثلا: من خلاق بودن بودن یک فرد برام خیلی مهمه. اما موافق یا مخالف حق بودن برام چقدر مهمه؟

این رو گفتم که همون بحث خاکستری بودن افراد رو یادآوری کنم. ممکنه افرادی با ویژگی های بسیار منحصر بفردی در ته ته بهشت باشن. مثل خود شیطان!

انگیزه نوشتن این پست، پس از خوندن این مطلب ایجاد شد: لینک

 

/ 9 نظر / 20 بازدید